.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

تقدیر من این بود که نفرین شده باشم

 

تبدیل به این سایه ی غمگین شده باشم

 

تقدیر من این بود در این غار مجازی

 

تنهاتر از انسان نخستین شده باشم

 

دادند به من جام عطش،باده ی آتش

 

تا مست از این خط فرودین شده باشم

 

ترس من از این است،اگر دیر بیایی

 

حتی به تو و عشق تو بدبین شده باشم

 

روزی که بیایی و دل ودین بربایی…

 

شاید من کافر شده بی دین شده باشم

 

تقصیر جنون بود که با عقل درآمیخت

 

نگذاشت که دیوانه تر از این شده باشم



:: بازدید از این مطلب : 373
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.

 

465484-www.asheganeh.ir

مرد خیلی بیشتر از یه دختره گناه داره

مرد لاک نمیزنه به ناخونش که وقتایی که غصه داره ناخوناشو نگاه کنه از ته دل احساس رضایت کنه

مرد تو اوج تنهایش سرشو نمیزاره رو شونه دوستشو ودشو خالی کنه

مرد وقتی با همه لج میکنه نمیتونه موهاشو از ته کوتاه کنه به نشونه اعتراض

یه وقتایی

یه جاهایی

باید گفت

میم مثل مرد



:: بازدید از این مطلب : 430
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.

 

456465448-www.asheganeh

من یکـ دخترم. .

بــــــــدان. .

 

\”حــــــوای \” کسی نـــــمی شــوم که به\”هــــــوای \” دیگری برود …

 

تنهاییم را با کسی قسمتـ نـــمیـکنم که روزی تنهایمـ بگذارد .. .

 

روح خـــداستــ که در مــــن دمیـــده شده و احســـــاس نام گرفتهـ .. .

 

… ارزان نمی فروشمش

 

دستــــــهایم بــالیـــن کـــودکـ فـــردایـــم خـــواهـــد شــــد .. .

 

بـــی حـــرمتـــش نمی کنم و به هــر کس نمی سپارمش .. .

پـــاییــــــز استـ …

 

باران بی وقفه این روزها هوای عاشقی به سرم می اندازد .. .

 

لبـــــریــــزمـ از مهـــــر ……. اما استــــــــوار ……

 

ســـــودای دلـــم قسمت هر بی ســر و پـــــا نیستـ …. .

 

عشق\”حـــوای\” ایرانی با شکــــوهـ استـ و بــــــــزرگـ ….

 

\”آدمی \” را برای همراهی برمی گزیند ، شریــفـ ، لایــقـ ، فروتـــــنـ و

 

عـــــــــــــــاشــــــــــــــقـــــ …….!!!!



:: بازدید از این مطلب : 469
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.
 برای انجام کاری مجبور بودم 2ماه تو باغ پدریمون تو شهریار باشم و فقط هر 2هفته یک روز میتونستم برم بیرون،این باغی که بهتون میگم چند نسل که معروف به سنگین بودن و اینو تمام غریبه هایی که مخفیانه اومدن اونجا میگن ولی ما خودمون حس میکنیم که همیشه اینطوری نیست وفقط بعضی شبها هست که واقعا خودمونم اینو میفهمیم و سگهای تو باغم تو اون شبها تا صبح صداشون در نمیاد و یه گوشه خودشونو جمع میکنن.تو همین شبهایی که تو باغ بودم خیلی دلم میگرفت بعد منتظر میشدم وقتی پدرم میخوابید میرفتم بیرون یکمی جلوتر از خونه باغ آتش روشن میکردم و تا نزدیکای صبح کنارش میشستم،شبای اول متوجه شدم تنها نیستم و کنارم کسی هست ولی چون از بچگی به پدرمون چیزی میگفتیم میگفت چیزی نیست فکر کردی منم گفتم لابد خودم دارم خودمو میترسونم،شبهای بعدی که آتیش روشن میکردم تو فاصله 50متری خودم کنار دیوار گاوداری متوجه عبور یه نفر شدم ولی وقتی دقت کردم فهمیدم یک نفر نیست بلکه تقریبا 20نفر از اونجا میرفتن و میومدن که من همونجا فرار کردم تو خونه و تا صبح بیرون نیومدم و چند شب هم آتش روشن نکردم ولی یه شب دیگه که تقریبا ترسم کمتر شده بود کنار آتش متوجه چیزی شدم و تا سرم و برگردوندم یک چیز سیاه به بزرگی یک آدم معمولی یه فاصله به طول 6یا7مترو پرید و رفت لای درختا و من تا یک ربع نتونستم از ترسم تکون بخورم و صبح که شد به خونه تلفن کردم و به مادرم گفتم چه اتفاقایی میوفته چون پدرم فقط سعی میکرد به ما بقبولونه که چیزی واسه ترسیدن تو باغش وجود نداره ولی خودش به تمام پرده هایی که از پنجره های خونه باغ آویزونن سنجاق قفلی زده و یک میخ بزرگ اندازه 30سانت به دیوار انباری فرو کرده واین کاراشو منو داداشم کشف کردیم،حتی به نظر برادر بزرگترم تو باغ طلسم هم انجام میده چون بعضی وسایل و تنه درختها و چیزای دیگرو مثل کوزه آب شکسته رو با دقت به شکل خاصی زیر یه قسمت دیوار میچینه و همیشه وقتی میخواد از باغ بره بیرون اینکارو انجام میده و از باغ میاد بیرون اما مادرم چون اون خودش این باغ و میشناخت و خاطره های عجیب و ترسناکی واسمون تعریف میکرد بهم گفت اگر چیزی دیدی خودتو بزن به اون راه و به روی خودت نیار و هیچ وقت دقت نکن که بفهمی چی از دور و برت میگذره!!من چون بعضی شبها مجبور بودم برای دستشویی بیام بیرون به خدا قسم حتی صدای پاشونم میشنیدم ولی از ترس پشت سرمو نگاه نمیکردم و چند بار هم به سمتم کلوخ پرتاب کردن ولی من دیگه وقتی شب میخوام تو اون باغ راه برم حتی چراغ قوه هم روشن نمیکنم که نتونم چیزی ببینم که اذیتم کنه،حالا به نظر شما اینکه آدم هرچی میبینه به روی خودش نیاره بهترین راهه!؟چون بعضی وقتا حس میکنم عمدا میخوان خودشونو نشون بدن و اگر نگاهشون نکنی صدا در میارن و اگه بازم توجه نکنی کلوخ بهت پرت میکنن از هر طرف!
رنگارنگ


:: بازدید از این مطلب : 297
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.

يکي ديگر از مکان هايي که ادعا مي شود ارواح و اشباح زيادي در آنجا رفت و آمد دارند، کاخ همپتون در انگلستان است. ادعا مي شود مدارک زيادي مبني بر ديده شدن ارواح در اين مکان و همچنين شنيده شدن صداي پاي شاه هنري هشتم تا به حال به دست آمده است که همين امر باعث مي شود تا هر روز صدها نفر بازديدکننده براي ديدن اين کاخ اسرارآميز به اين مکان بيايند. در حدود 500 سال قبل شاه هنري به همراه پنج همسرش در اين کاخ زندگي مي کردند. مشهورترين شبح قصر متعلق به همسر پنجم پادشاه، کاترين هاوارد است. او دختر 18 ساله اي بود که در سال 1514 به عنوان همسر جديد پادشاه، به قصر همپتون وارد شد اما فقط يک سال از ورود او به قصر گذشته بود که رفتار ناشايست او زبانزد خاص و عام شد. او دائم در امور کشوري دخالت کرده و با همدستي افراد طالب قدرت، نقشه قتل پادشاه را در سر داشت. همين امر باعث شد تا شاه دستور دستگيري او را صادر کند اما او از دست سربازان فرار کرده و خود را به شاه رساند تا از او طلب بخشش کند ولي شاه به او توجهي نکرد و سربازان در همان حالي که ناله و گريه مي کرد او را کشان کشان بردند و اعدام کردند. از آن زمان ادعا مي شود که هر سال درست در همان روز و در همان تالار، صداي زني مي آيد که با فرياد گريه مي کند. اين تالار امروزه به نام تالار ارواح شناخته مي شود. گفته مي شود روح او تا به حال بسيار ديده شده است اما به خاطر اينکه دائم به اين سو و آن سو مي دود، کسي نتوانسته است از او عکس بگيرد ولي کساني که او را با دقت ديده اند، مي گويند موهاي بلند و به هم ريخته اي دارد که صورتش را پوشانده است.
شبح ديگر، مربوط مي شود به ملکه جين سيمور که در سال 1537 پسري به دنيا آورد و تنها يک هفته بعد از تولد فرزندش از دنيا رفت. او در حالي که با لباسي سفيد و شمعداني در دست در کاخ پرسه مي زده، ديده شده است.
از اشباح ديگري که با ايجاد سر و صدا کاخ همپتون را که روزي يکي از زيباترين قصرهاي انگلستان بود، به مکاني رعب آور تبديل کرده اند مي توان به شبح اسقف اعظم لاوود اشاره کرد که در کتابخانه به دست افراد ناشناس سر از بدنش جدا شده بود.
روح او طوري ديده شده است که سرش روي زمين مي غلتد و دائم صداي فرياد او به گوش مي رسد. همچنين شبح سيبل پن، نديمه پسر هنري است که در سال 1562 از دنيا رفت و در حياط قصر به خاک سپرده شد اما هيچ کس از مکان قبر او اطلاع نداشت تا اينکه در سال 1829 هنگامي که کليساي قصر تخريب شد قبر او نيز نمايان شد. از آن تاريخ به بعد ادعا مي شود شبح سرگردان او هم در قصر ديده شده است. يکي از مدارک موجود که برخي محققان تلاش مي کنند بوسيله آن وجود اين اشباح را ثابت کنند، تصاوير ضبط شده توسط دوربين هاي مدار بسته قصر است. اين تصاوير، شبحي را نشان مي دهند که در حال باز و بسته کردن درهاي قصر است. اين تصاوير توسط بسياري از شبکه هاي تلويزيوني نيز نمايش داده شد. دکتر ريچارد ويسمن، روان شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه هردفورد شاير در اين رابطه مي گويد:« ارواح واقعاً وجود دارند اما اين فيلم همچنان مورد بررسي قرار مي گيرد تا صحت يا ساختگي بودن آن اثبات شود.



:: بازدید از این مطلب : 328
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.

 

         

 

خبری ترسناک و غیر قابل باور از روح یک زن 
زمانیکه یک گروه تخریب در حال خراب کردن یک مسافرخانه قدیمی بودند چیزی دیدند که غیر قابل باور و ترسناک نبود.

روح صاحب مسافرخانه آمده بود تا مانع تخریب خانه شود. این کارگران مدعی شدند ابتدا همه وسایل برقی ناخودآگاه از کار افتادند و لوسترهای مسافرخانه خاموش و روشن شدند و به همین دلیل خیلی از کارگران ترسیده بودند. اما زمانیکه با ترس به کار خود مشغول شدند متوجه شدند پشت یکی از پنجره ها کسی در حال تماشای آنهاست.

این تصویر به قدری واضح بود که یکی از کارگران توانست از آن عکس بگیرد. بعد از تحقیقات فراوان فهمیدند که این عکس شباهت عجیبی به آخرین مالک این مکان که یک بیوه به نام فرانسیس گریش بود شدند.
این زن سال گذشته و در 59 سالگی درگذشته است. پسر این زن هم تایید کرده که عکس روح پشت پنجره شباهت زیادی به مادر مرحومش دارد.

سرپرست این کارگران که از ترس دست از کار کشیده اند میگوید من اصلا به روح اعتقاد نداشتم اما با دیدن مسایلی که در این مسافرخانه اتفاق افتاد واقعا این مسئله را باور دارم.

اگرچه بخش اعظم این مسافرخانه تخریب شد اما فعلا کارگران دست از کار کشیده اند. تا ببینند چگونه میشود روح سرکش این زن را آرام کرد.

 



:: بازدید از این مطلب : 275
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.

 

مکان های ترسناک ، ایران
مکان های ترسناک و راز آلودی در ایران وجود دارند که هر کدام افسانه ای را در بر میگیرد در ادامه با برخی از این مکان ها آشنا میشوید.
بازدید : 53,853 نفر

مکان های ترسناک و راز آلود ایران

ماجراجویی در مناطق ترسناک یکی از جذابیت های گردشگری است، برای همین هر از گاهی فهرستی از جاذبه های گردشگری عجیب و ترسناک بیرون می آید که راهنمایی می شود برای آن دسته از ماجراجویان کنجکاوی که می خواهند سفری سرشار از هیجان و دلهره را تجربه کنند.مکان های ترسناک

مکان های ترسناک
بیشتر مکان هایی که در ایران به اصطلاح ترسناک و یا مرموز معرفی شده اند، داستانی عجیب و گاه باورنکردنی دارند که کنجکاوی مسافران غریبه را برمی انگیزد تا حتما آن منطقه را ببینند و روح کنجکاو خود را در آن محیط عجیب به چالش بکشند، مثل ریگزار جن که عنوان وحشتناک ترین منطقه ی ایران را به دوش می کشد و هیچ برگشتی از آن متصور نشده و یا دره ای که روزها زیبایی شگفت انگیزی دارد و شب ها محل گذر ارواح است و افسانه های دیگری از این دست که برای خزینه ی حمام های قدیمی، خانه های کاه گلی، قنات های باریک و عمیق و جنگل های انبوه روایت می شود؛ اکنون در این گزارش به معرفی تعدادی از این مکان های رازآلود و خوفناک می پردازیم.

کویر وحشت 

کویر وحشت

«ریگ جن» یا «مثلث برمودای ایران» ، شگفت انگیز ترین، اسرار آمیز ترین و ترسناک ترین منطقه ایران است، با باتلاق های سهمگین که مرگ را برای هر موجودی زنده ای به ارمغان می آورد. اتفاقات بی پاسخ و توجیه نشده بسیاری در این منطقه روی داده است و نمکزار های این منطقه محل قتل و دفن موجوات زنده بسیاری بوده است.

کویر «ریگ جن» با وسعتی حدود 3800 کیلومترمربع، در جنوب غربی و غرب دشت کویر، جنوب سمنان، قرار گرفته است. هیچ گونه چشمه یا چاه آبی در این منطقه وجود ندارد. نبود منابع آب در گستره وسیع ریگ جن به همراه وجود موانع طبیعی از جمله باتلاق های نمک و تپه های ماسه ای مرتفع، عواملی است که این منطقه را در طول قرن ها از دسترسی انسان دور نگه داشته است. این منطقه، پوشش گیاهی و جانوری ندارد و تا کنون گزارشی درباره ی حیواناتی که احتمال دارد در اینجا زندگی کنند، ارائه نشده است. شن زارهای گسترده ی این منطقه و باتلاق های آن، هر انسانی را به وحشت می اندازد. اگر کسی بدون تجهیزات لازم به این منطقه سفر کند، گرفتار گل و لجن های بیابان می شود و به قولی، به کسانی می پیوندد که در این بیابان ناپدید شده اند.

گردشگری ایران
قدیمی ها معتقد بودند، این سرزمین نفرین شده و پایگاه شیطان ها و ارواح پلید است. مردمی که در اطراف این کویر زندگی می کنند بر همین باور هستند که اگر کسی پایش به «ریگ جن» برسد، ناپدید و از سوی ارواح و موجودات ماورایی به قلب «ریگ جن» فرستاده می شود! یکی از کاوشگران می گوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می رسند، می ایستند و حرکت نمی کنند. هر چند طلسم مثلث برمودای ایران ده سال پیش شکست و علی پارسا ماجراجوی ایرانی پس از چند بار تلاش ناکام بالاخره توانست از این کویر وحشتناک بگذرد.

تماشا و کاوش در این منطقه می تواند مورد علاقه ی گردشگرانی باشد که هدف شان از سفر، چیزی به جز تفریح است.



دره ای که محل گذر ارواح است 

جزیره قشم
جزیره قشم فارغ از تمام زیبایی های شگفت انگیزش با روایت ها و حکایت های مردم بومی آن منطقه، قصه هایی دارد که جذابیت بسیاری از این جاذبه ها را دو چندان می کند؛ یکی از آنها "دره ستاره ها” است. این دره یکی از ژئوسایت های جزیره است که در پنج کیلومتری ساحل جنوبی قشم و بعد از روستای "برکه خلف” قرار دارد.

داستان های وهم انگیزی درباره این دره که شبیه عمارتی ویران شده با دالان های تو در تو و شکاف ها و حفره های بسیار است، روایت می شود؛ به طوری که محلی ها با تاریک شدن آسمان گذرشان به این دره نمی افتد و معمولا با لبخند مسافران غریبه را برای رفتن به این دره در تاریکی منصرف می کنند و می گویند:اجنه و ارواح شب ها به آن رفت وآمد دارند.

جزیره قشم

به عقیده ی اهالی در دره ستارگان، ستاره ای بر زمین افتاده و قطعه ای از زمین را منفجر کرده و شگفتی احجام غول آسای این دره به خاطر برخورد همین ستاره است!

ماندن در این نقطه از جزیره پس از غروب آفتاب هم برای عده ای نگران کننده و دلهره آور است، چون می پندارند با سکوت شب موجودات فرازمینی در این دره گردهم می آیند.

با این حال دره ستاره ها محلی برای شیفته گان پدیده های آسمانی است که شب هنگام به دور از داستان های خیال انگیز تسخیر دره توسط ارواح از بام تندیس ها، اجرام و پدیده های آسمانی را رصد کنند.



جنگلی که جیغ می کشد 

جنگل

در نزدیکی های مشهد ابتدای روستای "سربرج” از توابع بخش طرقبه ، جنگلی انبوه دیده می شود که با تاریک شدن آسمان صداهای وحشت آوری از میان درختان آن به گوش می رسد که به گفته ی اهالی و غریبه هایی که به آن منطقه سفر کرده اند، شبیه جیغ است.

جنگل
برخی ساکنان منطقه، این صداهای وحشت آور را از ملخ هایی می دانند که به این منطقه هجوم آورده اند و شب ها به درختان پناه می برند، برخی دیگر نیز عواملی ناشناخته را از جمله آب وهوا، دلیل به وجود آمدن این صداها می دانند. جالب است بدانید که این صداها چندسالی است که به گوش می رسد و قبلا از آن خبری نبوده. این منطقه در دره ای واقع شده که رودخانه ای از آن می گذرد.این رودخانه هر سال در یک فصل خشک می شد، ولی از سال 1390، یعنی درست از سالی که این صداها از جنگل شنیده می شود، همچنان آب در آن جریان دارد و همین امر باعث جلب توجه مردم و به تبع آن، ترس آن ها از این پدیده ی شگفت انگیز شده است، وحشتی که می تواند گردشگران کنجکاو را به سوی خود جلب کند و این جنگل می تواند برای آنهایی که قصدشان از سفر تجربه ترس است و ترشح آدرنالین، کمپ زدن در آن گزینه خوبی برایشان باشد.



گورستانی برای جن ها 

گورستان جن ها
در جنوب شرقی ترین نقطه ایران، گورستانی با سنگ قبرهای عظیم الجثه مکانی جالب برای ماجراجویانی است که به دنیای ماورالطبیعه علاقه دارند. "گورستان جن” در روستای تیس نزدیک شهر چابهار در استان سیستان و بلوچستان، همان جایی است که سنگ قبرهای بزرگ و عجیبی دارد و محلی ها را به این باور رسانده که این گورها محل دفن آدمیزاد نیست.

تیس روستایی باستانی با قدمتی نزدیک به 2300 سال است که مردم آن حوالی داستان های عجیبی درباره اش می گویند و آن را محل زندگی جن ها می دانند. گورستان جن که مردم بلوچ به آن "جن سنط” می گویند، نمونه ای از این باورهاست.

گورستان جن ها
در گورستان جن، قبرها کنار هم روی سطحی صخره ای حفر شده اند که این شیوه ی حفاری پرسش های زیادی را بوجود آورده و در نهایت پاسخ را به دنیای از ما بهتران کشانده. بومی ها معتقدند، با تاریک شدن هوا جن ها بر سر مردگان خود مویه می کنند و هرکس شبانه گذرش به این گورستان افتد، مورد نفرین آن ها قرار می گیرد و بعد از چند روز با عذابی سخت می میرد.



غار قاتل 

 غار قاتل
حفره ها و تنگناهای عمیق سرشار از سکوت و سیاهی و حتی گاهی صدای جانورانی چون خفاش ها در دالان های تنگ ، همیشه مکان هایی هیجان انگیز برای ماجراجویی بوده اند.

غار پَراو در 12 کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه نزدیک روستای چالآبه در ارتفاع 3050 متری میدان جنوبی قله کوه پراو با 751 متر عمق با 26 حلقه چاه، یکی از عمیق ترین و صعب العبورترین غارهای جهان است.عمیق ترین چاه پرآو 42 متر عمق دارد، دهنه ی ورودی غار کاملا چاهی است و ورود به آن به گردشگران معمولی و حتی غارنوردان غیرحرفه ای اصلا توصیه نمی شود.

غار پَراو
برودت دمای هوا در پرآو به دلیل آب جاری داخل آن که حاصل ذوب شدن یخچال های زیرزمینی است می باشد، این دما همیشه بین یک و سه درجه سانتی گراد است و همین مساله پیمایش غار را سخت می کند. جدا از این، گذرگاه های تنگ و خرچنگ روها، ریزشی بودن برخی از قسمت های غار، تراورس های خطرناک و چاه های عمیق، پرآو را در دنیا به غاری صعب العبور و سخت تبدیل کرده، به طوریکه پنج غارنورد ایرانی جان خود را در این غار از دست داده اند و اجساد برخی از آن ها هیچ وقت به بیرون از غار منتقل نشده است.


:: بازدید از این مطلب : 323
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.

 

 



ترسناک ترین مناطق ایران,وحشتناک ترین مناطق گردشگری ایران,عجیب ترین مناطق گردشگری

عجایب چهارگانه ترسناک ایران
در ایران، مناطق عجیبی برای گردشگری وجود دارد که علاقه‌مندان می‌توانند به آن‌ها سفر و صحت مطالبی را که درباره‌شان مطرح می‌شود، بررسی کنند.
 هدف همه‌ی گردشگران از سفر، فقط تماشای مناظر دیدنی و خوش‌گذرانی نیست، بلکه برخی هم هستند که برای برطرف کردن احساس کنجکاوی، کسب دانش و … سفر و مقصد خود را انتخاب می‌کنند.مناطقی در ایران وجود دارد که افراد کنجکاو می‌توانند برای کشف آن‌ها سفر کنند.

 

ترسناک ترین مناطق ایران,وحشتناک ترین مناطق گردشگری ایران,عجیب ترین مناطق گردشگری

 
باغی که از درختانش سنگ آویزان است!
زیدی یک پژوهشگر حوزه‌ی گردشگری باغی را معرفی کرد که با بقیه‌ی باغ‌ها متفاوت است. او درباره‌ی این باغ توضیح داد: در ۴۰ کیلومتری جنوب شرقی سیرجان، باغی قرار دارد که به آن «باغ سنگی درویش‌خان» می‌گویند. این باغ از ۴۰ سال پیش که زمین زراعی شخصی به نام‌ «درویش‌خان» دستخوش اصلاحات ارضی شد، حالت طبیعی خود را از دست داد، چون درویش‌خان به نشانه‌ی اعتراض و در واقع به‌خاطر رنجی که از این اتفاق کشیده بود، درخت‌های باغش را که دیگر خشک شده بودند، در جای دیگری کاشت و سنگ‌هایی را از کوه‌های اطراف جمع کرد و به‌عنوان میوه‌ی درختانش از آن‌ها آویزان کرد.

 

این کار باعث شد که مردم، پیرمرد را مجنون بدانند و کر و لال بودن پیرمرد نیز بر این شایعه‌ها افزود و باعث شد که کنجکاوی و اشتیاق گردشگران برای کشف این ماجرا برانگیخته شود.
او با بیان این‌که مشابه این باغ در کشور مکزیک نیز وجود دارد، افزود: باغی به نام «جزیره‌ی عروسک‌ها» در مکزیک وجود دارد که توسط مردی به نام «دون ژولیان سانتانا» ساخته شده‌ است. سانتانا مرد گوشه‌نشینی است که دنیا و خانوده‌اش را ترک کرد و ۵۰ سال از عمرش را صرف ساختن یک باغ وحشتناک کرد.

 

او بعضی از عروسک‌های کهنه را از زباله‌دانی‌های شهر جمع می‌کرد و بعضی دیگر را از راه مبادله‌ی میوه‌های باغ با عروسک به‌دست می‌آورد و بعد آن‌ها را از درخت‌ها آویزان می‌کرد. بازدیدکنندگان هم از دیدن عروسک‌های آویزان از درخت‌ها وحشت می‌کردند.


جنگلی که از آن صدای جیغ به گوش می‌رسد
زیدی درباره‌ی جنگلی که از آن صدای جیغ به گوش می‌رسد نیز گفت: در جنوب شهر مشهد، یک جنگل کنار روستایی قرار دارد. مدتی است که هنگام شب در این منطقه، صدایی عجیب و وحشت‌آور از میان درختان آن به گوش می‌رسد که سابقه نداشته است. مردم محلی می‌گویند که به‌محض تاریک شدن هوا، صدایی شبیه صوت یا جیغ از میان درختان این منطقه به گوش می‌رسد.

این منطقه‌ در جاده‌ای که از جنوب مشهد به سمت کوه‌های بینالود و مشخصا روستای دیدنی مغان و غار آن منتهی می‌شود، واقع شده است و به نام کوه‌های خلج شهرت دارد.


او ادامه داد: برخی ساکنان منطقه، این صداهای وحشت‌آور را از ملخ‌هایی می‌دانند که به این منطقه هجوم آورده‌اند و شب‌ها به درختان پناه می‌برند، برخی دیگر نیز عواملی ناشناخته را از جمله آب‌وهوا، دلیل به‌وجود آمدن این صداها می‌داننند. این منطقه در دره‌ای واقع‌ شده که رودخانه‌ای از آن می‌گذرد.

این رودخانه هر سال در یک فصل خشک می‌شد، ولی از سال ۱۳۹۰، یعنی درست از سالی که این صداها از جنگل شنیده می‌شود، همچنان آب در آن جریان دارد و همین امر باعث جلب توجه مردم و به تبع آن، ترس آن‌ها از این پدیده‌ی شگفت‌انگیز شده است. وحشتی که می‌تواند گردشگران کنجکاو را به‌ سوی خود جلب کند.


آیا ایران «مثلث برمودا» دارد؟
زیدی با اعتقاد به این‌که «ریگ جن» شگفت‌انگیزترین، اسرارآمیزترین و ترسناک‌ترین منطقه در ایران است، توضیح داد: این منطقه‌ی کویری که پر از تپه‌های ماسه‌یی است، در جنوب سمنان قرار دارد. این منطقه در شرق دریاچه‌ی نمک، شمال چوپانان و انارک و غرب جندق، یعنی در کویر مرکزی ایران واقع است و به‌دلیل وسعت زیاد و نداشتن چشمه یا چاه آب، در گذشته‌های دور، کاروان‌ها از آنجا عبو نمی‌کردند و فقط در سال‌های اخیر، گروه‌هایی از محققان و سیاحان به این منطقه رفته‌اند.


او اظهار کرد: «ریگ جن» با وسعتی حدود ۳۸۰۰ کیلومترمربع در حاشیه‌ی شمالی‌اش به کوه گوگردی و در حاشیه‌ی شرقی‌اش به جاده‌ی دامغان می‌رسد. بهترین مسیر دستیابی به آن، بخش شمال شرقی «پارک ملی کویر» است، جاده‌ی سنگ‌فرش ملک‌آباد که البته داخل مرز پارک است و زیر نظر سازمان حفاظت محیط‌ زیست اداره می‌شود.

مسیر دیگر برای ورود به «ریگ جن» جندق است که در بخش شرقی پارک قرار دارد. چند سال پیش، علی پارسا – کویرشناس مقیم آمریکا – همراه میران‌زاده – رییس وقت پارک ملی کویر – با هواپیما بر فراز «ریگ جن» پرواز کردند تا ثابت کنند این منطقه شباهتی با «مثلث برمودا» ندارد.


وی درباره‌ی نگاه محلی‌ها به این منطقه، توضیح داد: محلی‌ها، چوپان‌ها و ساربان‌ها معتقدند که اگر کسی پایش به «ریگ جن» برسد، ناپدید و توسط ارواح و موجودات ماورایی به قلب «ریگ جن» فرستاده می‌شود! یکی از کاوشگران می‌گوید که حتی شترهای اهالی کویر هم وقتی به این منطقه می‌رسند، می‌ایستند و حرکت نمی کنند.

«آلفونز گابریل» اتریشی و یک کاوشگر سوئدی قصد داشتند این منطقه را کشف کنند، اما هیچ‌کدام نتوانستند از این بخش کویر عبور کنند و «گابریل» فقط با عبور کردن از عرض منطقه، به‌ناچار به سمت یزد برگشت و این وظیفه به کاوشگران کنجکاو ایرانی محول شد. در نهایت، علی پارسا همراه با گروهش توانست از طول این کویر عبور کند.


او گفت: این منطقه، پوشش گیاهی و جانوری ندارد و تا کنون گزارشی درباره‌ی حیواناتی که احتمال دارد در اینجا زندگی کنند، ارائه نشده است. شن‌زارهای گسترده‌ی این منطقه و باتلاق‌های آن، هر انسانی را به وحشت می‌اندازد. اگر کسی بدون تجهیزات لازم به این منطقه سفر کند، گرفتار گل و لجن‌های بیابان می‌شود و به قولی، به کسانی می‌پیوندد که در این بیابان ناپدید شده‌اند!
وی افزود: تماشا و کاوش در این منطقه می‌تواند مورد علاقه‌ی گردشگرانی باشد که هدف‌شان از سفر، چیزی به‌جز تفریح است.


دیوارهایی که اجساد کودکان در آن‌ها دفن بود
 هر ‌سال، گردشگران زیادی به تماشای بقایای ارگ بم می‌روند، ولی می‌توان فقط به‌خاطر ابهت و شکوه ارگ بم، از این قدیمی‌ترین سازه‌ی خشتی دنیا دیدن نکرد؛ چندی پیش، خبر کشف جسد چند کودک در دیوارهای بلند ارگ بم، توجه کارشناسان خارجی را جلب کرد و گروهی از باستان‌شناسان ژاپنی تصمیم گرفتند همراه با تیم گزارشگران، راهی ویرانه‌های ارگ بم شوند و به تحقیق درباره‌ی موضوع مطرح‌شده‌ بپردازند.
ماجرا از این قرار بود که به‌طور رسمی، نخستین‌بار یک باستان‌شناس (نرگس احمدی) در گزارشی اجمالی، به کشف اسکلت نوزادهایی در ارگ بم اشاره کرد (گزارش‌ها و مقالات سالانه ی پروژه‌ی نجات‌بخشی میراث فرهنگی بم، س ۱، ش ۱، ۱۳۸۴). او از ماه‌های آغاز پس از زلزله، برای بررسی میزان تخریب به ارگ رفته بود.

 

در آن روزها، رسانه‌ها با عناوینی مانند «گره معما در دست مومیایی‌ها»، «ابهام درخصوص کشف جسد در ارگ بم»، «کشف مومیایی کودکان در لابه‌لای حصارهای ارگ بم» و … از این ماجرا صحبت کردند و خبرهایی، از سکوت مسوولان تا تکذیب خبر کشف اجساد تازه‌ی نوزادان، منتشر شد. برای پرس‌وجو درباره‌ی این ماجرا، علاقه‌مندان می‌توانند به دیدن ارگ بم بروند.
این مناطق، ترس را در بازدیدکنندگان برمی‌انگیزند. وجود چنین جاذبه‌هایی در کشورهای دیگر، ممکن است برای گردشگران علاقه‌مند به «گردشگری سیاه» جذاب باشد و برای دیدن آن‌ها هزینه صرف کنند. در ایران نیز علاقه‌مندان به حوزه‌ی «گردشگری سیاه» می‌توانند به این مناطق بروند.

منبع:isna.ir



:: بازدید از این مطلب : 342
|
امتیاز مطلب : 262
|
تعداد امتیازدهندگان : 57
|
مجموع امتیاز : 57
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.

 

ترس واقعی را در ترسناک ترین خانه دنیا تجربه کنید (عکس)

اگر همه کابوس ها، ترس های بچگی، ترس از مکان های مختلف که تا به حال تجربه کرده اید را کنار هم بگذارید بازهم ذره ای از ترسی که در ترسناک ترین خانه دنیا تجربه خواهید کرد نمی شود.

 

“خانه اربابی مک کامی” در کالیفرنیا محلی است که بسیاری با اعتماد به نفس وارد می شوند و از سمت دیگر با داد و فریاد و در حالی که گریه می کنند و مادرشان را صدا می زنند خارج خواهند شد. این خانه همه را در هر شرایطی به بدترین شکل ممکن می ترساند.

 

ترس واقعی را در ترسناک ترین خانه دنیا تجربه کنید (عکس)

داستان این خانه اینگونه تعریف می شود که در گذشته این مکان یک تیمارستان روانی بوده است و صاحبش تیمارستان بیماران را تکه تکه می کرده و اندام های آن ها را به فروش می رسانده است حالا هرکه وارد این مکان شود شاید دچار نفرین بیماران آن گردد. در کل فردی که می خواهد ترس واقعی را تجربه کند 4 تا 7 ساعت در این خانه می گردد و در این میان همه چیز مملو از خون بوده و ممکن است هر اتفاقی رخ دهد. ممکن است گروهی با لباس های خونی و چهره های وحشتناک ظاهر شده و او را دستگیر کنند. با دستگیر کردنش به سمت محلی می روند که اعضای بدنش را در بیاورند و این مسیر مملو از حس های ترسناک است.

 

ترس واقعی را در ترسناک ترین خانه دنیا تجربه کنید (عکس)

نکته جالب در مورد این خانه دوربین هایی است که در هر نقطه ای نصب شده است. این دوربین ها کل فیلم فرار و ترس را ضبط می کند و در انتهای مسیر شما یک فیلم ترسناک در اختیار دارید که نقش اول آن را نیز خودتان بازی کرده اید.

 

ترس واقعی را در ترسناک ترین خانه دنیا تجربه کنید (عکس)

 



:: بازدید از این مطلب : 294
|
امتیاز مطلب : 201
|
تعداد امتیازدهندگان : 45
|
مجموع امتیاز : 45
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.
مناطقی در تسخیر جن و ارواح

 

 
قلعه‌ها، قنات‌ها و دره‌هایی با دالان‌ها و هزارتوهای وهم‌انگیز، جنگل‌های تاریک با صداهای مخوف و عجیب و بیابان‌ها و ریگزارهای وسیع با شن‌های روان و بلعنده... مکان‌هایی رازآلود و گاه خوفناک به باور مردم تبدل شده‌اند.
 
خبرگزاری ایسنا: قلعه‌ها، قنات‌ها و دره‌هایی با دالان‌ها و هزارتوهای وهم‌انگیز، جنگل‌های تاریک با صداهای مخوف و عجیب، قبرستان‌هایی با سنگ قبرهایی مرموز و بیابان‌ها و ریگزارهای وسیع با شن‌های روان و بلعنده... این‌ها مناطقی ترسناک و یا خطرناک نیستند که در تسخیر جن و ارواح باشند، بلکه فقط با افسانه‌های محلی آمیخته شده‌اند و به مکان‌هایی رازآلود و گاه خوفناک به باور مردم تبدل شده‌اند.

ماجراجویی در مناطق ترسناک یکی از جذابیت‌های گردشگری است، برای همین هر از گاهی فهرستی از جاذبه‌های گردشگری عجیب و ترسناک بیرون می‌آید که راهنمایی می‌شود برای آن‌ دسته از ماجراجویان کنجکاوی که می‌خواهند سفری سرشار از هیجان و دلهره را تجربه کنند؛ دلهره‌ای که از افسانه‌ها و خرافات غیرمستند برمی‌آید و با ماجراجویی در بانجی‌جامپینگ‌ها در ارتفاعات و یا دهانه‌ آتشفشان‌ها، شنا میان آبزیان کشنده و خطرناک، رانندگی و یا پیاده‌روی در گذرگاه‌های باریک و مرگبار، اسکی و سنگ‌نوردی در خطرناک‌ترین پرتگاه‌ها و دیواره‌ها و قایق‌رانی در رودخانه‌های وحشی فرق می‌کند.

بیشتر مکان‌هایی که در ایران به اصطلاح ترسناک و یا مرموز معرفی شده‌اند، داستانی عجیب و گاه باورنکردنی دارند که کنجکاوی مسافران غریبه را برمی‌انگیزد تا حتما آن منطقه را ببینند و روح کنجکاو خود را در آن محیط عجیب به چالش بکشند، مثل ریگزار جن که عنوان وحشتناک‌ترین منطقه‌ی ایران را به دوش می‌کشد و هیچ برگشتی از آن متصور نشده و یا دره‌ای که روزها زیبایی شگفت‌انگیزی دارد و شب‌ها محل گذر ارواح است و افسانه‌های دیگری از این دست که برای خزینه‌ی حمام‌های قدیمی، خانه‌های کاه‌گلی، قنات‌های باریک و عمیق و جنگل‌های انبوه روایت می‌شود؛ اما هیچ‌یک سندیت علمی و یا تاریخی ندارد تا مدرکی مستند بر صحت باورهای مردم باشد و یقینا بررسی‌های کارشناسان می‌تواند پرده از اسرار آن‌ها کنار بزند.

جنگلی که جیغ می‌کشد

در نزدیکی‌های مشهد، جنگلی انبوه وجود دارد که به گفته‌ی ساکنان آن حوالی، شب هنگام صداهای وحشت‌آوری از آن به گوش می‌رسد، صداهایی که شبیه جیغ یا صوت است.

جنگلی که جیغ می‌کشد/ دره‌ای که معبر ارواح است

ابتدای روستای «سربرج» از توابع بخش طرقبه در نزدیکی مشهد، جنگلی انبوه دیده می‌شود که با تاریک شدن آسمان صداهایی از میان درختان آن به گوش می‌رسد که به گفته‌ی اهالی و غریبه‌هایی که به آن منطقه سفر کرده‌اند، شبیه جیغ است.

می‌گویند صداها چندسالی است که به گوش می‌رسد و قبلا از آن خبری نبوده. اهالی معتقدند این صداها به آوای جیرجیرک‌ها و یا زوزه‌ی باد شباهتی ندارد، مخصوصا آن‌که هنگام بلند شدن صداها، برگ درختان تکان نمی‌خورد تا باد را عامل آن بدانند.

برخی دیگر از ساکنان سربرج، این صدای وحشت‌آور را به ملخ‌هایی نسبت می‌دهند که زمانی به این منطقه هجوم آوردند. هنوز بررسی روی این جنگل صورت نگرفته تا عامل وحشت اهالی و مسافران گذری مشخص شود.

دره‌ای که محل گذر ارواح است

می‌گویند شگفتی احجام غول‌آسای این دره به خاطر برخورد ستاره‌ای است. دره در سکوت روز از لحاظ زیبایی، روح را به تسخیر درمی‌آورد و شب هنگام می‌شود قصر ارواح!

جزیره‌ی قشم با افسانه‌های سحرانگیز زیادی درآمیخته، از آیین «زار» گرفته تا داستان‌هایی که درباره‌ی ارواح سرگردان در طبیعت جزیره گفته می‌شود.

جنگلی که جیغ می‌کشد/ دره‌ای که معبر ارواح است

«دره‌ی ستاره‌ها» با اشکال رسوبی حاصل از فرسایش باد، خاک و آب یکی از پدیده‌های شگفت‌انگیز قشم است که بومی‌ها شب‌های آن را زمانی برای آمدوشد ارواح و اشباح می‌دانند.

دره ستاره‌ها در زبان محلی به «استار کفته» معروف است، بومی‌ها معتقدند میلیون‌ها سال قبل ستاره‌ای در این محل سقوط کرده که گل و لای از دل زمین به اطراف پراکنده شده و پس از خشک شدن، این احجام جادویی پدید آمده.

این دره یکی از ژئوسایت‌های جزیره‌ است که در پنج کیلومتری ساحل جنوبی قشم و بعد از روستای «برکه خلف» قرار دارد، همان روستایی که به پاکی شهره است و در معابر خاکی آن حتا یک زباله هم دیده نمی‌شود.

داستان‌های وهم‌انگیزی درباره این دره که شبیه عمارتی ویران شده با دالان‌های تو در تو و شکاف‌ها و حفره‌های بسیار است، روایت می‌شود؛ به طوری که محلی‌ها با تاریک شدن آسمان گذرشان به این دره نمی‌افتد و معمولا با لبخند مسافران غریبه را برای رفتن به این دره در تاریکی منصرف می‌کنند و می‌گویند: اجنه و ارواح شب‌ها به آن رفت‌وآمد دارند.

با این حال دره ستاره‌ها محلی برای شیفته‌گان پدیده‌های آسمانی است که شب‌هنگام به دور از داستان‌های خیال‌انگیز تسخیر دره توسط ارواح از بام تندیس‌ها، اجرام و پدیده‌های آسمانی را رصد کنند.

گورستانی برای جن‌ها

در جنوب شرقی‌ترین نقطه ایران، گورستانی با سنگ قبرهای عظیم‌الجثه مکانی جالب برای ماجراجویانی است که به دنیای ماورالطبیعه علاقه دارند.

جنگلی که جیغ می‌کشد/ دره‌ای که معبر ارواح است

«گورستان جن» در روستای تیس نزدیک شهر چابهار در استان سیستان و بلوچستان، همان جایی است که سنگ قبرهای بزرگ و عجیبی دارد و محلی‌ها را به این باور رسانده که این گورها محل دفن آدمیزاد نیست.

تیس روستایی باستانی با قدمتی نزدیک به دو هزار و 300 سال است که مردم آن حوالی داستان‌های عجیبی درباره‌اش می‌گویند و آن را محل زندگی جن‌ها می‌دانند. گورستان جن که مردم بلوچ‌ به آن «جن سنط» می‌گویند، نمونه‌ای از این باورهاست.

در گورستان جن، قبرها کنار هم روی سطحی صخره‌ای حفر شده‌اند که این شیوه‌ی حفاری پرسش‌های زیادی را بوجود آورده و در نهایت پاسخ را به دنیای از ما بهتران کشانده. بومی‌ها معتقدند، با تاریک شدن هوا جن‌ها بر سر مردگان خود مویه می‌کنند و هرکس شبانه گذرش به این گورستان افتد، مورد نفرین آن‌ها قرار می‌گیرد و بعد از چند روز با عذابی سخت می‌میرد.

تیس با وجود آثاری چون مقبره‌ها، غارها و نقاشی‌های باستانی، هنوز بررسی باستان‌شناسی نشده تا چهره‌ی مرموز و وهم‌انگیز آن پاک شود.

هزارتوی سیاه

قنات‌ها، آب‌انبارها و خزینه‌ حمام‌ها همیشه محلی جذاب برای کنجکاوی بوده‌اند؛ اما «قصبه‌ی گناباد» داستان دیگری جز جن و روح دارد، این قنات قدیمی یکی از عمیق‌ترین قنات‌های ایران است که قدمت آن به دوران باستان می‌رسد.

جنگلی که جیغ می‌کشد/ دره‌ای که معبر ارواح است

قنات قصبه گناباد دست‌سازه‌ای عجیب است که با هزارتوهای تاریک و عمیق مکانی شگفت‌انگیز برای ماجراجویی به‌شمار می‌آید و از آن به عنوان یکی از عجایب تاریخ تمدن بشری یاد می‌شود.

گناباد قنات‌های متعددی داشته که بیشتر آن‌ها به دنبال خشکسالی 15 ساله‌ خراسان جنوبی، دیگر فعال نیستند و قصبه‌ گناباد از جمله‌ی قنات‌های زنده به حساب می‌آید. در متون تاریخی، قدمت قصبه را به دوره‌ی هخامنشیان نسبت داده‌اند که «ناصر خسرو قبادیانی» هم در سفرنامه‌اش به توصیف این قنات پرداخته و نوشته: عمق چاه آن هفتصد گز و طول آن چهار فرسنگ است که آن را به زمان کیخسرو نسبت داده‌ است.

طول قنات گناباد ۳۳ هزار و 113 متر و تعداد چاه‌های آن بیش از ۴۷۰ حلقه تعیین شده که عمق چاه مادر در این قصبه بین ۲۸۰ تا ۳۰۰ متر است.

برای رفتن به داخل قنات باید از پله‌های گلی قدیمی پایین رفت، بعد تاریکی مطلق همه‌جه را فرا می‌گیرد، مسیر طولانی و تاریک است با دیوارهای خاکی که ریشه‌های درختان از آن بیرون زده‌اند.

گردشگران فقط 700 متر از این قنات را که بتون‌ریزی شده می‌توانند طی کنند.

غار قاتل

حفره‌ها و تنگناهای عمیق که سرشار از سکوت و سیاهی‌اند، همیشه مکان‌هایی هیجان‌انگیز برای ماجراجویی بوده‌اند، مخصوصا برای غارنوردانی که دور از نگرانی ناشی از توهم تاریکی این حفره‌ها و صدای جانورانی چون خفاش‌ها در دالان‌های تنگ و گاه عمیق جان‌شان را کف دست‌شان می‌گیرند تا دنیایی جدید کشف کنند.

جنگلی که جیغ می‌کشد/ دره‌ای که معبر ارواح است

غار پَراو در 12 کیلومتری شمال شرقی کرمانشاه نزدیک روستای چالآبه در ارتفاع ۳۰۵۰ متری میدان جنوبی قله کوه پراو با 751 متر عمق با 26 حلقه چاه، یکی از عمیق‌ترین و صعب‌العبورترین غارهای جهان است که تا کنون جان پنج غارنورد را گرفته است.

عمیق‌ترین چاه پرآو 42 متر عمق دارد، دهنه‌ی ورودی غار کاملا چاهی است و ورود به آن به گردشگران معمولی و حتا غارنوردان غیرحرفه‌ای اصلا توصیه نمی‌شود.

برودت دمای هوا در پرآو به دلیل آن‌که آب جاری داخل آن حاصل ذوب شدن یخچال‌های زیرزمینی است، همیشه بین یک و سه درجه سانتی‌گراد است و همین مساله پیمایش غار را سخت می‌کند. جدا از این، گذرگاه‌های تنگ و خرچنگ‌روها، ریزشی بودن برخی از قسمت‌های غار، تراورس‌های خطرناک و چاه‌های عمیق، پرآو را در دنیا به غاری صعب‌العبور و سخت تبدیل کرده، به‌ طوریکه پنج غارنورد ایرانی جان خود را در این غار از دست داده‌اند و اجساد برخی از آن‌ها هیچ‌وقت به بیرون از غار منتقل نشده است.

«سعید امینی» از اعضای تیم اعزامی باشگاه آزادگان مشهد در سال ۱۳۷۶، «امیر احمدی» و «ویکتوریا کیانی‌راد» از اعضای تیم اعزامی باشگاه کوهنوردی دماوند در سال۱۳۸۱ که اجساد آن‌ها را نتوانستند از غار بیرون بیاورند و در جان‌پناه چاه شماره هجدهم در حفره‌ای گذاشته و در آن را مسدود کردند، «خلیل عبدنکویی» کوهنورد و عکاس همدانی که در کارنامه او صعود به قله موستاق آتا، لنین، کورژنوسکایا، آرارات و هفت هزارمتری اورست وجود دارد در ۱۳۸۷، «پدرام بوچانی» از اعضای گروه مستقل کوهنوردی شهرستان دالاهو که در هنگام فرود از چاه شماره ۸ با پاره شدن طناب به پایین سقوط کرد و جان باخت در سال ۱۳۸۹، قربانیان پرآو هستند.

سختی گذرگاه‌های پرآو به حدی است که زباله‌های آن از سال 1350، یعنی از زمان کشف غار تا کنون در آن مدفون شده بود و امکان خروج زباله‌ها وجود نداشت؛ ولی هیئتی از غارنوردان انجمن غار و غارشناسان ایرانیان سرانجام امسال پس از دوسال پیاپی تلاش موفق شدند این غار عمیق و سخت را بدون هیچ تلفات جانی پاک کنند.

ریگزار نفرین شده

در همه منابع از وحشتناک‌ بودن این ریگزار سخن گفته‌اند، در حالیکه تحقیقات درباره‌ی آن تا به حال ضعیف و محدود بوده و هنوز وهم از ماجراجویی در کویری که می‌گویند برگشت از آن ممکن نیست، دور نشده است.

ریگ جن در قلب کویر مرکزی ایران، در جنوب سمنان، شرق دریاچه نمک، شمال انارک و غرب جندق قرار دارد که به دلیل وسعت زیاد، گرمای شدید، نداشتن چشمه و چاه آب و باتلاق‌های نمک صحرایی صعب‌العبور است که نام‌اش در نقشه‌ها کمتر آمده و چندان محل گذر کویرنوردها نیست.

جنگلی که جیغ می‌کشد/ دره‌ای که معبر ارواح است

«سون هدین»، کویرنورد سوئدی نخستین گردشگر خارجی بود که در سال 1900 میلادی سعی کرد به ریگ جن برود، نوشته‌های او، 30 سال بعد «آلفونس گابریل» کویرنورد دیگری را به ایران کشاند تا این ماجراجویی را کامل کند، اما هیچ یک موفق نشدند این ریگزار را کامل بپیمایند، با این حال هدین در کتابی با عنوان «صحراهای ایران» شرحی از ریگزار جن داده‌ است.

به باور حاشیه‌نشینان، ریگ جن نفرین شده است. روایت می‌کنند، در قدیم کاروان‌ها و مسافران هرگز از این کویر عبور نمی‌کردند. در گذشته این باور وجود داشت که این سرزمین محل زندگی شیطان‌ و جن‌ها است. مردم محلی می‌گویند، هر کسی وارد این سرزمین شده زنده نمانده و ناپدید شده است. ریگ جن را مثلث برمودای ایران می‌دانند.

سون هدین در کتاب‌اش افسانه‌هایی را از مردم بومی آن منطقه روایت کرده که گفته‌اند: در مرکز «کویر جن» بهشت گمشده‌ای وجود دارد. در آن بهشت دریاچه‌ای با جنگل انبوه است که شیاطین پشم شترها را در آن‌جا رها کرده‌اند و هرکس به آن منطقه دست یابد، ثروتمند خواهد شد، درحالی‌که چنین روایتی صادق نیست.

پس از تلاش‌های ناکامی که برای پیمایش کامل ریگزار جن صورت گرفت، سرانجام کویرشناسی ایرانی به نام «علی پارسا» به همراه اسماعیل میران‌زاده که آن زمان رییس پارک ملی کویر بود، حدود 70 سال بعد از «گابریل» ریگ جن را هوایی پیمودند تا اثبات کنند، موضوع شگفت‌انگیزی در این کویر نیست. پارسا سپس این مسیر را زمینی طی کرد، البته با تجهیزات کامل و گرفتار شیاطین و جن‌ها هم نشد.

با این حال هیچ‌گاه برای اولین تجربه‌ی کویرنوردی، ریگزار جن پیشنهاد نمی‌شود، چون نقشه‌ی دقیقی از آن موجود نیست و مسیرها به طور مشخص ثبت نشده است و در این صورت رفتن به آن همانا قوت بخشیدن به افسانه‌هایی است که می‌گویند؛ «هر کسی وارد این سرزمین شده، زنده برنگشته!»


:: بازدید از این مطلب : 271
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.
نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران