.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 

عاشورا در آینه اعدادو ارقام


پدید آورنده : ، صفحه 194

 

آمار نهضت عاشورا

ـ مدت قیام امام سحین از روز امتناع از بیعت با یزید، تا روز عشاورا 175 روز طول کشید 12 روز در مدینه، 4 ماه و 10 روز درمه، 23 روز بینراه مکه تا کربلا و 8 روز در کربلا (2 تا 10 محرم)

ـ فاصله منزل ها با هم سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود

ـ منزل های میان کوفه تا شام 14 منزل بودکه اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبور دادند

ـ نامه هایی که از کوفه به امام حسین در مکه رسدی و او را دعوت به آمدن کرده بود 12000 نامه بود

ـ بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه 18000 نفر، یا 25000 نفر و یا 40000 نفر گفته شده است

ـ شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است 17 نفر، شهای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده 13 نفر. سه نفر هم کودک از بنی هاشم شهید شدند، جمعا 33 نفر. این افراد به این صورت اند: امام حسین 1 نفر، اولاد امام حسین 3 نفر، اولاد علی علیه السلام 9 نفر، اولاد عقیل 12 نفر، اولاد جعفر 4 نفر، ـ غیر از امام حسین علیه السلام و بنی هاشم، شهیدایی که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه و برخی منابع دیگر امده است 82 نفرند. غیر از آنان، نام 29 نفر دیگر در منابع متأخرتر آمده است.

ـ جمع شهدای کوفه از یاران امام 138 نفر. تعداد 14 نفر از این تعداد غلام بوده اند.

ـشهدایی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به وفه بردند 78 نفر بودند. تقسیم سرها به این صورت بود قیس بن اشعث، رئیس بنی کنده 13 سر، شمر رئیس هوازن 12 سر، قبیله بنی تمیم 17 سر، قبیله بنی اسد 16 سر، قبیله مذحج 6 سر، افراد متفرقه از قبایل دیگر 13 سر.

ـ سیدالشهداء هنگام شهادت 57 سال داشت.

ـ پس از شهادت حسین علیه السلام 33 زخمی نیزه و 34 ضربه شمشیر، غیر از زخم های تیر بر بدن آن حضرت بود.

ـ شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین علیه السلام 10 نفر بودند.

ـ تعداد سپاه کوفه 33 هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین علیه السلام آمدند. آنچه در نوبت اول آمد تعداد 22 هزار نفر بودند به این صورت: عمر سعد با 6000، سنان با 4000، عروة بن قیس با 4000، شمر با 4000، شبث بن ربعی با 4000، آنچه بعدا اضافه شدند: یزید بن رکاب کلبی با 2000، حصین بن نمیر با 4000 مازنی با 3000، نصر مازنی با 2000 نفر،

ـ سیدالشهدا، روز عاشورا برای 10 نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانی فرمود و آنان را دعا، یا دشمنان آنان را نفرین کرد. اینان عبارتند از: علی اکبر، عباس، قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله طفل شیرخوار، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حر بن یزید ریاحی، زهیر بن قین و جون و در شهادت دو نفر بر آنان درودو رحمت فرستاد. مسلم وهانی.

ـ امام حسین علیه السلام بر بالین 7 نفر از شهدا پیاده رفت: مسلم بن عوسجه، حر، واصح رومی، چون، عباس، علی اکبر، قاسم.

ـ سر سه شهید را روز عاشورا به جانب امام حسین علیه السلام انداختند: عبدالله بن عمیر کلبی، عمرو بن جناده، عاس بن ابی شبیب شاکری.

ـ سه نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند: علی اکبر، عباس، عبدالرحمن بن عمیر

ـ مادر 9 نفر از شهدای کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت بودند، عبدالله بن حسین که مادرش رباب بود، عون بن عبدالله جعفر، مادرش زینب، قاسم بن حسن مادرش رمله، عبدالله بن حسن مادرش بنت شلیل جیلیه، عبدالله بن مسلم مادرش رقیه دختر علی علیه السلام ، محمد بن ابی سعید بن عقیل، عمرو بن جناده، عبدالله بن وهب کلبی مادرش ام وهب، علی اکبر

ـ 5 کودک نابالغ در کربلا شهید شدند: عبدالله رضیع شیرخوار امام حسین علیه السلام ، عبدالله بن حسن، محمد بن ابی سعید بن عقیل، قاسم بن الحسن، عمرو بن جناده انصاری.

ـ 5 نفر از شهدای کربلا، از اصحاب رسول خدا بودند: انس بن حرث کاهلی، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، هانی بن عروه، عبدالله بن بقطر عمیری.

ـ در رکاب سیدالشهداء، تعداد 15 غلام شهید شدند. نصر و سعد (از غلامان علی علیه السلام )، منحج (غلام امام مجتبی علیه السلام )، اسلم و قارب (غلامان امام حسین علیه السلام )، حرث غلام حمزه، جون غلام ابوذر، رافع غلام مسلم ازدی، سعد غلام عمر صیداوی، سالم غلام بنی المدیته، سالم غلام عبدی، شوذب غلام شاکر، شیب غلام حرث جابری، واضح غلام حرث سلمانی، این 14 نفر در کربلا شهید شدند. سلمان غلام امام حسین علیه السلام ، که آن حضرت او را به بصره فرستاد و آنجا شهید شد.

ـ 2 نفر از یاران امام حسین علیه السلام روز عاشورا اسیر و شهید شدند: سوار بن منعم و موقع بن ثمامه صیداوی

ـ 4 نفر از یاران امام در کربلا پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسیدند: سعد بن حرث و برادرش ابوالخنوف، سوید بن ابی مطاع (که مجروح بود) و محمد بن ابی سعید بن عقیل

ـ 7 نفر در حضور پدرشان شهید شدند: علی اکبر، عبدالله بن حسین، عمرو بن جناده، عبدالله بن یزید، عبیدالله بن یزید، مجمع بن غائذ، عبن الرحمن بن مسعود.

ـ 5 نفر از زنان از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمده و حمله یا اعتراض کردند: کنیز مسلم بن عوسجه ام وهب زن عبدالله کلبی، مادر عبدالله کلبی، زینب کبرا ، مادرعمرو بن جناده.

ـ زنی که در کربلا شهید شد مادر وهب (همسر عبدالله بن عمیر کلبی) بود

ـ زنانی که در کربلا بودند: زینب، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه، ام هانی (این 6 نفر از اولاد امیرالمؤمنین بودند) فاطمه و سکینه (دختران سیدالشهدا) رباب، عاتکه، مدر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، کنیز خاص حسین، مادر وهب بن عبدالله.

ـ آخرین شهیدآل هاشم علی اصغر علیه السلام بود.

ـ شهیدی که با سنگباران دشمن به شهادت رسید «عابس بن شبیب» بود.

ـ شهیدی که به دست کوفیان اسیر شد و سپس به شهادت رسید، نافع بن هلال بود.

ـ چند نفر در کربلا از جمع همرزمان سپاه خود گریختند.

ـ حر بن یزید ریاحی، 2. ضحاک بن عبدالله مشرقی، 3. هرثمه بن ابی مسلم

ـ تعداید از شهدای کربلا که پیش از شهادت، داغ مرگ برادر نیز دیدند.

ـ امام حسین علیه السلام که پیش از شهادت داغ شهادت برادرانش از جمله عباس بن علی علیه السلام را با دل و جان پذیرفت.

ـ حضرت عباس بن علی و برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان.

ـ قاسم و عبدالله بن حسن

ـ عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب

ـ عبدالله و محمد بن مسلم بن عقیل

ـ سیف بن حارث سریع و مالک بن عبد بن سریع که پسر عمو و برادر مادری بودند.

افرادی که جزء یاران مسلم بودند و به امام پیوستند.

1. مسلم بن عوسجه، 2. حبیب بن مظاهر، 3. عابس بن ابی شبیب، 4. جابر یا(جنادة) بن حارث سلمانی.

2 شهید کربلا مظلوم خوانده شده اند.

1. حضرت عباس بن علی، حضرت علی بن الحسین، علی اکبر علیه السلام

تعداد افرادی که به دست امام حسین کشته شدند بین 1950 ـ 1800 نفر نقل شده است.

تعداد تخمینی زخم هایی که بر بدن حضرت امام حسین وارد شده است بین 300 تا 1300 عدد نقل می باشد ظاهر این است که درهنگام مبارزه، تا 70 زخم بر بدن حضرت وارد شده است و از آن هنگام که آن حضرت از اسب به روی زمین افتاد تا واپسین لحظات حیات، لشکر کوفه تا 1900 زخم بر بدن مجروح و خسته آن حضرت وارد ساخته باشند.

امام حسین علیه السلام به دو تن از اصحاب خود فرمود: «جانم فدایتان!»

حضرت قاسم بن الحسن؛ آن هنگام که به عمویش گفت: «مرگ از عسل نزد من شیرین تر است» حضرت امام حسین علیه السلام به او فرمود: «عمو به فدایت! تو از آنان هستی که پس از گرفتار شدن به بلایی سخت، کشته خواهی شد».

2. حضرت عباس بن علی، برادر بزرگوارش

عصر تاسوعا، آن هنگام که دشمن به خیمه های آل رسول، قصد هجوم کرد، امام به برادر خود فرمود: «بنفسی انت یا اخی!...» جانم به قربانت برادر جان! سوار شو و از آنان سبب حمله و هجومشان بر خیمه ها را سوال کن.

کسانی که بعد از امام حسین علیه السلام شهید شدند.

1. سوید بن ابی مطاع که بیهوش شده بود، چون به هوش آمد و خبر شهادت امام علیه السلام و فریاد کودکان آن حضرت را شنید، مقاتله کرد تا شهید شد.

2 و 3. سعد بن الحثر و برادر او و ابوالحتوف که در سپاه دشمن بودند، چون امام علیه السلام شهیدشد و فریاد اطفانل آن حضرت را شنیدند توبه کردند و روی به سپاه کوفه کردند و شمشیر زدند تا به شهادت رسیدند.

4. محمد بن ابی سعید بن عقیل که چون امام حسین علیه السلام بر روی زمین افتاد و فریاد عیال و کودکان بلند شد او هراسان به در خیمه آمد، او را لقیط یا هانی به شهادت رساند.

مواردی که امام حسین علیه السلام دست به سمت آسمان بالا بردند و...

1. صبح عاشورا، امام علیه السلام قرآن را در مقابل خویش نهاده، دو دست به سوی اسمان بلند کرده و دعا خواندند.

2. پس از شهادت گروهی از یاران

3. هنگام شهادت عبدالله بن الحسن، دست ها را به طرف آسمان بلند کرد و دشمنان را نفرین کرد.

4. هنگام عزیمت فرزند گرامی اش علی اکبر علیه السلام به میدان

5. در واپسین لحظات حیات

6. آن زمان که تیر سه شعبه زهرآلود به سینه مبارکش نشست.

امام، صورت به صورت سه شهید گذاشت.

1. اسلم بن عمرو ـ غلام اهود

2. واضح ـ غلام حرث سلمانی

3. فرزند گرامی اش حضرت علی اکبر علیه السلام

در چند مورد، امام حسین علیه السلام خون به آسمان پاشید

1. وقتی گلوی طفل شیرخوارش حضرت علی اصغر علیه السلام دریده شد امام، خون آن مظلوم را با کف دست گرفت و چون پر شد به آمان افشاند و فرمود: «بار خدایا! چنانچه اینک پیروزی ما مقدمه نیست، آن را توشه بهترین ما بساز!

2. در هنگام نبرد، سنگی به پیشانی امام اصابت نمود. امام، دامن خود را گرفت تا خون از پیشانی مبارکش پاک کند؛ که تیر سه شعبه و زهرآگینی آمد و در وسط سینه امام نشست. امام تیر را از قفا درآورد و دست بر زخم نهاد و چون دست از خون پر شد، آ خون را به آسمان افشاندو قطره ای از آن برنگشت.

3. در نزدیکی فرات، حصین بن نمیر تیری بردهان امام زد. امام با دست خود، خون را گرفته به آسمان افشاند.

4. مسلم به ریاح، غلام امیرمؤمنان می گوید: در روز عاشورا با امام بودم؛ تیری آمد و به صورت آن حضرت نشست و فرمود: مسلم! دستانت را نزدیک خون بگیر! من چنان کردم تا پر شد. فرمود: «آن را در ستانم بریز!» پس آن را به آسمان افشاند و فرمود: «خدایا! انتقام خون فرزند حضرت پیامبرت را بگیر!» و هیچ قطره ای از آن به زمین بازنگشت!

احتجاج های امام حسین در کربلا

آن حضرت، در هر موقیعتی، با دشمنان احتجاج می نمودند؛ تا حجت بر همگان تمام کرده باشند. از جمله احتجاج ها موارد زیر است:

1. خطاب عمومی؛ حداقلدو مرتبه، امام با جمع سپاه کوفه احتجاج نمودند که جانگدازترین و غریبانه ترین ان این احتجاج است.

2. خطاب خاص به شبث بن ربعی، هجار بن ابجر، قیس بن اشعث و...

3. هنگام عزیمت فرزندش علی اکبر علیه السلام به میدان، بارالها! بر این قوم گواه باش که به جانب ایشان نوجوانی رهسپار است که در صورت و سیرت و گفتار، شبیه ترین مردم به پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله است...

4. احتجاج باعمر سعد: «وای بر تو! آیا از خدایی که بازگشت به سوی اوست نمی ترسی؟!» آیا با من ـ که خود می شناسی کیستم ـ می جنگی؟! اینان را رها کن و با من باش که این، تو را به خدا نزدیک تر می کند.

5. احتجاج باعمر سعد درباره جنگ: «فرمود: یکی از سه کار را انجام بده!» گفت: «چیست؟!» فرمود: بگار تا به مدینه، حرم جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله برگردم! گفت: «نمی شود!»

فرمود: «آبی دهید که آل الله سخت تشنه اند» گفت: «نمی شود!»

فرمود: «پس تن به تن به جنگم آیید...»

6. احتجاج با کوفیان درباره علی اصغر علیه السلام

7. احتجاج در آخرین لحظات

فرمود: «آیا رحم کننده ای هست که آل پیغمبر برگزیده خدا را رحم کند؟ آیا یاوری هست، که نسل پاک پیغمبر را یاری کند؟ آیا برای فرزندان زهرای بتول، پناه دهنده ای هست؟ آیا کسی هست که از حرم پیامبر صلی الله علیه و آله پاس دارد؟

نفرین های امام حسین علیه السلام

بیش از 20 مورد نفرین از امام حسین علیه السلام در حادثه کربلا نقل شده که هر یک جایگاه خاصی دارد و به هر کدام به صورت گذرا اشاره می شود:

الف) نفرین به دشمنان

1. عبدالله بن حصین آن هنگام که گفت: «ای حسین! آیا این آب را نمی بینی، که همچون دل آسمان می درخشد؟ به خدا سوگند یک قطره از آن را نخواهی چشید تا تشنه کام بمیری!»

امام فرمود: «خدایا او را از تشنگی بمیران و هرگز او را نیامرز

2. مالک بن حوزه، آن هنگام که ایستادو گفت: ای حسین! مژده باد که آتش دنیا قبل از آخرت می سوزاندت»! و امام فرمود: «خدایا! او را در آتش بلا و پیش از آخرت در دنیایش بسوزان!» گفتنی است، اسب مالک در این هنگام او را در آتشی افکند که اصحاب امام در خندق ها روشن کرده بودند!.

3. نفرین امام بر شمر ذی الجوشن، آن هنگام که با نیزه بر خیمه امام کوبید و گفت: آتش بیاورید ه این خیمه را با اهلش بسوزانم!» در این هنگام، بانگ بانوان برخاست و از خیمهها بیرون آمدند. امام به شمر ندا داد. ای فرزند ذی الجوشن! آیا آتش می خواهی تا اشیانه اهلم را بسوزانی؟ خدا به آتشت بسوزاند!

ـ نفرین امام بر مردی از قبیله بنی دارم به نام زرعه، آن هنگام که میان امام و آب حائل شد و تیری افکند که بر چانه آن حضرت نشست.

ـ نفرین امام بر محمد بن اشعث، آن هنگام که جسورانه از امام پرسید: «میان تو و محمد صلی الله علیه و آله ه خویشی هست».

ـ نفرین امام هنگام جنگ با کوفیان

ـ نفرین امام بر مالک بن سرکندی که با شمشیر بر کلاهخود امام علیه السلام زد آن هنگامی که بدن امام، مجروح و رنجور و خسته بود.

ـ نفرین امام، هنگام شهادت یارانش

1. هنگام شهادت علی اکبر علیه السلام ، خطاب به عمر سعد فرمود: «تو را چه می شود به خدا نسلت را قطع کند و کارت را بی برکت سازد».

2. پس از شهادت قاسم علیه السلام فرمود: «خدایا! از شمارشان بکاه و با نیازمندی، ایشان را بکش و هیچ یک را باقی مگذار و آنان را هرگز نیامرز!

3. بعد از شهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل. فرمود: «بار الها! کشندگان آل عقیل را بکش!»

4. هنگام شهادت عبدالله بن حسن

5. بعد از شهادت علی اصغر فرمود: «خدایا! باران آسمان را از ایشان باز دارد و برکاتت را از آنان دریغ دار! خدایا هرگز از ایشان راضی مشو!»

مواردی که دشمن بی رحم، با گفتار و رفتار خود، سعی در شکنجه روحی امام و آزردن قلب ایشان داشتند

1. آن هنگام که حضرت علیه السلام برای گزاردن نماز اول وقت، مهلت خواستند، حصین بن نمیر اسائه ادب نمودو گفت: «نماز شما پذیرفت نیست».

2. تمیم بن حصین فرازی از سپاه کوفه به میدان آمد و دراوج عطش امام علیه السلام فریاد زد: ای حسین! ای یاوران حسین! آیا این آب فرات را نمی بینید که هم چونس ینه مارها (یا طبق نسخه دیگر: مایهان) می درخشد؟! به خدا سوگند شما قطره ای از آن نخواهید نوشید، تا بمیرید!

3. پاسخ اهل کوفه به امام علیه السلام هنگام اجتماع ایشان که فرمود: «هرچه اساسی با من می جنید...»

گفتند: «با تو می جنگیم به سبب بغضی که به پدرت داریم و به آنچه در روز بدر و حنین با پدران ما کرد!»

4. در لحظات آخر، که تمامی بدن مبارک حضرت پر از آثار تیر و نیزه و شمشیر دشمن شده بود، تمیم بن قحطبه از فرماندهان شام ـ نزدیک آمد و گفت: «ای فرزند علی! تا کی مقاومت می کنی؟! فرزندان و یارانت همگی کشته شدند و تو باز می خواهی با شمشیر، با بیست هزار نفر بجنگی؟!»

5. گفتار شمر با امام علیه السلام و در پاسخ استغاثه ایشان که گفت: ای حسین کجایی؟! آیا از ما آب می خاهی؟! این محال است! آری به آتش سرخ و آب داغ... مژده ات باد!

6. در آخرین لحظات حیات امام علیه السلام «شمر» و «سنان» که لعنت ابدی خداوند نثارشان باد ـ نزد امام آمدند: شمر با جسارت، پا بر تن امام زده، گفت: «ای فرزند ابوتراب! آیا باور نداشتی که پدرت دوستانش را بر حوض پیامبر، سیراب می کند؟! اینک صبر کن تا از دست او آب بنوشی!

7. امام در روز عاشورا نیایش فرمود: «خدایا! ما خاندان و ذریه وخویشان پیامبر توأیم، ظالمان و غاصبان حق ما را درهم شکن؛ که تو شنوای نزدیکی!» دراین هنگام محمد بن اشعث به آن حضرت گفت: «میان تو و محمد چه خویشی است؟!» و با این سخن دل حضرت را آزرد و نفرین ایشان را بر خود خرید.

افرادی که به واسطه انتخاب صحیح جز شهدای کربلا قرار گرفتند:

ـ عمرو بن ضبیعه تمیمی:

از سواران دلیر کوفی و همراهیان سپاه عمر سعد بود که در کربلا به یاران امام حسین علیه السلام پیوست و در رکاب آن حضرت شهید شد و با انتخاب صحیح عزت ابدی، خلعت رعنای شهادت و نام نیک دنیا و آخرت را از آن خود کرد.

ضرغامة بن مالک

از اهالی کوفه بود که با سپاه کوفه به کربلا آمد و در آنجا به یاران امام حسین علیه السلام پیوست و در عاشورا به شهادت رسید.

بکر بن حی تمیمی

در سپاه عمر سعد بود و در روز عاشورا به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و در حمله اول شهید شد.

حر بن یزید ریاحی

اولین سردار سپاه کوفه و اسوه توبه نصوح در مکتب عاشورا بود و توانست خود را از حاکمیت طاغوت و شیطان برهاند و در لوای امامت و ولایت جرعه شهادت بنوشد.

اولین های عاشورا

اولین شهدا

اولین شهید آل هاشم، علی اکبر علیه السلام بود.

اولین شهید از اصحاب امام «مسلم بن عوسجه» بود.

اولین تیر

اولین تیر را عمر سعد در کربلا به عنوان شروع جنگ، پرتاب کرد.

اولین زائران

نخستین کسی که قبر مطهر سیدالهشدائ را زیارت کرد عبیدالله حر جعفی بود.

در نخستین اربعین شهادت امام حسین علیه السلام جابر بن عبدالله انصاری ـ یکی از صحابی جلیل القدر پیامبر صلی الله علیه و آله که توفیق زیارت 7 تن از معصومین همچون، پیامبر صلی الله علیه و آله ، حضرت علی علیه السلام ، حضرت فاطمه علیهاالسلام و امام حسن و حسین علیه السلام و امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام را داشت و ناقل حدیث کساء بود ـ و عطیه کوفی به عنوان اولین زائران امام حسین علیه السلام موفق به زیارت تربت و قبر سیدالشهداء شدند.

پیشینه تخریب قبر امام حسین علیه السلام

اولین بار نشانه های قبرامام حسین علیه السلام که طبق برخی نقلها درخت سدری بوده که بر ان سایه افکنده بود، در زمان حکومت عباسیان و به دستور هاروالرشید از بین رفت و زمین آن شخم زده شد.

در زمان حاکمیت مأمون، دوستداران اهل بیت بر مقد امام حسین علیه السلام بنایی احداث کردند.

برای بار دوم به دستور متوکل عباسی قبر امام و خانه های اطراف آن را ویران کردند و زمین آن را شخم زدند و آب بر آن جاری کردند که آب در اطراف مرقد شریف به گردش درآمد و قبر را فرانگرفت.

مأمور این تخریب «ابراهیم دیزج» یک یهودی تازه مسلمان بود.

پس از مدتی بصریان و کوفیان قبر امام حسین علیه السلام را تجدید بنا کردند و زیارت آن را رونق بخشیدند و در سال 247 ه . ق متوکل دوباره دست به تخریب قبر امام زد، زمینش را شخم زده وزائران را تحت پیگرد قرار داد ولی پس از به روی کار آمدن پسرش منتصر، قبر امام بازسازی شد و عمارتی بر آن ساخته شد.

اولین کتاب

«ترجمة الامام لحسین من تاریخ مدینه دمشق» تألیف علی بن الحسن ابن عساکر متوفی 571 ه . ق برای اولین بار در بیروت منتشر شد.

اولین مقتل

قدیمی ترین مقتل، مقتل ابی مخنف تالیف لوط بن یحیی بن سعید بن محنف کوفی متولد 75 هجری قمری یعنی حدود 14 سال بعد از واقعه عاشورا است.

اولین نویسنده

در منابع شیعه اولین شخصی که کتابی درباره امام حسین علیه السلام نوشت اصبغ بن نباته بود. او از فرماندهان علی علیه السلام بود.

 

 

 

 

السلام علی الحسین الذی سمحت نفسه بمهجته

سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود.

اسلام علی من اطاع الله فی سره و علانیته

سلام بر کسی که اطاعت کرد خدا را در نهان و آشکار

اسلام لی من جعل الله الشفاء فی تربته

سلام بر آن کسی که خداوند شفا را در خاک مزارش قرار داد

السلام علی من الاجابة تحت قبته.

سلام بر آن کسی که اجابت دعا در زیر بارگاه اوست

السلام علی من الائمة من ذریته

سلام بر آن کسی که امامان از نسل اویند

السلام علی شهید الشهدا

سلام بر شهید شهیدان

السلام علی خامس اصحاب اهل الکساء

سلام بر پنجمین اصحاب اهل کساء

السلام علی ساکن کربلا

سلام بر ساکن کربلا

السلام علی من کبته ملائکة السماء

سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

السلام علی منازل البراهین

سلام بر آن جایگاه های دلایل

السلام علی الائمة السادات

سلام بر ائمه سادات

السلام علی الشفاه الذبلات

سلام بر آن لب های خکشیده

السلام علی الاسجاد العاریات

سلام بر آن پیکرهای عریان و برهنه

السلام علی الدماء السائلات

سلام بر آن خون های جاری

السلام علی الاعضائ المقطعات

سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده

السلام علی الغریب الغربا

سلام بر غریب غریبان

السلام علی المهتوک الخباء

سلام بر آن که حرمت خیمه گاهش دریده شد

السلام علی الروؤس المثالات

سلام بر سرهای بالا رفته بر نیزه ها

السلام علی النسوة البارزات

سلام بر آن بانوان بیرون آمده از خیمه ها

السلام علی اتقیل المظلوم

السلام علی اخیه المسموم

السلام علی الابدان السلبیه

سلام بر آن بدن های برهنه شده

السلام علی المجلدین فی الفلوات

سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها

السلام علی النازحین عن الاوطان

سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها

السلام علی المدفونین بلا اکفان

سلام بر آن دفن شدگان بدون کفن

السلام علی المظلوم بلا ناصر

سلام بر آن مظلوم بی یاور

السلام علی صاحب اتقبة السامیه

سلام بر آن صاحب بارگاه عالی رتبه

السلام علی من افتخر به جبرئیل

سلام بر آن کسی که جبرئیل به او مباهات می کرد

السلام علی المقطوع الوتین

سلام بر آن که شاهرگش بریده شد

السلام علی الشیب الخضیب

سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده

السلام علی الشغر المقروع بالقصیب

سلام بر آن دندان چوب خورده

السلام علی الخد التریب

سلام بر آن گونه خاک آلوده



:: بازدید از این مطلب : 593
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.

نبرد کربلا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
 

 

   

نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (۲۰ مهر ۵۹ خورشیدی[۲] برابر ۱۰ اکتبر ۶۸۰ میلادی[۳]) اتفاق افتاد. روز نبرد به عاشورا نیز معروف است. این نبرد میان سپاه کم تعداد حسین بن علی (نوه دختری پیامبر اسلام) و سپاه اعزامی از سوی یزید بن معاویه (دومین پادشاه دودمان اموی) در نزدیکی محلی به نام کربلا (در عراق کنونی) در گرفت. دلیل یزید بن معاویه برای جنگ، بیعت نکردن حسین بن علی با او بود. حسین بن علی (امام سوم شیعیان) نیز حکومت و زمامداری یزید بن معاویه را غیر شرعی و غیرقانونی می دانست که بر خلافپیمان صلح حسن بن علی و معاویه پسر ابوسفیان به شکلی مورثی به یزید اول رسیده بود.

حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشد و اگر این کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد.

روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۴] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۵] بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۶] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۲ تن از لشکریان حسین به علاوه سر علی اصغر فرزند ۶ ماهه او را جدا کرده و بر بالای نیزه‌ها گذاشتند و بر اجساد کشته شدگان اسب تاختند.[۷]

خیمه‌ها تاراج و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهای کاروان حسین بن علی به‌نام بجدل بن سلیم برای بدست‌آوردن انگشتر حسین بن علی، انگشت وی را برید تا انگشتر را بدست آورد و در نهایت سپاه عمر بن سعد اجساد کشته‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسط قوم بنی‌اسد دفن شدند.[۸]

پس از رویداد کربلا تعدادی از زنان و کودکان وابسته به سپاه حسین بن علی، اسیر و زندانی شده و آنان را بهشام محل زمامداری یزید بن معاویه فرستادند. از دیدگاه مسلمانان کشته شدگان در نبرد کربلا شهید تلقی می‌گردند. پس از این نبرد حسین بن علی ملقب به لقب سیدالشهداء (سرور و آقای همه شهیدان) گردید.

هر ساله شیعیان، علویان و بسیاری از سنیان در ۱۰ روز نخست ماه محرم هر سال با برگزاری مراسم‌های سوگواری از آن واقعه یاد می‌کنند. عزاداری‌ها با رسیدن روز دهم (عاشورا) به اوج خود می‌رسد.

هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. نیرد کربلا یک واقعه تاریخی و اساسی در سنت و رسم شیعیان و تاریخ این مذهب محسوب می‌گردد. این درگیری هر ساله و به تناوب با برگزاری یادمان‌ها و عزاداری‌ها روایت و حکایت می‌شود. این رویداد از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی سده‌های بعد تا به امروز داشته‌است.

شیعیان معتقد هستند فداکاری حسین بن علی و رسالت نبرد کربلا به فرمان الهی بوده است و این رخداد تاریخی را لازمه بیدار شدن و آگاه شدن امت اسلامی و توقف غصب خلافت مسلمین به وسیله یزید می‌دانند.

 

 

پیش‌زمینه[ویرایش]

حسین بن علی هنگام زمام‌داری پدرش، او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری قمری هنگام کشته‌شدن برادرش حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به‌عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، طبق بند دوم صلح‌نامه معاویه نمی‌بایست برای خود جانشینی انتخاب کند.[۹]

به روایت سلیم پسر قیس یک سال پیش از مرگ معاویه در حج سال ۵۹ هجری قمری حسین بنی هاشم، دویست نفر از اصحاب پیامبر و پانصد نفر از تابعان را در مِنی در خیمه خود گرد آورد. احادیث پیامبر مشتمل بر نصب علی به خلافت در غدیر خم و شأن و جایگاه اهل بیت را به یادشان آورد و آنان بر آن اقرار کردند و نیز از معاویه و ستمش انتقاد کرد. سپس با آنان پیمان بست که این مطالب را به خاندان و قبایل خود برسانند. [۱۰]

معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی برگزید. حسین بن علی از همان نخست بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکممدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۱۱] حسین که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند.

در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده‌بودند نامه‌های زیادی برای حسین بن علی نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین بن علی نیز مسلم بن عقیلرا به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از سوی یزید به حکومت کوفه گمارده شده‌بود و مردم کوفه را تهدید کرده‌بود، مسلم را تنها گذاشتند.[نیازمند منبع] عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد و کشت. حسین با خانواده و یاران خود به‌سمت کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و کشته‌شدن مسلم را آوردند.

عبیداللّه که بر اوضاع کوفه مسلط شده‌بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیرکردن حسین بن علی و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با ۳۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] به کربلا فرستاد. این امر موجب شد تا شمار زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند و تنها نزدیک به ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده‌بود که اگر حسین بن علی را بکشد، او را فرمانده ری خواهد کرد؛ اما پس از این ماجرا این کار را نکرد.

سپاه یزید[ویرایش]

تعداد سپاهیانی که ابن زیاد برای جنگ با حسین گسیل کرد در منابع مختلف گزارش شده‌است. این تعداد دست کم ۴۰۰۰ نفر و در برخی گزارش‌ها تا ۸۰۰۰۰ نفر برآورد است. اما مشهورترین تخمین حدود ۳۰۰۰۰ نفر است. طبق تحقیق سیدمجید پورطباطبایی[۱۲] ترکیب سپاه به شرح ذیل بوده‌است:

۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر بن سعد

۲ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن

۳ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حربن یزید ریاحی

۴ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن رکاب کلبی

۵ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حصین بن نمیر تمیمی

۶ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی مغایر بن رهینه مازنی

۷ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی نصر بن حرشه

۸ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی کعب بن طلعه

۹ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شبث بن ربعی

۱۰ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حجّار بن ابجر

۱۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر و بن حجاج زبیدی

۱۲ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن الحرث بن رویم

۱۳ـ ۵۰۰ تیراندازان همراه حصین

۱۴ـ ۵۰۰ نفر به فرماندهی عزرة بن قیس

جمع کل: ۳۱٬۰۰۰ نفر

 

سپاه حسین بن علی[ویرایش]

به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۱۳] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۱۴] بود.

حسین زهیر بن قین را به فرماندهی جناح راست و حبیب بن مظاهر را به فرماندهی جناح چپ گماشت. میانه سپاه را نیز به برادرش عباس سپرد.

روز نبرد[ویرایش]

بنا بر نقل سید بن طاووس، در کتاب لهوف، صبح عاشورا ابتدا حسین بریر پسر خضیر از زاهدان نامدار کوفه را جهت موعظه جانب لشکر عمر سعد فرستاد، ولی آنان اعتنا نکردند. سپس خود به نزد آنان رفت تا اتمام حجت کند. او گفت مرا بین دو چیز مخیر کرده اند. یا بجنگم و یا ذلت پذیرم و با یزید بیعت کنم، ولی ذلت از ما دور است. لذا با شما می جنگم. [۱۵]

سپس سپاه عمر سعد جنگ را آغاز کرد. این حمله با تیراندازی عمر سعد به طرف اردوگاه حسین بن علی آغاز شد.[۱۶] شمر هم به نیروهای خود دستور داد که حمله‌ای گروهی بکنند و سپاه حسین را نابود کنند. همه گردان‌های سپاه کوفه در این حمله شرکت داشتند. یاران حسین هم در مقابل این هجوم تلاش کردند که از خود دفاع کنند[نیازمند منبع] و نیمی از یاران او (غیر از بنی هاشم) در این حمله نخست کشته شدند. شمار کشته‌شدگان این حمله را ۴۱ تن گفته‌اند. شماری از آنان (غیر از ۱۰ نفر از غلامان حسین و دودمانش و ۲ تن از غلامان علی)، عبارت‌اند از:

نعیم بن عجلان، عمران بن کعب، حنظله، قاسط، کنانه، عمرو بن مشیعه، ضرغامه، عامربن مسلم، سیف بن مالک، عبدالرحمان درجی، مجمع عائذی، حباب بن حارث، عمرو جندعی،حلاس بن عمرو، سوار بن ابی عمیر، عمار بن ابی سلامه، نعمان بن عمر، زاهر بن‌عمر، جبلة بن علی، مسعود بن حجاج، عبدالله بن عروه، زهیر بن سلیم، عبدالله و عبیدالله پسران زید بصری.

جنگ گروهی و تن به تن تا نماز ظهر ادامه یافت. هنگام نماز حسین به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد با نیمی از یاران در مقابل او صف بکشند تا بتواند به نماز بایستد. دشمن در هنگام نماز آنها را تیرباران کرد. سعید بدن خود را سپر قرار داد و به شهادت رسید. [۱۷]

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و صورتش را اصلاح کرد. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد.[۱۸]حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.[۱۹]

زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید.[۱۸] در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.[۱۹]

در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.[۱۸]

جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.[۱۸]

در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و به آسمان پاشید و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.[۱۸]

شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. به نقل از بسیاری از روایات ، عبدالله بن حسن بن علی (برادر زاده حسین) خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست عبدالله بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعده بهشت داد و سعی در تسکین درد برادرزاده اش داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند.[۱۸] حسین وقتی به طرف فرات می رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه اش یا گلویش خورد.[۱۹] سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.[۱۸]

نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه اش، کفشها و روپوش یمانی اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند.[۱۸]

کشته‌شدن حسین بن علی[ویرایش]

پس از نبرد[ویرایش]عمر بن سعد دستور داد تا حسین بن علی و همراهانش را محاصره کنند و آب را به روی آنان ببندند. سرانجام حسین بن علی در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا کشته شد و همهٔ خیمه‌های خانواده و یارانش رابه آتش کشیدند.سپس بعد از کشته شدن تمامی یاران حسین بن علی تمامی سر های آنان به جز علی اصغر و حر را از بدنشان جدا کردند و بر نیزه کردند و به شام فرستادند زن ها و بچه ها را به اسارت در آمدند و تمامی اجساد را در صحرای کربلا رها کردند تا پس از سه روز توسط قبیله بنی اسد دفن شدند

پس از کشته‌شدن یاران و خانواده حسین بن علی در واقعه کربلا، عمر بن سعد دستور داد تا سرهای آنان را ببرند. پس از آن، سرها را بین قبایل قسمت نمود[نیازمند منبع] تا آنان بدین وسیله به ابن زیاد نزدیک‌تر شوند. قبیله کنده به ریاست قیس بن اشعث کندی ۱۳ سر، قبیله هوازن به ریاستشمر بن ذی الجوشن ۱۲ سر، تمیم ۷ سر و بنی اسد ۱۶ سر بر نیزه کردند و در مجموع با ۷۱ سر بریده وارد کوفه شدند.[نیازمند منبع]

هنگام طلوع آفتاب سرهای کشته‌شدگان و کاروان اسیران از باب‌الساعات وارد مسجد اموی شد. آنگاه به دستور یزید، تمامی سرها تا ۳ روز بر دروازه‌های شهر و مسجد اموی آویزان گردید. علی پسر حسین پس از گذشت چهل روز (در روز اربعین) موافقت یزید را گرفت تا سرها را به بدن‌ها ملحق کند و سر حسین و دیگر کشته‌شدگان را به کربلا برد و به اجسادشان ملحق کرد.

در عین حال چند سر را در باب‌الصغیر به خاک سپردند، که عبارت‌اند از:[نیازمند منبع]

  1. سر ابوالفضل العباس
  2. سر علی‌اکبر
  3. سر حبیب بن مظاهر

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. پرش به بالا تاریخ طبری
  2. پرش به بالا عاشورا سه‌شنبه بود، ۲۰ مهر ۵۹ هجری شمسی سایت خبرآنلاین| زمان انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۸۹| بازدید: ۱۱ شهریور ۱۳۹۰
  3. پرش به بالا 10 October 680 دانشنامه ایرانیکا
  4. پرش به بالا قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  5. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  6. پرش به بالا آینده روشن - تعداد لشکر یزید در مقابل لشکر امام حسین (ع)
  7. پرش به بالا قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  8. پرش به بالا وب‌گاه حوزه
  9. پرش به بالا مرکز تحقیقات حضرت ولی‌عصر
  10. پرش به بالا آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۸-۱۰
  11. پرش به بالا آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۱۰-۱۲
  12. پرش به بالا آينده روشن - تعداد لشکر یزید در مقابل لشکر امام حسین(ع)
  13. پرش به بالا قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  14. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  15. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۳ و ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  16. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  17. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۳۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  18. ↑ پرش به بالا به:۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۴ ۱۸٫۵ ۱۸٫۶ ۱۸٫۷ Vaglieri، HUSAYN B. 'ALl B. ABl TALIB، ۶۰۷-۶۱۷.
  19. ↑ پرش به بالا به:۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Madelung, Wilfred. “ḤOSAYN B. ʿALI”. InEncyclopædia Iranica. vol. 12, HAREM I – ILLUMINATIONISM. first ed. Bibliotheca Persica Press, 2004. 493-506.ISBN ‎1568590504. Retrieved ۲۸ June ۲۰۱۲.

منابع



:: بازدید از این مطلب : 554
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.

واقعه کربلا



. نتیجه پیروزی بنی‌امیه، آغاز قیام‌های هواخواهان اهل‌بیت طرفهای درگیر بنی‌امیه بنی‌هاشم فرماندهان عمر بن سعدشمر بن ذی‌الجوشنعبیدالله بن زیادحر بن یزید ریاحی که بعدا" به سپاه حسین بن علی پیوست حسین بن علیعباس بن علیحبیب بن مظاهر توان ۳۰٫۰۰۰~۲۰۰٫۰۰۰ بین ۷۲ تا ۱۴۵ تن تلفات نامشخص ۷۲[۱] نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (مهر ۵۹ خورشیدی) اتفاق افتاد. روز نبرد به عاشورا معروف است. این نبرد میان سپاه حسین بن علی و سپاه یزید بن معاویه در نزدیکی محلی به‌ نام کربلا در گرفت. حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشد و اگر این‌ کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد. روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۲] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۳] بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۴] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان‌ باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۲ تن از لشکریان حسین به علاوه سر علی اضغر فرزند ۶ ماهه او را جدا کرده و بر بالای نیزه‌ها گذاشتند و بر اجساد گشته شدگان اسب تاختند.[۵] خیمه‌ها تاراج و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهای کاروان حسین بن علی به‌نام بجدل بن سلیم برای بدست‌آوردن انگشتر حسین بن علی، انگشت وی را برید تا انگشتر را بدست آورد و در نهایت سپاه عمر بن سعد اجساد کشته‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسط قوم بنی‌اسد دفن شدند.[۶] هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی سده‌های بعد تا به امروز داشته‌است. محتویات [نهفتن]  ۱ پیش‌زمینه ۲ سپاه یزید ۳ سپاه حسین بن علی ۴ روز نبرد ۵ کشته‌شدن حسین بن علی ۶ پس از نبرد ۷ جستارهای وابسته ۸ پانویس پیش‌زمینه [ویرایش] حسین بن علی هنگام زمام‌داری پدرش، او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری قمری هنگام کشته‌شدن برادرش حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به‌عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، طبق بند دوم صلح‌نامه معاویه نمی‌بایست برای خود جانشینی انتخاب کند.[۷] به روایت سلیم پسر قیس یک سال پیش از مرگ معاویه در حج سال ۵۹ هجری قمری حسین بنی هاشم، دویست نفر از اصحاب پیامبر و پانصد نفر از تابعان را در مِنی در خیمه خود گرد آورد. احادیث پیامبر مشتمل بر نصب علی به خلافت در غدیر خم و شأن و جایگاه اهل بیت را به یادشان آورد و آنان بر آن اقرار کردند و نیز از معاویه و ستمش انتقاد کرد. سپس با آنان پیمان بست که این مطالب را به خاندان و قبایل خود برسانند. [۸] معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی برگزید. حسین بن علی از همان نخست بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۹] حسین که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند. در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده‌بودند نامه‌های زیادی برای حسین بن علی نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین بن علی نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از سوی یزید به حکومت کوفه گمارده شده‌بود و مردم کوفه را تهدید کرده‌بود، مسلم را تنها گذاشتند.[نیازمند منبع] عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد و کشت. حسین با خانواده و یاران خود به‌سمت کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و کشته‌شدن مسلم را آوردند. عبیداللّه که بر اوضاع کوفه مسلط شده‌بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیرکردن حسین بن علی و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با ۳۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] به کربلا فرستاد. این امر موجب شد تا شمار زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند و تنها نزدیک‌به ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده‌بود که اگر حسین بن علی را بکشد، او را فرمانده ری خواهد کرد؛ اما پس از این ماجرا این کار را نکرد. سپاه یزید [ویرایش] تعداد سپاهیانی که ابن زیاد برای جنگ با حسین گسیل کرد در منابع مختلف گزارش شده‌است. این تعداد دست کم ۴۰۰۰ نفر و در برخی گزارش‌ها تا ۸۰۰۰۰ نفر برآورد است. اما مشهورترین تخمین حدود ۳۰۰۰۰ نفر است. طبق تحقیق سیدمجید پورطباطبایی[۱۰] ترکیب سپاه به شرح ذیل بوده‌است: ۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر بن سعد ۲ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن ۳ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حربن یزید ریاحی ۴ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن رکاب کلبی ۵ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حصین بن نمیر تمیمی ۶ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی مغایر بن رهینه مازنی ۷ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی نصر بن حرشه ۸ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی کعب بن طلعه ۹ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شبث بن ربعی ۱۰ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حجّار بن ابجر ۱۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر و بن حجاج زبیدی ۱۲ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن الحرث بن رویم ۱۳ـ ۵۰۰ تیراندازان همراه حصین ۱۴ـ ۵۰۰ نفر به فرماندهی عزرة بن قیس جمع کل: ۳۱٬۰۰۰ نفر سپاه حسین بن علی [ویرایش] نوشتار اصلی: فهرست کشته‌شدگان واقعه کربلا به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۱۱] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۱۲] بود. حسین زهیر بن قین را به فرماندهی جناح راست و حبیب بن مظاهر را به فرماندهی جناح چپ گماشت. میانه سپاه را نیز به برادرش عباس سپرد. روز نبرد [ویرایش] بنا بر نقل سید بن طاووس، در کتاب لهوف، صبح عاشورا ابتدا حسین بریر پسر خضیر از زاهدان نامدار کوفه را جهت موعظه جانب لشکر عمر سعد فرستاد، ولی آنان اعتنا نکردند. سپس خود به نزد آنان رفت تا اتمام حجت کند. او گفت مرا بین دو چیز مخیر کرده اند. یا بجنگم و یا ذلت پذیرم و با یزید بیعت کنم، ولی ذلت از ما دور است. لذا با شما می جنگم. [۱۳] سپس سپاه عمر سعد جنگ را آغاز کرد. این حمله با تیراندازی عمر سعد به طرف اردوگاه حسین بن علی ‏آغاز شد.[۱۴] شمر هم به نیروهای خود دستور داد که حمله‌ای ‏گروهی بکنند و سپاه حسین‏ را نابود کنند. همه گردان‌های سپاه کوفه در این حمله شرکت داشتند. یاران حسین هم در مقابل این هجوم تلاش کردند که از خود دفاع کنند[نیازمند منبع] و نیمی از یاران‏ او (غیر از بنی هاشم) در این حمله نخست کشته شدند. شمار کشته‌شدگان این حمله را ۴۱ تن گفته‌اند. شماری از آنان (غیر از ۱۰ نفر از غلامان حسین و دودمانش و ۲ تن از غلامان علی‏)، عبارت‌اند از: نعیم بن عجلان، عمران بن کعب، حنظله، قاسط، کنانه، عمرو بن مشیعه، ضرغامه، عامربن مسلم، سیف بن مالک، عبدالرحمان درجی، مجمع عائذی، حباب بن حارث، عمرو جندعی، حلاس بن عمرو، سوار بن ابی عمیر، عمار بن ابی سلامه، نعمان بن عمر، زاهر بن‌عمر، جبلة بن علی، مسعود بن حجاج، عبدالله بن عروه، زهیر بن سلیم، عبدالله و عبیدالله ‏پسران زید بصری. جنگ گروهی و تن به تن تا نماز ظهر ادامه یافت. هنگام نماز حسین به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد با نیمی از یاران در مقابل او صف بکشند تا بتواند به نماز بایستد. دشمن در هنگام نماز آنها را تیرباران کرد. سعید بدن خود را سپر قرار داد و به شهادت رسید. [۱۵] کشته‌شدن حسین بن علی [ویرایش] سوگواری محرم رویدادها نبرد کربلا · شام غریبان · اسارت در شام افراد حسین بن علیعلی‌اکبر پسر حسینعلی‌اصغر پسر حسینعباس بن علیزینب کبریسکینه بنت حسینمسلم بن عقیلفهرست کشته‌شدگان جای‌ها حرم حسینی · حسینیه · موزه محرم مناسبت‌ها تاسوعا · عاشورا · اربعین مراسم مرثیه · نوحه · تعزیه · روضه · تکیه · زنجیرزنی · سینه‌زنی · عَلَم · سقاخانه · دسته عزاداری ·طشت‌گذاری ن • ب • و عمر بن سعد دستور داد تا حسین بن علی و همراهانش را محاصره کنند و آب را به روی آنان ببندند. سرانجام حسین بن علی در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا کشته شد و همهٔ خیمه‌های خانواده و یارانش رابه آتش کشیدند.[نیازمند منبع] پس از نبرد [ویرایش] پس از کشته‌شدن یاران و خانواده حسین بن علی در واقعه کربلا، عمر بن سعد دستور داد تا سرهای آنان را ببرند. پس از آن، سرها را بین قبایل قسمت نمود[نیازمند منبع] تا آنان بدین وسیله به ابن زیاد نزدیک‌تر شوند. قبیله کنده به ریاست قیس بن اشعث کندی ۱۳ سر، قبیله هوازن به ریاست شمر بن ذی الجوشن ۱۲ سر، تمیم ۷ سر و بنی اسد ۱۶ سر بر نیزه کردند و در مجموع با ۷۱ سر بریده وارد کوفه شدند.[نیازمند منبع] هنگام طلوع آفتاب سرهای کشته‌شدگان و کاروان اسیران از باب الساعات وارد مسجد اموی شد. آنگاه به دستور یزید، تمامی سرها تا ۳ روز بر دروازه‌های شهر و مسجد اموی آویزان گردید. علی پسر حسین پس از چندی موافقت یزید را گرفت تا سرها را به بدن‌ها ملحق کند و سر حسین و دیگر کشته‌شدگان را به کربلا برد و به اجسادشان ملحق کرد.[نیازمند منبع] در عین حال چند سر را در باب الصغیر به خاک سپردند، که عبارت‌اند از:[نیازمند منبع] سر ابوالفضل العباس سر علی‌اکبر سر حبیب بن مظاهر جستارهای وابسته [ویرایش] مقتل‌الحسین شهید جاوید حسین بن علی و نبرد کربلا از دیدگاه دانشمندان مذهب سنی پانویس [ویرایش] ↑ تاریخ طبری ↑ قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸ ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ آينده روشن - تعداد لشگر یزید در مقابل لشگر امام حسین(ع) ↑ قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸ ↑ وب‌گاه حوزه ↑ مرکز تحقیقات حضرت ولی‌عصر ↑ آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۸-۱۰ ↑ آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۱۰-۱۲ ↑ آينده روشن - تعداد لشگر یزید در مقابل لشگر امام حسین(ع) ↑ قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸ ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۳ و ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۳۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  [نهفتن] ن • ب • وواقعه کربلا کشته‌شدگان کربلا‏ حسین بن علی • ابوبکر بن حسن • ابوثمامه صیداوی • بریر بن خضیر همدانی • جعفر بن عقیل بن ابیطالب • جناده بن حارث سلمانی • حارث بن امری القیس کندی • حبیب بن عبدالله نهشلی • حجاج بن زید سعدی • حجاج بن مسروق جعفی • حر بن یزید ریاحی • حلاس بن عمر راسبی • حنظله بن اسعد شبامی • حنظله بن عمرو شیبانی • زهیر بن قین • عابس بن ابی شبیب الشاکری • عباس بن علی • عبدالرحمان بن عقیل • عبدالله بن مسلم بن عقیل • علی‌اصغر پسر حسین • علی‌اکبر پسر حسین • قاسم بن حسن • محمد بن مسلم بن عقیل • مسلم بن عوسجه • نافع بن هلال عاملان واقعه کربلا‏ حرمله • سنان بن انس نخعی • شمر • عبیدالله بن زیاد • عمر بن سعد • یزید مراسم‌ ماه محرم‏ زنجیرزنی • سنج و دمام • سوگواری محرم • شام غریبان • شاه‌حسین‌گویان • قمه‌زنی • مرثیه  • نوحه • تعزیه  • روضه جستارهای وابسته فهرست کشته‌شدگان واقعه کربلا • عاشورا • تاسوعا نبرد کربلا • اسارت در شام • اربعین • سقاخانه  • تکیه • عَلَم برگرفته از «_%*/ }

 

 


:: بازدید از این مطلب : 618
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.

پرسش :

 آيا تعداد كشته شدگان از لشكر عمر بن سعد در تاريخ معلوم است و اينكه ميگويند: امام حسين(علیه السلام) در حادثه عاشورا 1950 نفر را به تنهايي به هلاكت رسانيدند، صحيح است يا خير؟

 

 

پاسخ :

 تعداد كشتهشدگان لشكر عمر بن سعد به طور دقيق روشن نيست، ولي در مقاتل چنين نوشته شده است كه حبيب بن مظاهر كه از ياران امام حسين(ع) بود، در روز عاشورا نبرد سختي كرد و شصت و دو مرد را كشت،[1] يا زهير بن قين ـ يكي ديگر از اصحاب امام حسين(ع) ـ در روز عاشورا صد و بيست نفر را كشت تا كثير بن عبدالله شعبي و مهاجربن‏اوس او را به شهادت رساندند.[2]

نافع بن هلال نيز كه نام خود را بر تيرهايش نوشته و آنها را زهرآلود كرده بود، دوازده ياسيزده تن از ياران عمر بن سعد را كشت تا هر دو بازويش را شكستند و اسيرش كردند و بعد شمر او را به شهادت رسانيد،[3] يا ابي الشعثاء كندي كه تيرانداز زبردستي بود، در روز عاشورا پنج نفر زا به درك واصل كرد.[4] و وهب بن عبدالله كه مادرش روز عاشورا با او بود، گفت: پسرم برخيز و زادهي دختر رسول خدا(ص) را ياري كن! او هم براي اطاعت سخن مادرش به ميدان رفت و نوزده سوار و دوازده پياده از لشكر عمر بن سعد را كشت تا اين كه هر دو دستش را برديدند، بازجنگيد تا كشته شد[5] و عبدالله بن عمر كلبي هفت يا هشت تن از آنها را كشت، سپس اسير شد و به دستور عمر بن سعد، گردنش را زدند[6] و قره بن ابي قره غفاري شصت و هشت تن و مالك بن انس چهارده و به قولي هجده تن از آنان را كشت؛ [7] جون بن ابي مالك ـ آزاد كرده ابيذر غفاري ـ بيست و پنج نفر را كشت و جنازه او را پس از ده روز يافتند كه بوي مشك از آن بلند ميشد[8] و انيس بن معقل اصبحي نيز بيش از بيست نفر را كشت و مؤذن امام حسين(ع) ـ حجاج بن مسروق جعفي ـ بيست و پنج نفر را كشت و به شهادت رسيد[9] و غلام تركي كه خادم امام حسين(ع) و حافظ قرآن بود، جماعتي را كه تا هفتاد نفر گفتهاند، كشت.[10] و علي اكبر(ع) هم جمع بسياري را كشت، در روايتي يكصد و بيست مرد را كشت و در مناقب گويد، هفتاد مرد را كشت و جنگ را ادامه داد تا به دويست تن رسانيد.[11] عبدالله پسر مسلم بن عقيل در سه حمله نود و هشت مرد را كشت تا اين كه به دست عمروبن صبيح صيداوي و اسد بن مالك شهيد شد؛[12] اما خوارزمي و ابن شهرآشوب ميگويند: در سه حمله جماعتي را كشت[13]. عون پسر عبداللهبن جعفر ـ فرزند زينب كبري(س) ـ هيجده پياده را كشت[14] و پسر ديگر زينب كبري(س)، به نام محمد، ده تن را كشت[15] و عبدالرحمن بن عقيل هفده سوار را كشت[16] و جعفر بن عقيل دو مرد و طبق نقلي پانزده سوار را كشت؛[17] قاسم بن حسن نيز سي و پنج مرد را كشت[18] و حسن بن حسن(ع) در روز عاشورا در خدمت حسين(ع) جنگيد و هفده نفر را كشت.[19]

در روز عاشورا وقتي امام حسين(ع) تنها شد، بعضي از راويان گفتند: «به خدا قسم! من شكسته بالي كه فرزند و خاندان و يارانش كشته شده باشند، دلاورتر از حسين(ع) نديدم؛ پهلوانان به او حمله ميبردند و او بر آنها حمله ميكرد؛ به سي هزار لشكر كامل حمله ميبرد و مانند ملخ از جلوي او ميگريختند و سپس به مركز خود برميگشت و ميفرمود:

لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.[20]

در «اثبات الوصية» روايتي نقل شده كه در آن روز، هزار وهشتصد جنگجو به دست خود كشت. در «بحارالانوار» آمده است كه ابن شهرآشوب در مناقب آل ابي طالب گفته است: پياپي جنگيد تا هزار ونهصد و پنجاه نفر را، جز زخميها، به قتل رسانيد و عمر بن سعد به لشكرش فرياد زد: واي بر شما! ميدانيد با چه كسي ميجنگيد؟ اين زادهي قتّال عرب است! از همه سو به او حمله كنيد، چهار هزار تيرانداز دورش را گرفتند و راه خيمهها را بر او بستند.[21]

دربارهي اين كه چگونه يك شخص ميتواند اين همه از افراد دشمن را به قتل برساند، بايد گفت كه چون لشكر عمربن سعد از هيبت و عظمت و شكوه شخصيّت جنگي امام حسين(ع) در هراس بود، در برابر حملههاي حضرت پا به فرار ميگذارند و در اين ميان بسياري از افراد بدون اين كه از حضرت بر آنها ضربتي وارد آيد، زير دست و پاي اسبها و فشار جمعيت از بين ميرفتند و اين گونه بود كه تعداد كشتههاي كربلا بسيار ميباشد.

پی نوشتها:

[1]. بحارالانوار، ج 45، ص 27.

[2]. نفس المهموم، ص 277 قم مكتبة بصيرتي، سال 1405 ق.

ـ همان، ص 271 و 277.

ـ مقتل الحسين(ع)، مقرم عد الرزاق، ص 244، چاپ پنجم، بيروت، دار الكتاب الاسلامي، 1399 ق.

[3]. وقعة الطف، ابي مخنف، تحقيق: استاد محمد هادي يوسفي غروي، ترجمه: داود سليماني، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، ص 173.

[4]. همان، ص 178.

[5]. همان، ص 159 و 160.

[6]. همان، ص 286.

[7]. همان، ص 288، مقتل الحسين(ع)، مقرم عبد الرزاق، ص 253.

[8]. همان، ص 291، مقتل الحسين(ع)، ص 252.

[9]. شيخ عباس قمي، همان مأخذ، ص 291.

[10]. همان مأخذ، ص 294.

[11]. همان مأخذ، ص 309، مقتل الحسين(ع)، ص 258، بحارالانوار، ج 45، ص 43.

[12]. همان مأخذ، ص 316.

[13]. مقتل الحسين(ع)، ص 262.

[14]. همان مأخذ، ص 317.

[15]. همان مأخذ، ص 318.

[16]. همان مأخذ، ص 319.

[17]. همان مأخذ، 319.

[18]. همان مأخذ، ص 321.

[19]. همان مأخذ، ص 328.

[20]. اللهوف، ص 105، تاريخ طبري، ج 6، ص 259، بحارالانوار، ج 45، ص 50.

[21]. بحارالانوار، ج 45، ص 50، مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 110.

منبع: نهضت عاشورا (تحريف‌ها و شبهه‌ها)، مركز مطالعات و پژوهش‌‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه (1381)



:: بازدید از این مطلب : 519
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.
   

حجم تلفات سپاه عمر بن سعد بسیار زیاد بود. یاران امام حسین علیه السلام با وجود عده‌ی کم شان، آنان را تار و مار کردند و ضربات مهلکی بر آنان وارد آوردند، به گونه ای که بعضی از مورخان گفته‌اند: خانه‌ای در کوفه نبود، مگر آنکه از آن صدای نوحه و گریه بلند بود. 


در بعضی از مقاتل، تعداد کشته های لشگر عمر بن سعد، هشت هزار و هشتاد نفر ذکر شده است. 

با توجه به شجاعت و از خودگذشتگی امام علیه السلام و برادران و فرزندان و اصحابش ، این رقم مبالغه آمیز به نظر نمی‌رسد. 
به عنوان نمونه، شخص امام حسین علیه السلام 1950 نفر به قتل رساند. 
همچنین حضرت عباس بن علی علیه السلام وقتی یک تنه به سوی فرات حمله کرد، چهار هزار نفر از محافظان فرات را از هم گسیخت و تا قبل از رسیدن به فرات، هشتاد نفر را به خاک انداخت. 
حضرت علی اکبر علیه السلام نیز با وجود جراحت و تشنگی، صد و بیست نفر، و به روایتی دویست نفر را به قتل رساند. 
سایر خاندان و اصحاب امام حسین علیه السلام نیز همین گونه جنگیدند و سپاهیان یزید را شجاعانه به خاک و خون افکندند. 

منابع:

  • قصه کربلا، ص 400.
  • حیاة الامام الحسین علیه السلام ،ج 3، ص 315.
  • مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 11.
  • مقتل الحسین مقرم، ص 268.
  • بحارالانوار، ج 45، ص 41.
  • نفس المهموم، ص 309.
  • مقتل الحسین مقرم، ص 259.


:: بازدید از این مطلب : 620
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.
منطقه ای که حاج قاسم آزاد کرد/گزارش تصویری
پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۴
در حالی که علی‌رغم هیاهوی بسیار آمریکا درباره ائتلاف ضد داعش، این ائتلاف تاکنون کاری علیه تروریست‌ها انجام نداده، سردار سلیمانی با هدایت نیروهای در صحنه عراق موفق به آزادسازی شهر استراتژیک جرف الصخر از اشغال تکفیری‌های داعش شد.
 
منطقه ای که حاج قاسم آزاد کرد/گزارش تصویری

 

 


:: بازدید از این مطلب : 592
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.
قاسم سلیمانی طراح عملیات آزاد سازی «جرف‌الصخر»
سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۶:۰۰
مرجع : کیهان
رهبر حزب دعوت اسلامي عراق در واکنش به آزادسازي منطقه «جرف‌الصخر» اعلام کرد اين پيروزي شمارش معکوس براي نابودي داعش را کليد زد.
 
قاسم سلیمانی طراح عملیات آزاد سازی «جرف‌الصخر»
به گزارش افکارنیوز،پيروزي بزرگ ارتش عراق در آزادسازي منطقه «جرف‌الصخر» که روز يکشنبه اتفاق افتاد آنچنان تاثيرگذار بود که واکنش‌هاي گسترده و مختلفي را برانگيخته است.

در همين ارتباط «وليد العلي» از رهبران حزب دعوت اسلامي در عراق پيروزي نيروهاي امنيتي و بسيج مردمي درمبارزه با داعش در اين کشور را آغازگر شمارش معکوس براي نابودي اين گروهک تروريستي درعراق توصيف کرد.

رهبر حزب دعوت اسلامي عراق تاکيد کرد پيروزي ارتش و نيروهاي مردمي در عمليات عاشورا براي آزادسازي «جرف‌الصخر» به جهانيان نشان داد که اين عمليات شروع پيروزي‌هايي است که به استان بابل محدود نمي‌شود و همه استان‌ها را در بر خواهد گرفت.

همچنين ۴۰۰ تن از شيوخ و بزرگان عشاير عراق با سفر به «جرف‌الصخر» درشمال استان بابل بر ادامه حمايت از نيروهاي امنيتي و بسيج مردمي تاکيد و به آنها در بيرون راندن تروريست‌هاي داعش از اين منطقه تبريک گفتند.

خبرگزاري انگليسي رويترز نيز در حالي که نمي‌توانست نسبت به اين پيروزي بزرگ ارتش عراق واکنش نشان ندهد سعي کرد ضمن تاکيد بر بزرگ بودن موفقيت حاصل از عمليات عاشورا، بيشتر بر اختلافات شيعه و سني در اين کشور دامن بزند.

از سوي ديگر آمريکا که رهبري ائتلاف بين‌المللي به اصطلاح ضدداعش را برعهده دارد و ائتلاف تحت امرش نتوانسته است تاکنون عليه تروريست‌هاي داعش اقدام مثبتي انجام دهد با تمجيد از اين پيروزي همچنان بر طولاني بودن جنگ با داعش تاکيدکرد.«برت مک‌گورک» معاون ژنرال «جن آلن» نماينده رئيس‌جمهور آمريکا در ائتلاف در اين مورد اعلام کرد: در طول ۷۲ ساعت گذشته، نيروهاي عراقي و کردي درچندين منطقه عراق پيروزي‌هاي مهمي در برابر تروريست‌هاي داعش به دست آوردند.

مک گورک تاکيد کرد که مبارزه‌اي طولاني و چالش‌برانگيز در پيش است، اما عراق اکنون با پشت‌سرگذاشتن دشوارترين مرحله در تابستان امسال، در حال حرکت رو به جلو است، داعش به دست عراقي‌ها، در تمام بخش‌هاي عراق، از جمله الانبار، نينوا و صلاح‌الدين شکست خواهد خورد.

عملکرد ضعيف ائتلاف ضد داعش در عراق و سوريه در حالي است که رسانه‌هاي منطقه‌اي از سردار حاج قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس سپاه ايران به عنوان طراح عمليات عاشورا و تاثيرگذارترين شخص در آزادي «جرف‌الصخر» ياد کرده و از وي تمجيد کرده‌اند.شکست تروريست‌هاي داعش در «جرف‌الصخر» باعث شد که حيدر العبادي نخست‌وزير عراق اين پيروزي را الگويي براي آزادسازي ديگر مناطق در مبارزه با داعش بخواند.

العبادي که به اردن سفر کرده ضمن هشدار درباره خطر گروه تروريستي داعش اعلام کرد که اين گروه تلاش مي‌کند به بدنه همزيستي مسالمت‌آميز در عراق ضربه بزند. همچنين فواد معصوم رئيس‌جمهور عراق در بيانيه‌اي از موفقيت نيروهاي امنيتي در پاکسازي منطقه جرف‌الصخر درشمال استان بابل تقدير و ابراز اميدواري کرد اين موفقيت‌ها در همه شهرهاي تحت اشغال داعشي‌ها حاصل شود.
از سوي ديگر در جهت وحدت بين گروه‌هاي عراق در مقابل داعش شماري از رهبران قبايل سني عراق در ديدار با حيدرالعبادي در پايتخت اردن از دولت وي در مقابله با تروريسم حمايت کردند.

در جريان پيروزي ارتش عراق در جرف‌الصخر نيروهاي اهل سنت همگام با شيعيان عليه داعش حضور داشتند. مردم منطقه جرف‌الصخر پس از آزادسازي اين شهر به خيابان‌ها آمدند و به جشن و پايکوبي مشغول شدند و از ارتش عراق تقدير کردند.

پس از اين پيروزي بزرگ شبکه‌هاي اجتماعي عراق تصاويري را منتشر کردند که سردار سليماني را در حال زيارت حرم امام حسين(ع) نشان مي‌داد که به شکرانه اين پيروزي به پابوس سيد‌الشهدا(ع) رفته بود.
ارتش عراق روز يکشنبه (۴ آبان) پس از چهارماه کار شناسايي موفق شد منطقه «جرف‌الصخر» که به نوعي دروازه بغداد، کربلا و نجف بود را طي عمليات عاشورا از دست تروريست‌هاي داعش آزاد کند. دراين عمليات ۴۰ فرمانده اصلي داعش و اتاق فکر آنها از بين رفت و بيش از ۲۰۰ عنصر ميداني داعش نيز به هلاکت رسيدند.


:: بازدید از این مطلب : 545
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.
آرامش خاص حاج قاسم در خط مقدم/ عکس
جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۳۴
تصویر زیر که به تازگی منتشر شده است، سردار فاتح سپاه اسلام حاج قاسم سلیمانی را در کنار یک قبضه ضدهوایی در منطقه ای نزدیک به سامرا نشان می دهد.



:: بازدید از این مطلب : 547
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : جمعه 09 آبان 1393
.
حکایتی عجیب از اعتراض یک رومی به یزید
 
حادثه کربلا همیشه موضوع خوبی برای نوشتن بوده است. شاید چون هر چه نوشته اند نتوانسته اند حق مطلب را ادا کنند. یا شاید چون هر چه بنویسند هم نتوانند حق مطلب را ادا کنند. به هر صورت همیشه می شود از منظری به این ماجرا نگریست. گاهی یک جمله از زبان معصوم یا خاندان معصوم در ظهر عاشورا کافیست تا یک محرم بسوزی، و یا یک روایت از شاهد عینی کافیست تا بر اساس آن داستان هایی نوشته و یا فیلم هایی ساخته شود.
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۰۱
به گزارش الف به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، رمان "شمّاس شامی" نیز یکی از همین نوشته ها است. چرا که حادثه عاشورا نکته های ناگفته زیادی دارد. شاید بتوان گفت، همانهایی را هم که بسیار گفته اند هر بار که می گویند باز تازه تر است. شاید چون قطرات خون سیدالشهدا (ع) خشک شدنی نیست و می چکد تا نهالی که بدست پدرانش کاشته شد را آبیاری کند. و یا شاید این قطرات خون، خونابه های چشمان حسین اند. خونابه هایی که به دنبال کاروان هنوز از چشمان فرمانده جاری است.

"شمّاس شامی" نوشته مجید قیصری است. کسی که در مورد هدف نگارش این اثر می گوید: "من می خواهم بگویم ثمره این جنگ چیست؟ یک عده اسیر که همه زن هستند؟ خیلی بی معناست. یعنی هر آزاده یی، هر انسانی در هر شرایطی با خود می گوید این وحشی گری است." وی ادامه می دهد: "داستان اگر اجازه ندارد تاریخ را تحریف کند، اما این توان و ظرفیت را دارد که تاریخ را از زاویه‌ای نو روایت کند. گویی دوباره آن را می‌آفریند."

وی در این اثر به روایت یک محقق سوری می‌پردازد که به طور اتفاقی، کتاب کهن و ناشناخته‌ای را در شهر حلب به دست می‌آورد و اگر خواننده تا انتها با داستان همراه شود متوجه می‌شود که داستان به گونه‌ای معما گونه پیش می‌رود، درعین اینکه او بارها درباره کتاب اظهار کرده است که "شمّاس شامی" یک رمان است نه تاریخ. اين رمان، در واقع، گزارش مفصلي است كه به حوادث بعد از واقعه كربلا مي‌پردازد. مخاطب اين گزارش هم، فرستاده ويژه روم است كه در همان زمان به شهر شام سفر كرده بود تا جانشين جديد امپراتور روم را منسوب كند و آن‌چه باعث اهميت اين گزارش شده‌‌، جسارت نويسنده در پرداختن به موضوع جايه جايي سفيران است.

نکته جالب درباره شماس شامی این است که نویسنده هرگز اصراری بر اینکه مخاطب به طور قطع این اثر را باور کند، ندارد و دامنه دروغ یا حقیقت‌گونگی آن را بر عهده تخیل مخاطب می‌گذارد. چه بسا به این نکته نیز اشاره می‌کند که شماس شامی شخصیتی است که اساسا وجود خارجی نداشته است.

با این تفاسیر، نویسنده کوشیده است به زعم خود به شکل غیر مستقیم و از دریچه نگاهی تازه به واقعه عاشورا نگاه کند و اتفاقات را از زاویه دید خود به تصویر کشد. برخی از منتقدان ادبی درباره اثر معتقدند شماس شامی از نخستین سطحی که شروع می‌شود، دارای اضلاع مختلفی است، به طوری که ما تا پایان روایت، تخطی از نظرگاه نمی‌بینیم بویژه اینکه وقتی روایت از ۲، ۳ فصل جلوتر می‌رود، مخاطب را متوجه این قضیه می‌کند که ما اصولا با یک رمان جنایی- معمایی یا پلیسی- معمایی سر و کار داریم و وجود این معماگونگی را باید در هوشمندی نویسنده جست‌وجو کرد، زیرا تنها این مولفه است که منجر به ایجاد تعلیق و برخی گره‌ها در داستان می‌شود.

فارغ از موضوع و مضمون، اگر بخواهیم به شکل اجمالی نقش ساختار و فرم را در اثر بررسی کنیم، با خواندن بخشی از داستان متوجه داستانسرایی نیرومند می‌شویم، یعنی یک جور کشش داستان‌سرایی در متن که بیش از هرچیز مخاطب را پیش می‌برد. درباره کاربردهای زبانی در شماس شامی نیز می‌توان به این نکته اکتفا کرد که نویسنده برای تسهیل کار خود دست به انجام شگردهایی می‌زند و آنجا که متن را به زبان معیار نزدیک‌تر می‌سازد، می‌توان مابه‌ازای زبانی داستانی و امروزی به جای زبان فاخر را در اثر مشاهده کرد.

رمان "شمّاس شامی" گزارشی است از طرف "يوليوس"، نوكر "جالوت" - كارگزار امپراتوي روم در شام به سال ۶۱ ه.ق – فرستاده "تيموتائوس" امپراتو روم که در سراسر رمان، گزارش‎نويس یعنی "یولیوس"برآن است كه برخلاف روایت های موجود و خبر های رسیده به امپراطور روم، خائن بودن سرورش را با ذكر جزييات ماوقع، انكاركند و پرده از رازي كه گويا فقط نويسنده گزارش از همه ابعاد آن آ‎گاه است، بردارد.
ضمناً نمی‌توان طرحِ جلد خوبِ کتاب را هم نادیده گرفت. قیمتِ خوبش را هم.

در ذیل بخشی از مقدمه مترجم عربي کتاب آورده شده که خواندنی است:

"سه سال پيش سفري داشتم به شهر حلب. قصدم خريد قطعه‌زميني بود كه در آن دوران بازنشستگي را سر كنم. خاطرات خوشي با همسرم در ايام جواني از اين شهر داشتيم. گفتم براي ايام پيري شهر مناسبي است... در همان ايام با پيرمرد سمسار مسيحي آشنا شدم؛ اوايل با من به عنوان محققي كه در صدد خريد قطعه زميني هستم، سلام و عليكي مي‌كرد؛ در همان ديدار اول، دو جلد تاريخ شهر حلب، يك قلمدان نقره‌اي، يك سورمه‌دان براي همسرم از او خريدم.

به مرور زمان، وقتي كه با شغلم و دليل و علاقه‌ام نسبت به تاريح شهر حلب آشنا شد، دوستي‌اش مستحكم‌تر شد. گفت كتابي دارد كه بعيد مي‌داند نمونه‌اش را در دانشگاه بيروت يا جاي ديگر ديده باشم...به پاس ادب به پيرمرد اظهار تمايل كردم كتاب را در فرصتي مناسب مي‌بينم.

اقرار مي‌كنم كه از همان لحظه‌ي اول حدس مي‌زدم كه آمدن من به اين منطقه نه براي خريد زمين، كه ديدن اين كتاب بوده است. از آن طرف، فروشنده‌ زمين، وقتي علاقه‌ من و همسرم را براي خريد زمين فهميد، دندان‌گردي از خودش نشان داد. در يكي از روزهايي كه براي اتمام حجت با فروشنده زمين قرار گذاشته بوديم، كه البته باز قرارمان به روز ديگري موكول شد، فرصت را مغتنم شمرده، رفتم به سراغ دوست سمسارم. در خواست كردم كتابي را كه از آن حرف مي‌زد به من نشان دهد. قبول كرد، اما به اين شرط كه كتاب را از مغازه خارج نكرده و در كنج همان مغازه مطالعه كنم. قبول كردم. چند ساعتي با كتاب كلنجار رفتم.

كتاب به زبان لاتين نوشته شده بودم نام كتاب را اتفاقات بين‌النهرين گذاشته بودند. ديدن ورقه‌هاي زد و كهنه‌ كتاب؛ نشت جوهرهاي گونه‌گون بر كاغذها، تركيب جملات، رنگارنگي جوهرها كه گاه در يك فصل از سياهي به كبودي با شنگرفي مي‌زد، درشت‌نمايي‌هاي خاص كه با حروف لاجوردي صورت گرفته بود از بهترين لحظات عمرم بود كه در كنج آن مغازه سپري كردم. خستگي سفر با خواندن آن كتاب از تنم بيرون رفت. با مطالعه‌ بيش‌تر كتاب متوجه شدم كه متن اصلي گزارش به زبان لاتين توسط شخصي به نام يوليوس (كه در جاي جاي متن به آن اشاره مي‌شود) تحرير شده بود.

زمان دقيق تحرير متن معلوم نبود. حوادث بسياري را نويسنده‌ كتاب هم چون كشكولي زيباگردآوري كرده بود، مانند چگونگي سقوط شهر شام در سال‌هاي چهل هجري، چگونگي وضع آب و هوا و مسائلي از اين قبيل. اما حوادث مربوط به دربار بني‌اميه و شهر شام كه در سال شصت و يك هجري قمري مطابق با ۶۸۲ ميلادي مي‌گذشت از لون ديگري بود. اين اولين باري بود كه مي‌ديم حوادث بعد از واقعه‌ كربلا توسط شخصي بي‌طرف در حال روايت است. متن، بسيار خواندني بود، ترديدي ندارم كه كاتبان بعدي در اصل متن، مطابق با سليقه‌ خود جزئياتي بر متن اصلي افزوده‌اند؛ لازم به گفتن نيست كه در همان نگاه اول شيفته‌ كتاب شدم. البته پيرمرد سمسار از من زرنگ‌تر بود.

تمام راه‌هاي به دام انداختن مشتري‌اش را به خوبي مي‌شناخت. از او امتناع و از من خواهش سرانجام كتاب را به قيمت بسيار بالايي از او خريدم. به نحوي كه ديگر پول قابل توجهي كه بتوانم صرف خريد باغ و زمين بكنم برايم نمانده بود (وقتي كه فروشنده زمين فرستاد دنبام گفتم خريدم را كرده‌ام!) فرداي آن روز، علي رغم ميل باطني‌ام راهي آپارتمام كنه و فرسوده‌ام در شهر دمشق شدم. ترجمه‌ كتاب كاري نداشت بايد كمي روي اصطلاحات آن كار مي‌كردم و مواردي را كه به آن شك و ترديد داشتم با كتب تاريخي معتبري كه در اختيار داشتم تطبيق مي‌دادم. در نهايت كمي روي زبان گزارش كار كردم تا اندكي به زبان معيار امروز نزديك‌تر شود كم تر از سه هفته بخش مربوط به شماس، عالي جناب جالوت ترجمه شد. اميدوارم كه پس اين مهم برآمده باشم."


:: بازدید از این مطلب : 1130
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : پنج‌شنبه 08 آبان 1393
.
روایتی خواندنی از ناگفته‌های عاشورا

معرفی کتاب «آینه‌داران آفتاب»‌ دکتر محمدرضا سنگری

روایتی خواندنی از ناگفته‌های عاشورا

در طول تاریخ کتاب‌های بسیاری در روایت واقعة عاشورا به جای مانده است که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارد. اما معمولاً استقبال مردم به آن دسته از کتاب‌هایی بیشتر بوده است که با زبانی ادبی و روایتی هنری به بیان این حادثة عظیم پرداخته‌اند.
 
در طول تاریخ کتاب‌های بسیاری در روایت واقعة عاشورا به جای مانده است که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارد. اما معمولاً استقبال مردم به آن دسته از کتاب‌هایی بیشتر بوده است که با زبانی ادبی و روایتی هنری به بیان این حادثة عظیم پرداخته‌اند. استفاده از زبان شاعرانه و نثری روان در مقتل‌نویسی امری رایج است که نمونه‌های بسیاری از آن در گنجینة گهربار ادب فارسی به چشم می‌خورد؛ مقاتلی که حتی در لابه‌لای روایت تاریخ از چند بیت شعر نیز استفاده ‌کرده‌اند. «آینه‌داران آفتاب» مجموعه‌ای دو جلدی است که دکتر محمد‌رضا سنگری در آن به حوادث ناگفته‌ و یا کمتر شنیده شده از روز عاشورا پرداخته است؛ پژوهش و نگارشی نو از زندگی و شهادت یاران اباعبدالله الحسین‌(ع) که در آن داستان همة اصحاب امام حسین‌(ع) نقل می‌شود.
«آینه‌داران آفتاب» کتابی تحلیل است که صرفاً تاریخ را برای خواننده روایت نمی‌کند، بلکه تحلیلی از وقایع مرتبط با حادثة عاشورا نیز ارائه می‌کند و این تحلیل‌ها، با زبانی ادبی و به صورت داستان وقایع، شخصیت‌ها و نقش یاران اباعبدالله‌(ع) را در ظهور و بروز قیام عاشورا بازگو می‌کنند. دکتر سنگری پس از سال‌ها کار مطالعاتی و تحقیق‌ها و پژوهش‌های مختلف، سعی کرده است در نوشتن این کتاب حقیقت را سرلوحة کار خود قرار دهد و از وقایع غیر مستند سخن نگوید و اگر شخصیتی را هم نام می‌برد، به زندگی‌نامه و تاریخچة او اشاره می‌کند و در جدولی به بررسی سیر زندگی‌اش می‌پردازد. این جدول شامل تبار و نژاد، زمان پیوستن به اباعبدالله‌(ع)، نحوة شهادت، سن، ویژگی‌ها و فضایل، نام در زیارت‌نامه‌ها و منابع، رجز و اطلاعات دیگر اصحاب امام حسین (ع) می‌شود. اینچنین معرفی اصحاب شیوة نوینی است که باعث می‌شود خوانندة کتاب درک عمیقی از یاران و همراهان امام به دست بیاورد و تا زمان شهادت، زندگی آن‌ها را بشناسد و پی‌گیری کند. استفاده از ترکیبات بدیع و لطیف و در عین حال خیال‌پردازانه بر قوت این کتاب افزوده است و علاوه بر بالا بردن شناخت تاریخی مخاطب، احساسات و عواطف او را نیز تحریک می‌‌کند.
در جلد نخست «آینه‌داران آفتاب» چهار فصل آورده شده که به ترتیب در فصل اول با عنوان مباحث تحلیلی، جایگاه و فضائل اصحاب حسین‌(ع) به فضیلت‌ها و ویژگی‌های یاران آن امام اشاره شده است. نویسنده در فصل دوم به شهیدان پیشاهنگ و در فصل سوم به شهیدان نبرد نخستین پرداخته و فصل چهارم کتاب به شهیدان نبرد تن به تن اختصاص یافته است. جلد دوم با فصل پنج آغاز می‌شود. در این فصل دربارة دو تن از شهیدان هنگام نماز حضرت سیدالشهدا‌(ع) شرحی داده شده و در فصل ششم به نُه شهید پس از نماز اشاره می‌شود. فصل هفتم مفصل‌ترین فصل کتاب است و سنگری در آن به خاندان بنی‌هاشم می‌رسد و داستان بیست و چهار شهید این خاندان پاک و مطهر را شرح می‌دهد. فصل هشتم و پایانی کتاب هم اختصاص دارد به معرفی افرادی که پس از شهادت امام حسین (ع) به شهادت رسیدند. در سی صفحة آخر کتاب هم به ترتیب الفبا منابع و مآخذ مورد استفاده در گردآوری این مجموعه آورده شده است.
شرکت چاپ و نشر بین‌الملل در سال 1386 نخستین چاپ از«آینه‌داران آفتاب» را در 3000 نسخه منتشر کرده است. مجموع دو جلد این کتاب 1470 صفحه در قطع وزیری است و با قیمت 15000 تومان می‌توان آن را از بازار کتاب تهیه کرد.
با یکدیگر به صفحة 868 این کتاب نگاهی می‌اندازیم:
«می دانم جز شهادت فرجام این سفر نیست. می‌روم تا آیات قرآن را با خون بنویسم. می‌روم تا با حنجری خون‌فشان قرآن را تلاوت و تفسیر کنم. 

کمی درنگ کرد. صدای بُریر رنگی دیگر یافت. در سکوت مسجد تنها چشم‌های استاد پرواز می‌کرد؛ همهمة پرواز تا اعماق قلب‌ها را می‌لرزاند. اشک بدرقة مساف  پیر شد. قرآن‌ها بسته شد. قرآن راه می‌رفت. آیات در قامت استوارش، در نگاه روشن و سیمای زیبایش جلوه می‌یافت...» 



:: بازدید از این مطلب : 517
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : پنج‌شنبه 08 آبان 1393
.

نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران