.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

روشهای خیلی موثر و سریعی برای برون فکنی

ما میتوانیمراحتترین روش مناسب را برای انجام آن بسازیم. روشی که میخواهم برای شما بیان کنمیکی از این روشهاست که بسیار ساده ولی کارساز میباشد. و سرعت دستیابی به برون فکنیدر آن بسیار بالاست. کسانی که در مورد آگاهی در خواب تمرین کرده باشند نتایج بسیارموثرتری میبینند ولی بهرحال این روش برای هر شخص تازه کاری هم مفید و عملیمیباشد.پس آماده باشید تا آگاهی جدیدی در برونفکنی بدست آورید. حالتی که ما از آناستفاده میکنیم حالتی است که شما معمولا از آن به آسانی میگذرید. وقتی که مامیخوابیم قبل از به خواب رفتن در حالت خاصی قرار میگیریم. که در واقع این مرحله ازبه خواب رفتن مرزی میان خواب و بیداری است. در این حالت ما شروع به دیدن تصاویرجسته و گریخته میکنیم۱. که دیدن این تصاویر در واقع نشانه این است که ما در حال بهخواب رفتن هستیم. حتی در این حالت ما هنوز به بیداری خودمان مطمئن هستیم ولی کاملاآگاه نیستیم. بعد از گذر از این حالت ما به خواب رفته ایم. یک شخص عادی به آسانی ازکنار این پدیده میگذرد. در حالی که اگر شما کسی باشید که شغف برای برونفکنی داریداز آن استفاده خواهید کرد. نکته ای که باید اضافه کنم اینست که ما پس از گذر از اینمرز آگاهی خودمان را از دست میدهیم. منظور من از آگاهی آن نوعی است که ما در هنگامبیداری داریم و به وضعیت خودمان یعنی بیداری واقف هستیم. نکته بسیار جالبی که مطرحمیشود ادامه دادن این آگاهی پس از گذشتن از مرز میان خواب و بیداری میباشد. در واقعاگر ما موفق به آگاه ماندن پس از به خواب رفتن بشویم به راحتی میتوانیم شاهد یکبرونفکنی کاملا طبیعی باشیم. که در آن کالبد انرژی بدن به حالت آزاد در آمده وکالبد اختری ما در تبع آن از کالبد انرژی آزاد میگردد و در این حین کالبد انرژیشروع به جذب انرژی میکند که یک روند کاملا طبیعی است. البته در صورت آگاه شدناکثریت متوجه این مرحله نمیشوند. چون در هنگام برونفکنی مرحله ای وجود دارد که مادر آن آگاهی را از دست خواهیم داد و آن در هنگام جدا شدن از بدن است و پس از جداشدن ما دوباره آگاه خواهیم شد. این مرحله بسیار کوتاه است و خیلی ها متوجه آننخواهند شد. حالا سوال اصلی اینست که چگونه بر به خواب رفتن غلبه کنیم؟ روشهایبسیار موثری ابداع شده که میتوانیم از آنها استفاده کنیم. یکی از این روشها به اینصورت هست که هنگام خواب (ترجیحا باید به اندازه کافی نیاز به خواب داشته باشیم. شبهنگام بهترین موقع است) و در حالی که دراز کشیده ایم ودر حال به خواب رفتن هستیم بهیک تصویر دلخواه فکر کنیم. سعی کنید تصویری را انتخاب کنید که واقعا دلخواه شماست. یعنی به اندازه کافی به آن علاقه داشته باشید که بتوانید به آن در ذهنتان فکر کردهو آن را در ذهنتان نگهدارید. برای مثال تصویر شخصی که خیلی به آن علاقه دارید. تصویر یک مکان . یک شیء یا هر چیز که قبلا در ذهن شما ماندگار باشد. دلیل انتخابکردن تصویر برای این روش به این دلیل میباشد که در این مرحله که شما به این کارمشغول هستید با مرحله ای که پشت سر خواهید گذاشت و آن هم از تصاویر تشکیل شده شباهتبسیاری وجود دارد و باعث خواهد شد شما بتوانید آگاهی خودتان را حفظ کرده و از مرزمیان خواب و بیداری رد شوید و همچنان آگاه بمانید. برای این تمرین فقط وقتی بهتختخواب بروید که واقعا احساس خواب در شما زیاد باشد و بتوانید این کار را شروعکنید. بعد از آن کار شما باید نگاه داشتن این تصویر ذهنی باشد وبتوانید این کار رابه خوبی انجام دهید. شما باید این کار را همچنان ادامه دهید به هر میزان زمان تاشما به خواب فرو روید. بعد از آنکه بدن شما به خواب رفت و شما هنوز آگاه بودیدمیتوانید از بدنتان خارج شوید. خیلی ها ممکن است برایشان سوال باشد که چطور ازبدنمان بیرون بیاییم؟ شما میتوانید مثل اینکه از تختخواب بلند میشوید دستتان را رویتخت بگذارید و آهسته بلند شوید و سر پا بایستید. یا میتوانید به یک سمت بغلتید ودوباره سر پا بایستید. همچنین میتوانید به آسانی اراده کنید و تصور کنید که در حالارتفاع گرفتن از جسمتان هستید یا دارید از قسمت پاهایتان خارج میشوید و از جسمتاندور میشوید. البته سعی کنید برای انجام راحت این مرحله هنوز چشمهای کالبد اختریتانبسته باشند. این فقط برای راحتی شماست و باز کردن چشمها در حین بیرون آمدن از بدنهیچ خطری ندارد. رمز موفقیت این روش یکی از نیاز به خواب داشتن شماست (البته نبایدخیلی خیلی خواب آلود باشید) و دیگری موفقیت در نگاه داشتن تصویر در ذهن تا آخرینمرحله و هنگام رد شدن از مرز میان خواب و بیداری است. در این حالت شما به راحتیآگاه میمانید در حالیکه بدن شما کاملا به خواب رفته است. در صورتی که در انجاممرحله تصویر ذهنی احساس راحتی نمیکنید و این روش را نمی پسندید میتوانید از یک روشدیگر استفاده کنید. میتوانید در صورت تمایل از روش دوم استفاده کنید. در این روش کهکاملا مشابه با روش اول است قسمت تصویر ذهنی وجود ندارد و به جای آن در هنگام بهخواب رفتن میبایست دستتان را بالا نگهدارید. اتفاقی که در این حین می افتد اینست کهبه محض به خواب رفتن، دست شما به پائین می افتد و شما دوباره بیدار میشوید. پس ازبیداری دوباره دستتان را بالا نگهدارید. و این حالت چندین تکرار میشود تا اینکهبتوانید در نزدیکترین مکان بین خواب و بیداری قرار بگیرید و بتوانید بیدار بمانیددر حالیکه بدن شما به خواب رفته است. این تمرینی است که به این طریق شما میتوانیدهر بیشتر به مرز خواب و بیداری نزدیک شوید و بتوانید خودتان را بیدار نگهدارید وبدنتان را بخواب ببرید. برای دستیابی به تسلط در این روش میبایست شما به تمرین دراین زمینه بپردازید و در صورت ورزیده شدن در این کار میتوانید به راحتی برون فکنیکالبداختری کنید. شرط موفقیت در این روش و دیگر روشها تمرین میباشد.



:: بازدید از این مطلب : 802
|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : loverose
ت : یکشنبه 29 دی 1392

روشهای خیلی موثر و سریعی برای برون فکنی

ما میتوانیمراحتترین روش مناسب را برای انجام آن بسازیم. روشی که میخواهم برای شما بیان کنمیکی از این روشهاست که بسیار ساده ولی کارساز میباشد. و سرعت دستیابی به برون فکنیدر آن بسیار بالاست. کسانی که در مورد آگاهی در خواب تمرین کرده باشند نتایج بسیارموثرتری میبینند ولی بهرحال این روش برای هر شخص تازه کاری هم مفید و عملیمیباشد.پس آماده باشید تا آگاهی جدیدی در برونفکنی بدست آورید. حالتی که ما از آناستفاده میکنیم حالتی است که شما معمولا از آن به آسانی میگذرید. وقتی که مامیخوابیم قبل از به خواب رفتن در حالت خاصی قرار میگیریم. که در واقع این مرحله ازبه خواب رفتن مرزی میان خواب و بیداری است. در این حالت ما شروع به دیدن تصاویرجسته و گریخته میکنیم۱. که دیدن این تصاویر در واقع نشانه این است که ما در حال بهخواب رفتن هستیم. حتی در این حالت ما هنوز به بیداری خودمان مطمئن هستیم ولی کاملاآگاه نیستیم. بعد از گذر از این حالت ما به خواب رفته ایم. یک شخص عادی به آسانی ازکنار این پدیده میگذرد. در حالی که اگر شما کسی باشید که شغف برای برونفکنی داریداز آن استفاده خواهید کرد. نکته ای که باید اضافه کنم اینست که ما پس از گذر از اینمرز آگاهی خودمان را از دست میدهیم. منظور من از آگاهی آن نوعی است که ما در هنگامبیداری داریم و به وضعیت خودمان یعنی بیداری واقف هستیم. نکته بسیار جالبی که مطرحمیشود ادامه دادن این آگاهی پس از گذشتن از مرز میان خواب و بیداری میباشد. در واقعاگر ما موفق به آگاه ماندن پس از به خواب رفتن بشویم به راحتی میتوانیم شاهد یکبرونفکنی کاملا طبیعی باشیم. که در آن کالبد انرژی بدن به حالت آزاد در آمده وکالبد اختری ما در تبع آن از کالبد انرژی آزاد میگردد و در این حین کالبد انرژیشروع به جذب انرژی میکند که یک روند کاملا طبیعی است. البته در صورت آگاه شدناکثریت متوجه این مرحله نمیشوند. چون در هنگام برونفکنی مرحله ای وجود دارد که مادر آن آگاهی را از دست خواهیم داد و آن در هنگام جدا شدن از بدن است و پس از جداشدن ما دوباره آگاه خواهیم شد. این مرحله بسیار کوتاه است و خیلی ها متوجه آننخواهند شد. حالا سوال اصلی اینست که چگونه بر به خواب رفتن غلبه کنیم؟ روشهایبسیار موثری ابداع شده که میتوانیم از آنها استفاده کنیم. یکی از این روشها به اینصورت هست که هنگام خواب (ترجیحا باید به اندازه کافی نیاز به خواب داشته باشیم. شبهنگام بهترین موقع است) و در حالی که دراز کشیده ایم ودر حال به خواب رفتن هستیم بهیک تصویر دلخواه فکر کنیم. سعی کنید تصویری را انتخاب کنید که واقعا دلخواه شماست. یعنی به اندازه کافی به آن علاقه داشته باشید که بتوانید به آن در ذهنتان فکر کردهو آن را در ذهنتان نگهدارید. برای مثال تصویر شخصی که خیلی به آن علاقه دارید. تصویر یک مکان . یک شیء یا هر چیز که قبلا در ذهن شما ماندگار باشد. دلیل انتخابکردن تصویر برای این روش به این دلیل میباشد که در این مرحله که شما به این کارمشغول هستید با مرحله ای که پشت سر خواهید گذاشت و آن هم از تصاویر تشکیل شده شباهتبسیاری وجود دارد و باعث خواهد شد شما بتوانید آگاهی خودتان را حفظ کرده و از مرزمیان خواب و بیداری رد شوید و همچنان آگاه بمانید. برای این تمرین فقط وقتی بهتختخواب بروید که واقعا احساس خواب در شما زیاد باشد و بتوانید این کار را شروعکنید. بعد از آن کار شما باید نگاه داشتن این تصویر ذهنی باشد وبتوانید این کار رابه خوبی انجام دهید. شما باید این کار را همچنان ادامه دهید به هر میزان زمان تاشما به خواب فرو روید. بعد از آنکه بدن شما به خواب رفت و شما هنوز آگاه بودیدمیتوانید از بدنتان خارج شوید. خیلی ها ممکن است برایشان سوال باشد که چطور ازبدنمان بیرون بیاییم؟ شما میتوانید مثل اینکه از تختخواب بلند میشوید دستتان را رویتخت بگذارید و آهسته بلند شوید و سر پا بایستید. یا میتوانید به یک سمت بغلتید ودوباره سر پا بایستید. همچنین میتوانید به آسانی اراده کنید و تصور کنید که در حالارتفاع گرفتن از جسمتان هستید یا دارید از قسمت پاهایتان خارج میشوید و از جسمتاندور میشوید. البته سعی کنید برای انجام راحت این مرحله هنوز چشمهای کالبد اختریتانبسته باشند. این فقط برای راحتی شماست و باز کردن چشمها در حین بیرون آمدن از بدنهیچ خطری ندارد. رمز موفقیت این روش یکی از نیاز به خواب داشتن شماست (البته نبایدخیلی خیلی خواب آلود باشید) و دیگری موفقیت در نگاه داشتن تصویر در ذهن تا آخرینمرحله و هنگام رد شدن از مرز میان خواب و بیداری است. در این حالت شما به راحتیآگاه میمانید در حالیکه بدن شما کاملا به خواب رفته است. در صورتی که در انجاممرحله تصویر ذهنی احساس راحتی نمیکنید و این روش را نمی پسندید میتوانید از یک روشدیگر استفاده کنید. میتوانید در صورت تمایل از روش دوم استفاده کنید. در این روش کهکاملا مشابه با روش اول است قسمت تصویر ذهنی وجود ندارد و به جای آن در هنگام بهخواب رفتن میبایست دستتان را بالا نگهدارید. اتفاقی که در این حین می افتد اینست کهبه محض به خواب رفتن، دست شما به پائین می افتد و شما دوباره بیدار میشوید. پس ازبیداری دوباره دستتان را بالا نگهدارید. و این حالت چندین تکرار میشود تا اینکهبتوانید در نزدیکترین مکان بین خواب و بیداری قرار بگیرید و بتوانید بیدار بمانیددر حالیکه بدن شما به خواب رفته است. این تمرینی است که به این طریق شما میتوانیدهر بیشتر به مرز خواب و بیداری نزدیک شوید و بتوانید خودتان را بیدار نگهدارید وبدنتان را بخواب ببرید. برای دستیابی به تسلط در این روش میبایست شما به تمرین دراین زمینه بپردازید و در صورت ورزیده شدن در این کار میتوانید به راحتی برون فکنیکالبداختری کنید. شرط موفقیت در این روش و دیگر روشها تمرین میباشد.

 

 

این کار مانند این است که بخواهید دوچرخه سواری یاد بگیرید.اوائل هر چه برای دوچرخه سواری تلاش می کنید تعادل خود را از دست می دهید و می افتید وبارها و بارها شکست می خورید و ممکن است روزهای زیادی را تلاش کنید ولی موفق نشوید ولی یک روز طی تمرین یکدفعه متوجه می شوید که می توانید تعادل خود را حفظ کنید و دوچرخه سواری کنید.و دلیل اینکه چرا توانستید را هم هیچ وقت نمی دانید.اگر یک بار بتوانید تعادل خود را روی دوچرخه حفظ کنید،از آن به بعد همیشه می توانید دوچرخه سواری کنید زیرا دیگر این توانایی را کسب کرده اید.

-----------------------------------------------------------------------

تکنیک برونفکنی  1

روش ساعت زنگ دار  و تلقین به خود


شما در این روش به یک ساعت زنگ دار یا گوشی همراه نیاز دارید.ساعت را طوری تنظیم کنید که دوساعت زود تر از زمانی که همیشه بیدار می شوید زنگ بزند.وقتی ساعت زنگ زد باید هنوز آنقدر خسته باشید که دوباره فوراً خوابتان ببرد.

به محض اینکه با زنگ ساعت بیدار شدید و قبل از اینکه دوباره بخوابید به خودتان بگویید ( وقتی که خوابم برد برونفکنی خواهم کرد) و سعی کنید این حالت را تجسم کنید.این تلقین و تجسم را چندین بار در ذهن خود تکرار کنید تا اینکه خوابتان ببرد.

ممکن است به محض به خواب رفتن متوجه شوید که برونفکنی کرده اید.

روش دیگر این است که ساعت را تنظیم کنید و قبل از خواب بارها وبارها به خود تلقین کنید که (با شنیدن زنگ ساعت برونفکنی خواهم کرد ) و با هربار تلقین این حالت را تجسم کنید.

هرچه تلقین و تجسم قوی تر و بیشتر باشد احتمال موفقیت بیشتر است.

-----------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  2

روش کمک شدن بوسیله نفر دیگر

در این روش در بستر خود طاق باز(رو به سقف) دراز می کشید تا بخوابید و ساعد یک دست خود را بلند می کنید و در هوا نگه می دارید و منتظر می مانید تا خوابتان ببرد.به محض اینکه خوابتان برد دستتان شل شده و روی  بسترتان  پایین می آید .در این موقع کسی که در کنار شما نشسته در گوش شما با صدایی که کاملاً قابل شنیدن باشد می گوید (بیرون بیا، بیرون بیا)  .
این روش بر این اساس است که در اولین لحظه خواب ،انسان در عمیق ترین حالت خلسه قرار دارد و تلقین در این لحظه به شدت موثر است.

در این روش نه نیاز به تمرکز هست و نه نیاز به شل کردن تمام بدن،فقط به یک نفر دیگر به عنوان کمک کننده نیاز است که صبور باشد و از لحظه دراز کشیدن تا به خواب رفتن منتظر بماند.

این روش برای کسانی که قلبشان ضعیف است نباید انجام شود زیرا ممکن است یک دفعه از خواب بپرند یا بترسند و برای قلبشان ضرر داشته باشد.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  3

روش سنگین-سبک

درازبکشید و تمام عضلات بدن خود را شل کنید و راحت باشید.تجسم کنید که همچنان که راحت دراز کشیده اید به آرامی سنگین و سنگین تر می شوید به طوری که بی نهایت سنگین می شوید.به تمام رشته های وجودتان تمرکز کنید که چگونه سنگین می شوند.شما تا حالا اینقدر سنگین نشده اید.احساس کنید که هر عضله،هرعضو،هر قسمت از بدن شما وزن زیادی پیدا کرده و سنگین شده.

دقیقاً زمانی که نمی توانید سنگینی بیشتری را تحمل کنید روند کار را برعکس کنید وتجسم کنید که ناگهان به شدت سبک شده اید به طوری که از هوا هم سبک تر گردیده اید. تجسم کنید که اصلاً وزنی ندارید.ممکن است متوجه شوید که آگاهی شما دارد به سمت بالا می رود و از بدن جسمانی شما خارج می گردد.

کلید موفقیت در این روش این است که آنقدر تجسم احساس سنگین بودن را ادامه دهید تا اینکه چنین حالتی را در خود احساس کنید و  در مورد احساس سبکی نیز چنین است.تمرکزهر چه طولانی تر بر این احساس و تجسم آن رمز موفقیت است و هر حواس پرتی کوچک  نیزهمه کار را خراب می کند.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی 4

روش آسا نسور

تجسم کنید که در یک آسانسور هستید و آسانسور شروع می کند به سمت بالا رفتن و هر لحظه بر سرعت بالارفتنش اضافه می شود و شما که در آسانسور هستید هر لحظه احساس سنگین و سنگین تر شدن می کنید ولی آسانسور به آرامی می ایستد و این بار به سرعت پایین می آید و شما در آسانسور احساس بی وزنی می کنید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  5

روش تجسم شناور بودن 

وقتی در بستر خود درازکشیدید و چشمان خود را بستید ،تصور کنید که بستر خود را لمس نمی کنید،تصور کنید که در هوا شناور هستید و رخت خوابتان با بدنتان تماس ندارد.

باورتان نمی شود که چقدر این روش ساده است.

یک دفعه احساس می کنید که واقعاً شناور شده اید و دارید از محل خواب خود دور می شوید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی 6

روش انبساط

به پشت دراز بکشید و حالتی را اتخاذ کنید که راحت باشید.هنگامی که تمام عضلات بدن شما شل شد و یک کم حالت خواب آلودگی به شما دست داد میتوانید شروع به تجسم کنید که اندام شما به آهسته گی تغییر می کند و یک کم بزرگتر می شود.بگذارید که چند سانتیمتر رشد کنید و دوباره به اندازه اول خود باز گردید.

هر بار که سعی می کنید تجسم کنید که بزرگتر شده اید،بگذارید کمی بزرگتر از دفعه قبل شوید تا بالاخره آنقدر بزرگ شوید که تمام اطاق را با خود پر کنید.همچنانکه احساس می کنید که منبسط شده اید آگاهی شما نیز منبسط می شود و موقعی که آگاهی شما تمام اطاق را پر کرد ،از بدن بیرون می آید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  7

روش مدیتیشن میدان بزرگ شونده

وقتی دراز کشیدید و تمام بدن خود را شل کردید احساس کنید که یک گوی انرژی هستید.
تجسم خود را به کار ببرید تا ببینید که آگاهی شما درست در وسط این توپ قرار دارد.
بگذارید آگاهی شما گسترش یابد تا تمام توپ را پرکند و سطح آن را بپوشاند.

تصور کنید که بدن شما با یک هاله احاطه شده است-یک پوشش مه آلود از انرژی که دور تا  دور شما قرار دارد.
بگذارید هاله شما گسترش یابد و یکی دو متر محیط اطراف شما را پر کند، سپس تجسم کنید که آگاهی  شما نیز دارد گسترش یابد و  تمام هاله شما را پر می کند. 

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  8

روش مدیتیشن تنفس شکمی

نفس خود را به ناحیه پایین تر از قفسه سینه منتقل کنید به این ترتیب در طی تنفس از شکم خود استفاده خواهید کرد.می توانید دستهایتان را روی شکم خود قرار دهید تا حرکت آهسته بالا و پایین رفتن شکم خود را احساس کنید.

تجسم کنید که با بالا آمدن شکم آگاهی شما منبسط می شود و با پایین رفتن شکم منقبظ می گردد.

تجسم کنید که آگاهی شما مثل بادکنک باد می شود ،سبک می گردد و به سمت بالا می رود،

 بدن جسمانی شما را پشت سر می گذارد و به سوی هوای اطراف می رود.

تجسم کنید که با هر نفس کمی دورتر می شود.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  9

روش تجسم ذهنی حرکت

در فضای ذهن خود یک صفحه گرد را تجسم کنید.این صفحه گرد می تواند به هر رنگی که شما دوست دارید، باشد.صاف و گرد و به طرف شما.تصور کنید که به دور خود می گردد.تجسم کنید که حرکت آن با سرعت بسیار کم شروع می شود و کم کم سرعتش افزایش می یابد.
بالاخره سرعت آن به حدی می رسد که رنگ آن به بیرون می پاشد و شما یک صفحه گرد دارید که مثل فرفره به دور خود می چرخد و رنگ آن سفید خالص است.

در این موقع تجسم کنید که این فرفره دارد شما را با قدرت خیلی زیادی به سوی خودش می کشد.بگذارید شما را از خودتان بیرون بکشد،بگذارید تمام وجود شما بیرون برود و به سوی آن سفید چرخان مه آلود روانه گردد. تا اینکه ببینید بیرون از خودتان هستید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  10

روش چرخاندن چشمها به سمت بالا ( روش تمرکز به چشم سوم)

در این روش می توانید دراز بکشید یا در یک صندلی راحتی بنشینید.باید کاملاً راحت باشید وهمه عضلات بدن خود را شل کنید وبه چیزی فکر نکنید ،چشمهایتان را ببندید و عمیق و منظم نفس بکشید.

همانطور که چشمهایتان بسته است ،چشمها را به سمت بالا بچرخانید مثل اینکه دارید به نقطه وسط پیشانی خیره می شوید.

اگر بتوانید این حالت را برای مدتی حفظ کنید متوجه می شوید که آگاهی شما نسبت به این نقطه افزایش یافته و آگاهی شما نسبت به تمام بدنتان کاهش یافته است به طوری که همه بدن خود را احساس نمی کنید و فقط نقطه وسط پیشانی خود را احساس می کنید.

این حالت را آنقدر ادامه دهید که احساس کنید تمام وجود شما در نقطه وسط پیشانی شما جمع شده است و دیگر اصلاً بدن خود را احساس نمی کنید.

در این مرحله باید مرکز آگاهی تان را که در نقطه وسط پیشانی جمع شده به بیرون از سر خود انتقال دهید برای این کار با تمام قدرت خود بخواهید که این نقطه آگاهی به بیرون از سر شما انتقال پیدا کند.

در این روش فشار وحشتناکی به عضلات حرکتی چشم وارد می شود ولی روشی بسیار قوی و موثر برای برونفکنی است.

--------------------------------------------------------------------------------

تکنیک برونفکنی  11

روش مدیتیشن چشم سوم

عضلات بدن خود را شل کنید و چشمان خود را ببندید و تجسم کنید که یک نقطه نورانی در ذهن شما است که دقیقاً در مرکز پیشانی تان ،بالای ابروها یتان و تقریباً دو سانتیمتر داخل سر قرار دارد.این جایی است که چشم سوم انسان قرار دارد، غده صنوبری ( the pineal  gland ).می توانید بر این نقطه کوچک نورانی تمرکز کنید و تجسم کنید که این نقطه مرکز آگاهی شما است.بگذارید این نقطه نورانی گسترش بیابد تا آنجا که تمام میدان دید ذهن شما را فراگیرد و ببینید چه اتفاقی می افتد.ممکن است ببینید که نقطه نورانی رنگ یا شکلش عوض می شود یا طرح هایی در آن بوجود می آید.مثلاً ممکن است به یک توپ آبی ضربان دار تغییر کند.با تمرکز بر این توپ آبی رنگ متوجه می شوید که این امکان وجود دارد که با تشویق آگاهی تان برای خارج شدن ،همراه آن حرکت کنید و به خارج از بدن جسمانی خود حرکت کنید.
--------------------------------------------------------------------------------

تکنیک برونفکنی  12

روش نقطه

به پشت درازبکشید(طاق باز).چشمها باز باشد.نقطه ای را در سقف درست در بالای سرتان در نظر بگیرید و چشمها را برروی این نقطه ثابت نگه دارید.

حالا بدون اینکه سرتان را حرکت دهید تصور کنید که نقطه در طول سقف به آهسته گی به سمت دیوار می خزد و به سمت راست می رود.زمانی که نقطه به دیوار رسید ،تجسم کنید که این نقطه از روی دیوار به سمت کف اتاق می خزد و از کنار شما هم می گذرد.

مواظب باشید که درحالیکه به تجسم حرکت نقطه می پردازید،چشم های شما به نقطه موجود در سقف خیره بماند وحرکت نکند در غیر این صورت باید ازاول شروع کنید.
وقتی که نقطه به زمین رسید،تصورکنید که این نقطه روی کف اطاق می خزد و از زیر بستری که روی آن خوابیده اید می گذرد.
در این موقع ممکن است که شروع به احساس سرگیجه کنید زیرا در این حالت دارید به کالبد اختری خود نیرو وارد می کنید تا آن را در درون بدن فیزیکی خود بچرخانید.

به حرکت نقطه بر روی کف اطاق ادامه دهید تا از زیر طرف دیگر بستری که روی آن خوابیده اید خارج شود و به سمت دیوارمقابل برود و از آن دیوار بالا برود تا به سمت نقطه ای که از آن شروع کرده اید حرکت کند.
این تمرین را آنقدر ادامه دهید تا کالبد اختری شما مجبور شود از کالبد جسمانی شما خارج شود.

کلید موفقیت در این روش این است که اولاً تمرکز ذهنی برای مدت طولانی ادامه یابد و اصلاً حواس پرت نشود و دوماً اینکه سرعت نقطه نه زیاد باشد و نه کم،سرعت زیاد نقطه به بیداری مطلق و سرعت کم نقطه به خواب مطلق منجر می شود در حالیکه برای برونفکنی، ماندن در حالت بین خواب و بیداری نیاز است.
--------------------------------------------------------------------------------

تکنیک برونفکنی 13

روش تجسم ذهنی

در بستر به صورت طاق باز دراز بکشید ،در این حالت صورت شما به طرف سقف خواهد بود.دستها و پاهای خود را دراز کنید،به طوری که در کنار بدن شما قرار گیرند و کاملاً راحت باشند.
سپس چشمان خود را ببندید و بگذارید کاملاً احساس راحتی بکنید و عضلات بدن شما کاملاً رها و شل شود.
سپس صبر کنید تا به حالت بین خواب وبیداری برسید.

در این حالت ،اگر چه در منطقه ای از محدوده هوشیاری هستید که احساس گیجی و ابهام می کنید ولی باید هنوز به طور کامل بر ذهن خود کنترل داشته باشید.

بعد از چند دقیقه که در این حالت بودید،شروع به تصویر سازی ذهنی کنید.تصور کنید که خارج از جسم خود هستید،تجسم کنید که دو سه متر دورتر ازبستر خود ایستاده اید و دارید به بدن خود نگاه می کنید و می بینید که بدن شما بر روی بستر دراز کشیده.

اگر بتوانید این تصویر سازی ذهنی را با قدرت در ذهن خود نگه دارید و آن را به اندازه کافی  طولانی کنید،ناگهان متوجه  می شوید که به آن نقطه منعکس شده ایدومی توانید بدن خود را که در بستر خوابیده است از آن جا ببینید.

در این موقع اگر بخواهید در حالت برونفکنی باقی بمانید باید هرچه زودتر از بدن جسمانی خود دور شوید چون اگر زیاد نزدیک بمانید، بدن جسمانی تمایل دارد که شما را به داخل خود بکشد.

رمز موفقیت در این روش این است که اولاً بتوانید تصویر سازی ذهنی را با تمام جزئیات و رنگ و عمق انجام دهید و ثانیاً این تصویر را برای مدت حداقل ده دقیقه در ذهن خود نگه دارید.

-----------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  14

روش وارد شدن به همزاد   ( کالبد شبح مانند خود )

دراز بکشید و خود را رها کنید تا عضلات شما شل شود،همانطور که در تکنیک قبل گفته شد.

این بار تصور کنید که یک کالبد شبح مانند از خودتان در ارتفاع دو متری  در بالای بدن جسمانی شما شناور است.

باید تصویری که از کالبد شبح مانند خود ساخته اید کاملاً پایدار باشد و به صورتی در هواشناور باشد که با بدن جسمانی شما موازی باشد.

قدم بعدی این است که آگاهی خود را به کالبد شبح مانند خود انتقال دهید.

برای این کار قویاً تجسم کنید که:

 اگر در محل کالبد شبح مانند خود بودید ، اطراف خود را به چه شکلی می دیدید.

احساس شناور بودن را تجسم کنید.

تجسم کنید که اطاق از آن نقطه جدید چگونه به نظر می رسد.

ذهن خود را درون این بدن دوم نگه دارید و نگذارید که بین کالبد شناور و کالبدی که در بستر خوابیده رفت و آمد کند.

بعد از مدت کوتاهی که این کار را ادامه دادید متوجه می شوید که آگاهی شما واقعاً به کالبد شبح مانند انتقال پیدا کرده و شما واقعاً می توانید اطاق را از آن زاویه نگاه کنید.

بدون فکر کردن به بدن جسمانی خود، بخواهید که از بدن جسمانی خود دور شوید،تا احتمال بازگشت ناخواسته به بدن جسمانی را کم کنید.
--------------------------------------------------------------------------------

تکنیک برونفکنی  15

روش زاویه دید تغییر یافته

می دانید که وقتی خیلی بچه بودید چطور بود،سینه خیز از زیر میزها رد می شدید،از اسباب اثاثیه منزل بالا می رفتید و زیر لحاف و پتو چادر می زدید.خوب وقتی آدم بزرگ می شود دیگر از این کارها نمی کند ولی این تکنیک به شما اجازه می دهد که دوباره از این بازی ها بکنید.

در کنار اطاق خواب خود یک صندلی یا نردبان بگذارید و بالای آن بروید و نگاه کنید که اطاق خواب شما از آن زاویه به چه شکل است.آیا تا کنون بستر خواب خود را از این زاویه دیده بودید؟زاویه دید شما باید بالاتر از معمول باشد.تجسم کنید که خودتان در رخت خواب خوابیده اید،در آن صورت از این زاویه به چه شکل دیده می شدید؟می توانید تصور کنید که اگر از کالبد جسمانی خود بیرون بیایید واز این زاویه به خود نگاه کنید چه می بینید؟

این زاویه دید جدید را کاملاً بررسی کنید تا اینکه کاملاً آن را بشناسید.وقتی آماده شدید بروید وروی بستر خود دراز بکشید و چشمان خود راببندید وتجسم کنید که برگشته اید و روی صندلی یا نردبان ایستاده اید و به خودتان نگاه می کنید.ممکن است که متوجه شوید که واقعاً در آنجا هستید واز آنجا به بدن جسمانی خود نگاه می کنید.

  این روش موقعی خوب کار می کند که شما هرچقدر که می شود بالاتر بروید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  16

روش جستجوی خانه خود

دراز بکشید و تمام بدن خود را شل کنید.بگذارید تجسم شما در خانه تان پرسه بزند و تمام جزئیات موجود در هر اطاق را بررسی و امتحان کند.سعی کنید نکته ای را بیابید که قبلاً هرگز به آن توجه نکرده اید- خیلی ساده تر از آن است که فکر می کنید - ما به ندرت هرچیزی را از نزدیک نگاه می کنیم.اگر متوجه چیز غیرمعمولی شدید که قبلاً متوجه آن نشده بودید می توانید برگردید و آن را چک کنید - البته در بدن جسمانی - بعد از اینکه برونفکنی را به پایان رساندید.

مایه شگفتی است که این روش چقدر موثر است.بعضی وقتها ما خارج از بدن خود هستیم ولی خودمان نمی دانیم.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  17

روش قدم زدن در یک راه بخصوص

اگر معمولاً قدم می زنید واز این کار لذت می برید این روش برای شما آسان است.همان مسیری را که همیشه قدم می زنید قدم بزنید مانند همیشه ولی طی قدم زدن بعضی جاها را نشان کنید طوری که به محض دیدن آن مکان بتوانید آن را تشخیص دهید.

هنگامی که در حالت راحت وشلی عضلانی قرار گرفتید تجسم کنید که مانند همیشه همان مسیر را دارید قدم می زنید.موقعی که به یکی از مکانهایی که نشان کرده اید رسیدید به خود بگویید ( من بیرون هستم،اینجا).
سعی کنید به طور معمول قدم زدن را تمام کنید وسپس ذهناً خودتان را تجسم کنید که به بستر و صندلی راحتی خود باز می گردید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  18

روش بازگشت به کودکی

این روش در صورتی موثر است که کودکی شادی را دارا بوده باشید،زیرا لازم است که تجسم کنید که به خانه ای که در کودکی در آن بوده اید بازگشته اید.از تجسم خود استفاده کنید و تمام اطاق ها را جستجو کنید.تمام جزئیات کوچک  از جاهایی که روزی در آن بازی کرده اید به خاطر آورید.
کاملاً طبیعی است که با چنین سفری برای زادگاه خود احساس دلتنگی کنید و این باعث آغاز چیزی درون شما می شود،شما خودتان را در خارج از بدن جسمانی می یابید.اگر در خانه دوران کودکی خود متوجه تغییر دکوراسیون شدید نا امید نشوید،هیچ چیز برای همیشه ثابت نمی ماند.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  19

روش پرواز

اگر شما توانایی تصویر سازی ذهنی قوی دارید و روش های پیچیده رادوست ندارید این روش خوبی برای شما خواهد بود.
دراز بکشید و تمام بدن خود را شل کنید،و شروع به تصویر سازی ذهنی کنید،تصور کنید که دارید پرواز می کنید (مانند سوپرمن).تصور کنید که چه احساسی داشتید اگر می توانستید از پنجره طبقه دوم عبورکنید و به پرواز در بیایید.

تا آنجایی که می توانید تصور خود را واضح،روشن و قوی کنید.

تصور کنید که می توانید در هوا پرواز کنید،در بالای پشت بام به پرواز دربیاییدو بالای محله تان  پرواز کنید.

سعی کنید که تصور کنید که در حین پرواز باد خنکی به صورتتان می خوردولباس های شما در مقابل باد به اهتزاز در می آید.
می توانید یک پنکه را جوری تنظیم کنید که باد آن به شما بخورد همانطوری که در تصورتان قرار است باد به شما بخورد،این باعث می شود که بهتر باور کنید که در حال پرواز هستید وتصور کنید که در اثر پرواز است که باد به شما می خورد.

طولانی شدن این تصویر سازی ذهنی ممکن است باعت جداسازی کالبد اختری گردد.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  20

روش شنا در آسمان و خیره شدن به ستاره ها

برای این روش باید جایی بیرون از خانه را انتخاب کنید. یک تپه در بیرون شهر پیدا کنید و به بالای آن بروید.
یک روز گرم ابری برای این کار بهتر است.
در آنجا دراز بکشیدومانند معمول همه بدن خود را شل کنید ولی چشمان خود را باز نگه دارید.
مستقیم به آسمان خیره شوید .همچنان که به آسمان نگاه می کنید تجسم کنید که آزادانه در هوا شناورید و از بالا دارید به پایین نگاه می کنید.

شما می توانید این روش را در یک شب گرم پر از ستاره نیز انجام دهید.به ستاره ها در آسمان نگاه کنید و و تجسم کنید که در آن بالا بین ستاره ها هستید.تجسم کنید که از بالا دارید به کالبد جسمانی خود نگاه می کنید.

می توانید این روش را گسترش دهید به این صورت که موقعی که در یک قایق دراز کشیده اید یا اینکه در مسافرت هستید و در ماشین  یا قطار هستید این روش را انجام دهید.

مسلماً این روش باید جایی تمرین شود که چیزی مزاحم شما نباشد.اگر یک نفر از کنار شما از تپه بالا رود یا یک سگ کوچک روی شما بپرد مسلماً حواستان را پرت می کند و اگر بیرون از بدن جسمانی خود باشید برای شما یک شوک ایجاد می کند.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  21

روش حلقه

دراز بکشید و بدن خودرا کاملاً رها وشل کنید.باید چشمهای شما بسته باشد و دهان شما کمی باز باشد.
همینطور که به این فکر می کنید که بدن شما عمیقاً شل شده تصور کنید که یک حلقه نورانی ودرخشان بزرگ که ازانرژی ساخته شده در ارتفاع دو متر بالاتر از بدن جسمانی شما در هوا قرار دارد.

این حلقه باید از تمام قد شما بزرگ تر باشد.

 بینایی خود را کاملاً در ذهن خود ثابت نگه دارید و تجسم کنید که این حلقه بزرگ و درخشان  آهسته به سمت  پایین و به سمت شما می آید.

همچنان که حلقه انرژی از شما عبور می کند،سعی کنید که احساس کنید انرژی وارد بدن شما می شود و باعث ایجاد احساس ارتعاش می گردد.

با شروع احساس ارتعاشات آنها را تقویت کنید به این ترتیب که چندین و چندین بار از داخل حلقه عبور کنید.اگر این روش تا اینجا درست انجام شده باشد،نهایتاً در سرتاسر بدن جسمانی خود یک موج قوی از ارتعاشات را احساس خواهید کرد،حتی ممکن است یک برونفکنی نرم را احساس کنید .

در این موقع به احتمال قوی کالبد اختری شما به سمت بالا می رود و از بدن جسمانی شما دور می شود.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  22

روش بالا بردن انرژی

دراز بکشید و تمام عضلات بدن خود را کاملاً شل کنید.
تصور کنید که از انرژی خالص ساخته شده اید.
بگذارید این انرژی در تجسم شما به ارتعاش در بیاید.
این ارتعاش در ابتدا آرام و کند است ولی به تدریج سرعتش افزایش می یابد.
توجه خود را از روی  تمام بدن خود عبور دهید وبررسی کنید که تمام قسمتها در حال وزوز کردن باشد.
بگذارید انرژی به تدریج افزایش پیدا کند تا اینکه احساس کنید که تمام بدن شما به سرعت در حال ارتعاش است.
شما نباید حتی یک عضله خود را حرکت دهید،تمام این کارها با تجسم ذهنی صورت می گیرد.

اگر متوجه شدید که واقعاً با بدن جسمانی خود دارید حرکت می کنید،این روش را دارید اشتباه انجام می دهید.

موقعی که توانستید تجسم کنید این ارتعاش سریع انرژی درون تمام وجود شما جریان دارد ،شما می توانید ناگهان آن را رها کنید.مانند تیری که در کمان گذاشته اید وآن را نشانه رفته اید، بگذارید این انرژی از قسمت بالای سر شما  با یک جریان زیاد  از آگاهی خالص ،به سرعت خارج شود و شما آن موقع بیرون خواهید بود.  
 
--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  23

روش القاء خلسه به خود

یک مکان راحت را در نظر بگیرید و یک دروازه خیالی در ذهن خود تجسم کنید و بر آن تمرکز نمائید.

تنفس باید عمیق و منظم باشد.چشمها نیز باید بسته باشد و به سمت بالا چرخانده شده باشد.

به زودی احساس کرختی و بی حسی مختصری خواهید کرد که از پاها شروع شده و به تمام بدن گسترش می یابد. یک احساس سفتی عضلانی شروع می شود و فشار در داخل سر افزایش می یابد.

در این مرحله ممکن است تصاویر خیالی ببینید و صداهای وحشتناکی را بشنوید ولی تا جایی که ممکن است به آنها توجه نکنید زیرا آنها ممکن است تمرکز شما را به هم بزنند و خلسه را خاتمه دهند.

بعد از مدتی متوجه می شوید که می توانید باچشمهای بسته اطراف خود را ببینید.همه چیز اول تار و مبهم است ولی کم کم واضح می شود.اشیاء داخل اطاق با یک تشعشع طلایی رنگ دیده می شوند.

پس از آن احساس خواهید کرد که دو بدن دارید:یک بدن جسمانی که در آن زندانی شده اید و یک بدن سیال.

در این مرحله باید تلاش کنید و بدن سیال خود را وادار کنید تا از آن ( دروازه ) که درذهن خود تجسم کرده اید عبور کند.(قویاً بخواهید که از این در عبور کنید.)
اگر موفق شدید احساس خواهید کرد که دارید از آن در رد می شوید و در پشت سر شما بسته می شود و صدای بسته شدن در را می شنوید.(معلوم نیست چرا چنین صدایی شنیده می شود.)

از این به بعد می توانید از بدن جسمانی خود به بیرون قدم بگذارید و اطراف گردش کنید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  24

روش شمردن نفس ها و ضربان های قلب

یک حالت راحت اتخاذ کنید و کف دست چپ خود را بر روی سینه خود قرار دهید به این ترتیب می توانید بالا و پایین رفتن سینه خود را در اثر تنفس احساس کنید.دست راست خود را روی دست چپ خود بگذارید و مچ دست چپ خود را به طرزی بگیرید که بتوانید ضربان قلب خود را زیر انگشتان دست راست خود احساس کنید،در این حالت آماده انجام روش هستید.

با شل کردن کامل تمام بدن شروع کنید.بگذارید سرعت تنفس و ضربان قلب شما آهسته گردد.با دست چپ سینه خود را لمس کنید و تنفس خود را بشمارید.هنگامی که توانستید تمرکز کنید و بیست تنفس را بدون حواس پرتی بشمارید آماده انجام مرحله بعد خواهید بود.

همزمان با شمردن تنفس ،شروع به شمردن ضربان قلب خود کنید.شما باید شماره های هر دو مورد را در سر خود نگه دارید.این سخت است و شما تمرکزتان را از دست خواهید داد و شماره هردو مورد از دستتان می رود.

نکته ای که به شما کمک می کند این است که تنفس خود را طوری تنظیم کنید که هر نفس با تعداد خاصی از ضربان قلب هم زمان گردد.
برای شروع بهتر است طوری نفس بکشید که هریک نفس با ده ضربان قلب هم زمان شود.

موقعی که وارد یک ریتم می شوید - که این در آغاز سخت است - متوجه می شوید که یک احساس عجیبی به شما دست می دهد.انگار که می توانید ضربان قلب جهان را احساس کنید یا اینکه می توانید تنفس کیهان را متوجه شوید.

هنگامی که چنین احساسی به شما دست داد ،این به این معنی است که خلسه شما آنقدر عمیق شده که دیگر می توانید از کالبد جسمانی خود بیرون بیایید و به ریتم جهان بپیوندید.

--------------------------------------------------------------------------------


تکنیک برونفکنی  25

روش سوال کردن از خود

برای ای

:: بازدید از این مطلب : 973

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : یکشنبه 29 دی 1392
.

دوستت دارم به نام خدا

کاش بودی حال نیستی من تنها



:: بازدید از این مطلب : 917
|
امتیاز مطلب : 3
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : loverose
ت : دوشنبه 25 آذر 1392
.

دیوانگی شاخ و دم ندارد

همین که ساعتها و روزها

به فکرو خیال کسی هستی که به فکرت نیست

خود نوعی دیوانگیست



:: بازدید از این مطلب : 731
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : دوشنبه 06 آبان 1392
.
درست قبل از سحرگاه ۱۹ اوت ۱۹۴۲ سربازان کانادایی و انگلیسی حمله ای را علیه آلمانیها در ساحل دی یپ واقع در نورماندی آغز کردند که در اصل حمله مقدماتی بود.برای حمله ای بزرگتر در این حمله متفقین اطلاعات زیادی از دشمن بدست آوردند اما به بهایی بسیار سنگین از مجموع ۶۰۸۶ سربازی که به ساحل پیاده شدند ۳۶۲۳ نفر کشته و زخمی شدند .درست نه سال بعد در ۱۴ اوت ۱۹۵۱ قبل از دمیدن سحر دو زن انگلیسی که تعطیلات خود را در آن ساحل می گذراندند با سر و صدای زیادی از خواب بیدار شدند .ظرف سه ساعت بعد آنها شاهد صدای نبردی بودند که در زمان جا به جا شده بود.

 

آنها دقیقاتکرار وقایع نه سال قبل را به گوش شنیدند.ترتیب و توالی زمان وقایع به آن صورت که آن دو زن گزارش کردند بعدها از اسناد محرمانه ارتش استخراج و تطبیق شد.

آن دو زن در دهکده ساحلی که نزدیک یکی از دو نقطه حمله بود اقانت داشتند.در زیر ترتیب وقایع شرح داده شده توسط آن دو زن با سوابق رسمی متفقین مقایسه شده است.

هیچکس بجز آن دو زن چیز غیرعادی در منطقه نشنید.انجمن تحقیقات روانی لندن در ۱۹۲۵ اعلام کرد تجربه آنها بعنوان یکی از تجربیات خالص مربوط به روان باید در نظر گرفته شود.

 

۳/۴۷ بامداد:قایقهای نفر بر متفقین با کشتیهای آلمانی مبادله ی آتش میکنند.مدافعین خط ساحلی فریاد میکشند و دستوراتی صادر میشود.

حدود ساعت ۴ صبح:زنها صدای همهمه ی سربازانهمراه با صدای آتشبارها و بمبهایی که به تدریج نزدیکتر میشد میشنوند.

۴/۵۰:ساعت فر برای پیاده شدن سربازان ،اما عملیات ۱۷ دقیقه از زمان مقرر عقب تر استبنابراین آتشبارها در این ساعت خاموش میشوند.

۴/۵۰ :سکوت ناگهانی

۵/۰۷:قایقها زیر آتش سنگین دشمن به ساحل میرسند.در همانحال رزمناوها ساحل دی یپ را زیر آتش میگیرند و هواپیماها به تاسیسات ساحلی حمله میکنند.

۵/۰۷ :امواجی از فریاد صدای انفجارها صدای همهمه

۵/۴۰:بمباران از عرشه ناوها قطع میشود.

۵/۴۰:مجددا سکوت

۵/۵۰:نیروی هوایی متفقین با نیروی هوایی آلمان درگیر میشوند.

۵/۵۰:صدای حملات هوایی با شدت زیاد و صداهایی ضعیف تر

۶:تمتم صداها خاموش میشود

۶/۲۵:فریادهایی که به تدریج خاموش میشوند.

۶/۵۵:سکوت بی وقفه

۸/۳۰:حمله متفقین توسط آلمانها پس رانده میشود.تلفات زیاد است و بازماندگان عقب نشینی میکنند.



:: بازدید از این مطلب : 836
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : شنبه 04 آبان 1392
.

Annabelle، عروسک تسخیر شده توسط روح پلید دروغ

در سال 1970 یک زن عروسکی مدل Raggedy-Ann از مغازه دست دوم فروشی برای دخترش که در کالج بود خرید. دخترش عروسک را دوست داشت و آن را در آپارتمانش گذاشته بود، اما او و هم خانه اش خیلی زود متوجه اتفاقات عجیبی شدند که مربوط به عروسک می شد. عروسک خودبخود حرکت می کرد، اغلب در اتاق دیگری پیدا می شد بدون اینکه کسی بهش دست زده باشد. آنها تکه کاغذ پاره هایی با دست خط بچه گانه از یک نوع کاغذ پوستی پیدا می کردند که نمونه اش را در خانه شان نداشتند. حتی یک روز عروسک را به صورتی دیدند که به طرز غیر ممکنی بر روی پاهای قراضه خودش ایستاده است.

 

درپایان دو دختر با دو بازپرس مسائل ماورایی اد و لورین وارن تماس کردند. این زن و شوهر خیلی زود فهمیدند که عروسک توسط روح یک بچه تسخیر نشده بلکه روحی شیطانی آن را تسخیر کرده که در مورد هویتش دروغ می گوید تا به دختران نزدیک شود، شاید هم قصد داشته روح یک یا دو نفرشان را تسخیر کند. دخترها Annabelle را به این زن و شوهر دادند تا در یک جعبه نمایش شیشه ای در موزه اسرارآمیز در کانکتیکت قرار دهند. در نشان روی شیشه نوشته شده است: هشدار: به نفعتان است درش را باز نکنید



:: بازدید از این مطلب : 897
|
امتیاز مطلب : 158
|
تعداد امتیازدهندگان : 33
|
مجموع امتیاز : 33
ن : loverose
ت : شنبه 04 آبان 1392
.

بررسی ها نشان میدهد که فقط یک نفر از شش هزار نفر از حساسیت لازم برای دیدن یک روح برخوردار است.این شاخص آماری محققان را به این باور رسانده که احتمالا نوعی حس ششم در پدیده دیدن ارواح دخیل است.

 

بچه هایی که ارواح را میبینند

بچه ها در قیاس با بزرگسالان به مراتب حساس تر به ارواح هستند صدها مورد از بچه هایی وجود دارند که مدعی شده اند ارواح قوم و خویش های مرده ی خود را دیده اند.برخی از کارشناسان معتقدند که انرزی حرکتی بچه ها تر و تازه تر و نافذتر از انرزی حرکتی طبیعی بزرگسالان است.این ویزگی سبب شده تا بچه ها نسبت به تغییرات انجام شده در حوزه های انرزی اطراف خود حساس تر باشند دیگر کارشناسان بر ان باورند که بچه ها دارای یک حس تله پاتی غریزی هستند که به آنها اجازه میدهد به شیوه ای ناآشنا برای بزرگسالان شرایط خارق العاده و ماورا الطبیعه ای اطراف خویش را تشخیص دهندبه هنگام وقوع یک ترازدی تغییرات عمده ای در حوزه های انرزی روی میدهد که منجر به وقوع پدیده های ماورا الطبیعه ای میشود.این شرایط تاثیرات ویزه ای روی بچه ها میگذارد بچه ها و دیگر افراد حساس از توانایی لازم برای شناسایی و خوانش این انرزی که در قالب ارواح نیز خود را نشان میدهد برخوردارند.



:: بازدید از این مطلب : 827
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : شنبه 04 آبان 1392
.


:: بازدید از این مطلب : 865
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : دوشنبه 01 مهر 1392
.


:: بازدید از این مطلب : 944
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : پنج‌شنبه 28 شهریور 1392
.

ارتباط با ارواح

آية الله العظمي ناصر مكارم شيرازي

- ۲ -


از نظر نتيجه عملى نيز اين عقيده، آثار نامطلوبى دارد كه در پايان اين سلسله بحثها از نظر خوانندگان محترم خواهد گذشت.

در بحث پيش، اين مطلب را اثبات كرديم كه: نخستين عيب بزرگ اين عقيده، مخالفت صريح آن «با قانون تكامل در جهان زندگى و حيات» و «ارتجاعى بودن» آن است.
چگونه ما مى توانيم معتقد باشيم كه خداوند ارواح را پس از يك سير تكاملى ـ ولو نسبى ـ به حال اوّل بازمى گرداند، و مجدّداً روح يك انسان چهل ساله را (مثلاً) در درون جنينى قرار داده، و باز او را در همان مراحل كودكى سير مى دهد، يك سير كاملاً تكرارى و بى حاصل، تا اين كه پس از مدّتها دوباره به جاى اوّل برسد.
هركس مى فهمد كه اين برنامه يك برنامه عاقلانه نيست، بلكه برنامه هاى تكاملى جديد همواره بايد از نقطه ختم برنامه هاى قبلى شروع گردد نه از نقطه شروع آن! (دقّت كنيد!)
اكنون به سراغ دلائل عقلى ديگر برويم:

هيچ روحى به درد بدن ديگرى نمى خورد

بر خلاف آنچه بعضى خيال مى كنند، روح آدمى در آغاز يك موجود كامل و ساخته و پرداخته نيست، بلكه مراحل تكامل خود را در اين جهان تدريجاً مى پيمايد.
كيست كه نداند روح كودك، همانند جسم او، كودك است، و روح يك جوان، مانند جسم او، پرشور و بانشاط و باحرارت.
اصولاً روان و تن آدمى ارتباط بسيار نزديكى با هم دارند و هر كدام در ديگرى مستقيماً اثر مى گذارد.
آخرين تحقيقات فلاسفه ما، كه بر اساس نظريّه «حركت جوهرى» بنا شده، نشان مى دهد كه هرگز نبايد روح را يك موجود كاملاً مستقل از جسم، و جدا از آن بدانيم و در حقيقت يك نوع «دوگانگى و ثنويّت» قائل شويم; بلكه اين دو بيش از آنچه ما تصوّر كنيم، به هم مربوط و از يكديگر اثرپذيرند، و به تعبير بعضى، نسبت روح با جسم از جهتى شبيه نسبت «گلاب» و «گل» است; روانشناسى امروز نيز قدم فراتر نهاده و اين رابطه را نزديكتر ساخته است.
اشتباه نشود، نمى خواهيم مانند «ماترياليستها» بگوئيم: روح چيزى جز خواصّ مادّه نيست، بلكه مى خواهيم بگوئيم روح در عين اين كه موجودى مافوق مادّه است، پيوند و ارتباط و اتّصال فوق العاده با جسم و مادّه دارد.
اين، ادّعا نيست; حقيقتى است كه هم «فلسفه» و هم «روانشناسى» آن را اثبات مى كند.
از اين بيان بخوبى مى توانيم اين نتيجه را بگيريم: «همانطور كه دو جسم از تمام جهات با يكديگر شبيه نيستند، دو روح نيز نمى توانند از تمام جهات با هم شباهت داشته باشند.»
زيرا هر روحى رنگ بدن خود را خواهد داشت و به تناسب آن پيش خواهد رفت; و به همين دليل شما هرگز دو نفر را نمى يابيد كه از نظر تظاهرات و پديده هاى روانى كاملاً همانند باشند و خواه ناخواه نقاط اختلاف و تفاوت با يكديگر خواهند داشت.
به تعبير ديگر، دو جسم اگر از تمامى جهات مثل هم باشند، يكى خواهند بود و دو روح اگر در همه چيز مانند هم باشند، يك روح خواهند شد.
با در نظر گرفتن سنخيّت «روان» و «تن» يا «روح» و «جسم»، هيچ روحى ممكن نيست بتواند در كالبد ديگرى قرار گيرد، و اصولاً با هم تطابق و هماهنگى ندارند.
هر جسم تنها شايسته و هماهنگ روحى است كه با آن پرورش يافته و بعكس، هر روحى نيز شايسته و هماهنگ با جسم خويش است.

اين تناسب و هماهنگى بقدرى است كه اگر (فرضاً) روحى را به كالبد ديگرى بفرستند كاملاً بيگانه و بى تناسب خواهد بود.
و نيز به همين دليل در «رستاخيز» بايد به همين بدن بازگشت كند، زيرا ادامه فعّاليّت حياتى اين روح بدون آن ممكن نيست; با آن پرورش يافته، و با آن خواهد زيست، منتها در يك مرحله كاملتر.
طرفداران عقيده تناسخ، گويا همه اين حقايق را فراموش كرده اند و چنين مى پندارند كه «روح» مسافرى است كه گاهى در اين منزل و گاهى در آن منزل رحل اقامت مى افكند، و يا همچون مرغ سبكبالى است كه هر زمان در آشيانى مسكن مى گزيند; در حالى كه چنين نيست; مسافر و مرغ، چيزى، و منزلگاه و آشيان، چيز ديگرى است; ولى روح و جسم آنچنان به هم پيوستگى و آميختگى دارند كه نه اين جسم مى تواند قالب روح ديگرى گردد، و نه روح ديگرى مى تواند با اين جسم، قرين و هماهنگ شود، و در مَثَل همچون قفلهاى مختلفى هستند كه هر كدام كليدى مخصوص به خود دارد كه به درد ديگرى نمى خورد.

اين كار از او ساخته نيست فرضاً، از اين حقيقت صرف نظر كنيم و بپذيريم كه ممكن است روح انسانى به بدن جديدى بپيوندد، چگونه ممكن است روح يك انسان 50 ساله (مثلاً) كه مراحل گوناگون را طى نموده، در جنين كودكى قرار گيرد،و پس از تولّد، مانند روح يك كودك، همان تظاهرات كودكانه را داشته باشد; بهانه بگيرد; گريه كند; سر لج بيفتد; داد و فرياد راه بيندازد; بازيهاى كودكانه و قهر و آشتى هاى بچّگانه داشته باشد; و در دوران جوانى نيز جوانى كند؟! اين كار، اصلاً از او ساخته نيست، و اين موضوع باور كردنى نمى باشد. در اين جا كارى به ارتجاعى بودن اين خطّ سير نداريم; منظور اين است كه فرضاً ارتجاع و عقب گرد در جهان حيات قابل قبول باشد اين كار به وسيله بازگرداندن روح انسان 50 ساله به بدن يك كودك، ميسّر نمى باشد.

* * *

طرفداران عقيده تناسخ گويا حساب لوازم عقيده خود را نرسيده اند و تنها روى انگيزه هائى كه در بحث پيش گذشت به آن دل بسته اند، و إلاّ باور نمى توان كرد كسى همه اين حسابها را برسد، باز روى اين عقيده بايستد و لااقل ترديد هم به خود راه ندهد.

دليل سوم: فراموشى مطلق براى ارواح ممكن نيست

يكى ديگر از دلائلى كه باطل بودن عقيده «بازگشت روح به بدن ديگر» را مسلّم مى سازد، موضوع «فراموشى مطلق» خاطرات گذشته است.
توضيح اين كه: اگر بنا باشد همه ارواح، يا ارواح تكامل نيافته، به بدنهاى تازه اى بازگردند، چگونه ممكن است تمام خاطرات گذشته را فراموش كنند!
ما و شما، نه خودمان، و نه هيچيك از كسانى را كه مى شناسيم، نديده ايم كه به خاطر داشته باشد بار ديگرى به اين جهان آمده و حوادث آن را ديده باشد. ما هرچه فكر مى كنيم كوچكترين خاطره اى از زندگى ديگرى را به ياد نمى آوريم.

چگونه ممكن است كسى 30 يا 50 سال يا بيشتر در اين جهان زندگى كند، علومى را بياموزد، در فنون بسيارى مهارت پيدا كند، ده ها هزار خاطره مسرّت بخش يا غم انگيز داشته باشد، با هزاران دوست يا دشمن در عمر خود برخورد نمايد، ولى همه را فراموش كند!
چنين فراموشكارى براى روح غيرممكن است و لذا ـ طبق مداركى كه از قرآن مجيد و دلائل عقلى در دست است ـ در رستاخيز كه ارواح به بدنهاى كامل خود باز مى گردند، تقريباً همه چيز را به خاطر دارند; اعمال و كردارى كه در اين جهان داشتند، حتّى دوستان و دشمنان خود را اگر ببينند، مى شناسند. چطور ممكن است بازگشت به اين جهان، و بازگشت در رستاخيز، اين قدر فاصله و تفاوت با هم داشته باشند و انسان در زندگى جديد، به هيچوجه خاطره اى از گذشته را به ياد نياورد!
وانگهى، به فرض اين كه چنين چيزى ممكن باشد، بيهوده و بى فايده است ; زيرا طرفداران اين عقيده، معتقدند زندگى جديد براى «تنبّه» و «تكامل» و احياناً براى «كيفر» در برابر خلافكاريهاى زندگى نخستين است.

بديهى است كه اين موضوعات، درباره كسى كه گذشته را بكلّى فراموش نموده، مفهومى ندارد. او نه جنايات و خلافكاريهاى خود را به خاطر دارد كه عبرت بگيرد و بيدار شود، و نه محروميّتها را به ياد مى آورد كه احياناً از پيروزى و وصول به مقصد خويش در اين زندگى جديد، لذّت ببرد; زيرا همه اين مفاهيم، مشروط به يادآورى خاطرات پيشين است.
بعضى از طرفداران عقيده تناسخ براى توجيه اين فراموشى مطلق، به دست و پاى عجيبى افتاده اند; مى گويند در گوشه و كنار جهان، افرادى ديده شده اند كه خاطرات زندگى پيشين را كم و بيش به ياد دارند!
به اين افراد بايد گفت: اوّلاً، هيچ گونه «مدرك معتبر» كه بتوان در بحثهاى علمى روى آن تكيه نمود، براى اين ادّعا وجود ندارد، و به فرض اين كه فردى پيدا شود كه چنين ادّعايى كند، هيچ بعيد نيست كه از قبيل توهّمات و خيالاتى باشد كه پاره اى از بيماران روانى به آن گرفتارند، وگرنه هر يك از ما هزاران فرد سالم را مى شناسيم و با آنها محشور هستيم و هرگز نديده ايم هيچكدام چنين ادّعايى داشته باشد.

ثانياً، به فرض اين كه چنين افرادى پيدا شوند و از نظر روانى از سلامت كامل برخوردار باشند، تازه اين سؤال پيش مى آيد كه دليل اين تبعيض چيست؟
چرا تنها افراد بسيارمعدودى مدّعى به خاطرداشتن زندگى پيشين باشند و ديگران همه انكار كنند؟ اين تبعيض كاملاً بى دليل است.
اينها همه بخوبى گواهى مى دهد كه اصل ادّعاى مزبور واهى و بى اساس مى باشد.

دليل چهارم: ارواح بلاتكليف و سرگردان!

ايراد ديگرى كه متوجّه عقيده تناسخ و بازگشت به زندگى جديد مى شود، اين است كه:
اگر اين برنامه درباره همه افرادى كه نيازمند به تكامل هاى تازه اى هستند صورت گيرد، بايد هميشه از بين رفتن يك فرد، درست مقارن انعقاد نطفه ديگرى باشد; تا اين روح پس از جدا شدن از بدن اوّل، به بدن دوم كه در حال نطفه است انتقال پيدا كند.
حال اگر حوادثى مانند زلزله و امثال آن رخ دهد، و يا سيلهايى كه در زمان كوتاهى عدّه زيادى را در كام خود فرو مى كشد، و از آن بالاتر جنگهايى مانند جنگهاى جهانى با آن همه تلفات فورى (مخصوصاً اگر بصورت جنگهاى اتمى مانند آنچه در شهرهاى ناكازاكى و هيروشيما در ژاپن گذشت باشد) و ناگهان عدّه زيادى جان بسپارند، تكليف اين همه ارواح چه خواهد شد!
با اين كه مى دانيم مسلّماً نطفه هائى به تعداد آنها در شرايط عادى منعقد نخواهد گرديد، پس اين ارواح بلاتكليف مى مانند، و بايد مانند مسافران مدّتها سرگردان شوند، و يا نوبت بگيرند و در اين مدّت كه ارواح، جسم اوّل خود را از دست داده و براى به دست آوردن جسم دوّم معطّل مانده اند، چه سرنوشتى خواهند داشت؟!
آيا هيچ كس مى تواند ادّعاكند كه تعداد فرزندانى كه نطفه آنها بسته مى شود، بامتوفّيات دائماً متعادل است در حالى كه خلاف آن به گواهى آمار جنگها و تلفات ناشى از سيل و زلزله، اثبات گرديده است!(1)

اينها همه نشانه ضعف و ناتوانى اين عقيده خرافى است كه اسلام و اديان آسمانى ديگر، قلم بطلان بروى آن كشيده اند.

بازگشت به زندگى جديد از نظر قرآن

عموم فِرَق اسلامى در اين عقيده متّفقند كه روح پس از پايان اين زندگى، به بدن ديگرى در اين جهان بازنمى گردد، و دانشمندان شيعه و سنّى با صراحت تمام، عقيده تناسخ را كه يكى از خرافات اديان باستانى هند است، محكوم ساخته اند.
تنها دسته كوچكى در اين ميان به نام «تناسخيّه» بودند كه از اين عقيده طرفدارى مى نمودند، و ما امروز نام اين دسته را تنها در كتابهاى «ملل و نحل» مى يابيم و از وجود آنها در ميان صفوف مسلمانان امروز اطّلاعى نداريم، و ممكن است به سرنوشت همان دسته هايى گرفتار شده باشند كه به هنگام ترجمه كتب فلسفى يونان و كتابهاى مذهبى ديگر و گرم شدن بازار بحث و مجادله و گفتگوهاى مذهبى، از ميان افراد بى مايه و كم اطّلاع به وجود آمدند و تنها نامى از آنها در كتب «ملل و نحل» باقى ماند.
نويسنده دائرة المعارف قرن بيستم (در جلد دهم، صفحه 181) چنين مى نويسد:

عقيده بازگشت ارواح (به بدن ديگر در اين جهان) يك اعتقاد قديمى و كهنه است كه نخستين بار در هند به وجود آمد، هم اكنون نيز اين عقيده در ميان آنها هست...
و در اسلام هيچ كس قائل به اين عقيده نشده است جز فرقه «تناسخيّه». آنها نيز اين عقيده را از قرآن نگرفته اند، بلكه از هندوها و منقولاتى كه عرب از فلسفه آنها داشته است، اقتباس نموده اند...

اصولاً بايد توجه داشت كه از منابع مختلف استفاده مى شود اين عقيده بيشتر در ميان اقوامى طرفدار داشته كه به رستاخيز و معاد، آنچنان كه ما ايمان داريم و كتاب بزرگ آسمانى ما قرآن تشريح مى كند، معتقد نبوده اند.
زيرا با قبول اين كه ارواح، بار ديگر به بدنهاى جديد در اين جهان باز گردند و نتيجه اعمال خود را ببينند، ديگر لزومى براى رستاخيز و معاد باقى نمى ماند.

هنگامى كه به قول بعضى از طرفداران اين عقيده، مرد فقير و محروم، به صورت ثروتمندِ پُر پول، و يا ثروتمند ستمكار، به صورت كارگر فقير و محروم به اين جهان بازگشت كند، و يا شكست خوردگان در عشق! به وصال معشوق برسند و خيانت كنندگان در عشق! به هجران و فراق مبتلا گردند، و مثلاً «نايب حسين كاشى!» براى مكافات اعمال خود، به صورت چنين و چنانى بازگردد، با اين حال ديگر لزومى براى رستاخيز باقى نمى ماند، و در حقيقت رستاخيز آنها در همين زندگى دنيا صورت گرفته، و رستاخيز ديگر و فراهم ساختن محكمه و حساب و كتاب، ديگر نه تنها ضرورت ندارد، بلكه با توجّه به اين كه هر كس به مكافات عمل خود رسيده است، يك نوع ظلم و ستم محسوب مى شود.
و لذا در احاديثى كه از پيشوايان بزرگ اسلام به ما رسيده است ضمن ابطال قطعى اين عقيده، توجّه به لوازم آن ـ از جمله انكار رستاخيز و معاد ـ داده شده است.
مرحوم «صدوق» محدّث بزرگ جهان اسلام، در كتاب «عيون اخبار الرّضا» از هشتمين پيشواى ما امام علىّ بن موسى الرّضا(عليه السلام)نقل مى كند كه حضرت در پاسخ سؤالى كه مأمون از مسئله تناسخ كرد، فرمود:

مَنْ قالَ بِالتَّناسُخِ فَهُوَ كافِرٌ بِاللّهِ الْعَظيمِ; يَكْذِبُ بِالْجَنَّةِ وَ النّارِ; 

كسى كه عقيده به تناسخ داشته باشد، ايمان به خدا ندارد، و بهشت و دوزخ را انكار مى كند.

نكته اى كه در اين حديث بيشتر بايد مورد توجّه قرار گيرد، اين است كه عقيده به تناسخ، همدوش با عدم اعتقاد به خداوند ذكر شده است، و ارتباط اين دو با توجّه به يك موضوع روشن مى گردد و آن اين كه در كتب «تاريخ و اديان» مى خوانيم كه يك دسته از طرفداران سرسخت تناسخ جمعى از مادّيين بودند، آنها به اين جهت ابراز تمايل به اين مسلك مى نمودند كه بر اثر عدم اعتقاد به وجود خدا، ناچار بودند ارواح را ازلى و بدون آفريننده بدانند، طبعاً اين ارواح در طول عمر جاويدان خود مى بايست هرچند صباحى در بدنى منزل گزينند، و با از ميان رفتن يك بدن، روح وارد بدن ديگرى گردد و به عمر خود ادامه دهد. (دقّت كنيد!)
و به اين ترتيب رابطه نزديكى ميان اين عقيده، و عقيده مادّيگرى پيدا مى شود.

* * *

 

در قرآن مجيد كه منبع اصلى معارف و فرهنگ اسلام است، آيات متعدّدى وجود دارد كه عقيده تناسخ را مردود مى شمارد; مانند آيات زير:

1ـ حَتّى اِذا جآءَ اَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلّى اَعْمَلُ صالِحاً فيما تَرَكْتُ كَلاّ اِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها(2); 

(آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى دهند) تا زمانى كه مرگ يكى از آنان فرارسد، مى گويد: پروردگار ا! مرا بازگردانيد; شايد در آنچه ترك كردم (و كوتاهى نمودم) عمل صالحى انجام دهم، (ولى به او مى گويند) چنين نيست! اين سخنى است كه او به زبان مى گويد (و اگر باز گردد، كارش همچون گذشته است).
اين آيه صريحاً بازگشت به اين زندگى را براى جبران گذشته، نفى مى نمايد.

2ـ كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللّهِ وَ كُنْتُمْ اَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُم ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ(3);

چگونه به خدا ايمان نمى آوريد با اين كه شما (قبل از آفرينش آن گاه كه خاك بوديد) مردهو بى جان بوديد و خداوند شما را زنده كرد; سپس شما را مى ميراند و بعد زنده مى كند، و سپس به سوى او باز مى گرديد!

اين آيه صريحاً مى گويد: پس از مرگ يك بار بيشتر زنده نخواهيد شد و آن زنده شدن در رستاخيز و بازگشت به سوى خدا و پيوستن به ابديّت و زندگى جاويدان آن سرا است.
بديهى است كسى كه معتقد به بازگشت روح به بدن ديگر و زندگى جديد در اين جهان است، مرگ وحيات ديگرى هم ـ علاوه بر آنچه گفته شد ـ بايد قائل باشد و اين مخالف آيه فوق است.(4)

3ـ اَللّهُ الَّذى خَلَقَكُمْ ثُمَّ رَزَقَكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ(5);

خداوند همان كسى است كه (نخست) شما را آفريد، سپس روزى داد; بعد مى ميراند، سپس زنده مى كند.

در اين آيه نيز تنها يك مرتبه مرگ و حيات، پس از آفرينش نخستين انسان، ذكر شده، كه مرگ اين جهان و حيات بازپسين باشد.

4ـ وَ هُوَ الَّذى اَحْياكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ اِنَّ الاْنْسانَ لَكَفُورٌ(6); 

و او كسى است كه شما را زنده كرد (و آفريد) سپس مى ميراند و باز هم (روز رستاخيز) زنده مى كند. ولى اين انسان بسيار ناسپاس است.

در اين آيه نيز زندگى پس از مرگ، منحصر به يكى شمرده شده است و آن زنده شدن در رستاخيز است.

5 ـ قالُوا رَبَّنا اَمَتَّنا اثْنَتَيْنِ وَ اَحْيَيْتَنا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ اِلى خُرُوج مِنْ سَبيل(7);

(كافران در آن جهان) مى گويند: پروردگارا! ما را دوبار ميراندى و دوبار زنده كردى; اكنون به گناهان خود معترفيم; آيا راهى براى خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟

ممكن است بعضى جمله «ما را دوبار ميراندى» را دستاويز قرار دهند و بخواهند چنين استدلال كنند: «دوبار ميراندن» دليل بر اين است كه انسان يك بار ديگر به زندگى اين جهان باز مى گردد و سپس مى ميرد و در صورتى كه باز نگردد، يك بار ميراندن بيشتر نيست.
امّا با توجّه به آيات گذشته، كاملاً روشن است كه منظور از «مرگ اوّل» همان حالت قبل از زندگى اين جهان است كه انسان به صورت موجودى بى جان (خاك) بوده و سپس لباس زندگى به اندامش پوشانيده شده، و اگر تعبير به «ميراندن» شده، به اصطلاح علمى از باب «تغليب» است. (منظور از تغليب اين است كه هنگام نام بردن از دو چيز با هم، تعبير اصلى را از يكى از آن دو انتخاب كرده و هر دو را با يك عبارت ذكر كنند; مثلاً به جاى اين كه گفته شود: «شمس» و «قمر» گفته مى شود: «قمرين» و به جاى اينكه گفته شود اَب (پدر) و اُم (مادر)، گفته مى شود: «ابوين».
در اينجا نيز به جاى اين كه گفته شود: يك مرتبه مرده بودن و يك مرتبه ميراندن، دو مرتبه ميراندن ذكر شده است. (دقّت كنيد!)
شاهد زنده و گوياى اين معنى جمله ديگر آيه است; زيرا تعداد اِحياء و زنده شدن در اين آيه صريحاً دو مرتبه ذكر شده در حالى كه اگر حيات جديدى در اين دنيا داشته باشيم، به ضميمه حيات آخرت، مجموعاً سه بار «زنده شدن» خواهيم داشت.
بنابراين آيه فوق نيز از آياتى است كه تناسخ را ابطال مى كند.

در سخنان على(عليه السلام) در نهج البلاغه نيز تعبيراتى ديده مى شود كه با صراحت اين عقيده خرافى را طرد مى كند; مثلاً، درباره مردگان چنين مى فرمايد:

لا عَنْ قَبيح يَسْتَطيعُونَ انْتِقالاً وَ لا فى حَسَن يَسْتَطيعُونَ ازْدِياداً(8); 

آنها نه مى توانند كارهاى بد خود را ديگر جبران نمايند و نه توانائى دارند چيزى بر حسنات خود بيفزايند.

بديهى است كسانى كه معتقد به تناسخ هستند، مى گويند انسان پس از مرگ به اين جهان باز مى گردد تا اعمال گذشته خود را جبران نمايد و به گفته آنها تكامل ناقص خود را به انجام برساند و گذشته را جبران كند. در اينجا مدارك ديگرى نيز هست كه براى دورى از اطاله كلام از ذكر آن صرفنظر مى شود.

بخش دوم: ارتباط با ارواح

سرگرمىِ ميزگرد!

آيا مى توان با ارواح گذشتگان رابطه برقرار ساخت و معلوماتى از آنها دريافت داشت؟
آيا اين گفتگوهائى كه جمعيّت هاى «روحيّون» و «اسپرى تيستها» درباره رابطه با ارواح مدّعى هستند همه بيهوده است؟ و بيهوده سخن به اين درازى! و يا اين كه در ميان سخنان آنها واقعيّت هائى وجود دارد؟
آيا احضار ارواح ـ يا صحيحتر ارتباط با ارواح ـ از طريق ميز گرد كه اخيراً(9) در همه جا به توصيه بعضى از مجلاّت «مُد» شده، صحيح است و همه كس مى توانند يك ميز گرد چرخان بدون ميخ تهيّه نموده و دور آن بنشينند و دست روى آن بگذارند و نيّتى كنند و با روح مورد نظر رابطه برقرار سازند، و مطالب لازم را از او بپرسند و پاسخهاى او را ـ اعم از مثبت و منفى ـ به وسيله گردش آهسته و غيراختيارى ميز دريافت دارند؟
راستى اين مطلب به همين سادگى و آسانى است و يك ميز گرد بدون ميخ «كليد عالم غيب» و «دستگاه فرستنده و گيرنده» عالم ارواح مى باشد؟!
اينها سؤالاتى است كه همه ميل دارند پاسخ آن را بدانند.

 


پى‏نوشت‏ها:
1 . بعضى از طرفداران عقيده تناسخ و عود ارواح مى گويند:
چه مانعى دارد كه ارواح پس از جدائى از بدن مدّتى مثلاً 30 سال يا 50 سال در جهان ارواح بمانند و سپس به كالبدهاى تازه در اين دنيا بازگردند; بنابراين، مرگ و ميرهاى دسته جمعى، مشكلى براى بازگشت به اين دنيا ايجاد نخواهد كرد. ولى اين پاسخ هرگز مشكل آنها را حل نمى كند. زيرا اگر قبول كنيم روحى نيازمند به تكامل و بازگشت مجدّد به دنياست، ديگر دليلى ندارد كه مدّتى بى جهت در جهان ارواح سرگردان بماند بلكه بايد فوراً پس از جدا شدن از يك بدن، در نطفه ديگرى قرار گيرد. در واقع ماندن چنين ارواحى در جهان ارواح، شبيه اين است كه محصّلى كه يك كلاس را پشت سرگذاشته، مثلاً 30 سال ترك تحصيل كند، سپس به تحصيل كلاس بعد بپردازد; اين كار كاملاً ابلهانه است!
2 . سوره مؤمنون، آيه 99 و 100.
3 . سوره بقره، آيه 28.
4 . اخبار رجعت هيچ ربطى به اين بحث ندارد; زيرا رجعت كه در اين اخبار آمده جنبه عمومى ندارد و تنها درباره محدودى از افراد است و در واقع يك مسئله استثنائى است نه عمومى; مانند بازگشت «عزير» و امثال آن. (دقّت كنيد!)
5 . سوره روم، آيه 40.
6 . سوره حج، آيه 66.
7 . سوره غافر، آيه 11.
8 . نهج البلاغه، خطبه 188.
9 . قبل از انقلاب.



 

back page

 



:: بازدید از این مطلب : 826
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : چهارشنبه 27 شهریور 1392
.

نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران