.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

دو بعدی شدن اجسام در درون سیاهچاله ها از دیدگاه قرآن کریم

همانطور که می دانید بر اساس نظریه جهان های موازی ممکن است بی نهایت جهان دیگر به موازات جهان های ما در هستی وجود داشته باشد که به صورت حباب هایی در حال حرکت هستند.

 

و حتی گاهی با هم برخورد و ادغام می شوند،دانشمندان می گویند یکی از راهای محتمل ارتباط این جهان ها با هم کرمچاله ها هستند.

بر اساس تعدادی از نظریه ها نیز مقداری از تکینگ یا ماده جهان ما در هنگام انفجار بزرگ یا بیگ بنگ از یک جهان مرده دیگر توسط یک کرمچاله به جهان ما منتقل شد.کرمچاله ها نوعی شکاف در بعد فضا و زمان هستند که می توانند بعنوان پلی بین دو جهان موازی عمل بکنند.در نتیجه می توانند پلی بین ما و دنیاهای دیگر نیز باشند.

علاوه بر این نظریه هایی نیز وجود دارند که می گویند وقتی جسمی به درون یک سیاهچاله سقوط می کند از طریق یک کرمچاله به یک جهان دیگر منتقل می شود.

در سوره النبا آیه ۱۹درباره شرح احوال قیامت نوشته شده است:

و آسمان گشوده می‏شود، و به صورت درهای متعددی در می‏آید(۱۹)و کوهها روان کرده شود و چون سرابى باشد(۲۰)

این آیه دقیقا می تواند به روزی که قرار باشد زمین یا جهان ما نابود شود،و یا حتی انسان ها به یک جهان موازی دیگر که بهشت و جهنم در آن وجود دارند منتقل شوند صدق کند،زیرا برای انتقال انسان ها به یک جهان دیگر باید یک مسیر کرمچاله مانند باز شود،علاوه بر این سیاهچاله و کرمچاله هر دو شکاف ها و درهایی در آسمان هستند،زیرا بعد فضا و زمان در آنها وجود نداد و بعنوان شکاف عمل می کنند،در صورتی هم که باز شوند بر معنی این آیه دلالت می کند.آیه ۲۰ نیز به زیبایی مفهموم آیه ۱۹ را تایید می کند زیرا در صورتی که قرار باشد زمین داخل یک سیاهچاله یا کرمچاله قرار گیرد،شکل ابعاد  و شکل فیزیکی اشیا تغیر می کند،که قرآن کریم در این آیه از کوهها که بزرگترین اشیا روی زمین است یاد کرده است یاد کرده است که به صورتی دو بعدی در می آیند.[*]

 


بزرگی جهان هستی از دیدگاه قرآن

همانطور که می دانید جهان هستی بسیار بسیار بزرگ است،تخمین زده می شود که در جهان رقمی حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد کهکشان وجود داشته باشد،که هر کدام از این کهکشان ها نیز ۳۰۰ میلیارد ستاره و تعدادی سیاراه که به دور آنها می چرخند را دارند،کل ارقامی که ذکر شد تنها ۴ درصد جهان ما را شامل می شود،و ۹۶ درصد بقیه ماده تاریک و انرژی تاریک است که در قرآن نیز این مساله مطرح شده است.نکته جالب تر این است که فرضیه هایی وجود دارد که جهان ما یکی از بی نهایت جهان های موازی است که به صورت حباب در فضا شناورند.

 

دور ترین نوری که دانشمندان مشاهده کرده اند در فاصله بیش از ۱۳ میلیارد سال نوری ما قرار دارد،حال تخمین زده شده است که برای طی کردن یک سال نوری با بیشترین سرعتی که بشر به آن دست یافته است بدون وفقه ۹۵ هزار سال زمان نیاز است،حال برای اینکه بشر به دور ترین نقطه جهان برسد باید این رقم را ضرب در ۱۳ میلیارد سال کرد!

هرچند در دوران نزول قرآن علم ستاره شناسی رواج داشته است،ولی اصلا توسعه یافته نبوده است و حداکثر می توانستند کهکشان آندرومرا را مشاهده کنند و هیچ اطلاع دقیقی از فواصل نجومی در دست نبود،حال نظر قرآن درباره بزرگی آسمان ها را ببینیم:

چه کسی پروردگار آسمانهای هفتگانه و پروردگار عرش عظیم است. (المومنون۸۶)
خداوندی که معبودی جز او نیست، و پروردگار و صاحب عرش ‍ عظیم است. (المنل۲۶)
 
اگر آنها رویبگردانند بگو خداوند مرا کفایت می‏کند هیچ معبودی جز او نیست، بر او توکل کردم و او پروردگار عرش بزرگ است. (التوبه۱۲۹)
و آسمان را او کاخی رفیع گردانید و میزان را در عالم وضع فرمود. (الرحمن۷)
------------
*یکی از معانی عرش علاوه بر تخت پادشاهی سقف و آسمان است.



خاصیت شفابخشی عسل از دیدگاه قرآن

اکنون دانشمندان می دانند که عسل بعنوان یک درمانگر شیرین است،اما افراد کمی از خواص ضد سرطان عسل آگاه هستند،عسل یک غذای شفا بخش عالی است که تاکنون بیش از ۶۹ خواص درمانی آن تایید شده است.ترکیبات اسید فنلی و فلاونوپیدهای عسکل بعنوان ترکیبات ضد سرطان شناخته شده اند.مطالعات متعدد اثر ضد تکثیری و سرطانی عسل در تومر سرطان پستان را در جوندگان تایید کرده است.[۱]
از موم عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای گلو درد و سوختگی و آلرژی استفاده می شده است.موم دارای تعداد زیادی خواص درمانی شناخته شده است و از جمله اینکه آنتی اکسیدان قوی و ضد میکروب قوی و شفا بخش ضد درد و بیهوشی و خواص ضد التهابی است.محققان دانشگاهشیکاوگو مطالعاتی را انجام داده اند و از تاثیر موم بر سرطان پروستات وکوچک شدن تومور خبر دادند.[۲]
همچنین نشان با مطالعاتی در سال ۲۰۰۹ نشان داده شده است که موم رشد تومور-نوروفیبروماتوز که به بافت عصبی مرتبط است را بطور باقوه با مسدود کردن مسیر سیگنال آن PAK1 آن مسدود می کند و هفتاد درصد سرطان ها به PAK1 مرتبط هستند.[۲]همچنین مردی در کرواسی که مبتلا به سرطان ریه بود توانست با عسل بر سرطان خود پیروز شود[3]

 

علاوه بر این اثبات شده است که ترکبیات فلاون موجود در عسل باعث آزاد شدن رادیکال های آزاد و افزایش سطح ایمنی بدن در برابر بیماری ها می شوند.[4]

در سوره نحل آیات ۶۸ و ۶۹ نوشته شده:

پروردگار تو به زنبور عسل وحی (الهام غریزی) فرستاد که از کوهها و درختان و داربستهائی که مردم می‏سازند خانه‏هائی برگزین! (۶۸)سپس از تمام ثمرات تناول کن، و راههائی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده به راحتی بپیما، از درون شکم آنها نوشیدنی خاصی خارج می‏شود، به رنگهای مختلف، که در آن شفای مردم است در این امر نشانه روشنی است برای جمعیتی که اهل فکرند!(۶۹)

یک توضیح ما در اینجا یک مطلب کلی را آوردیم و برای بیماران سرطانی کشور دارو تجویز نمی کنیم.ولی بدون ترید شفا دهنده اصلی خداست و بی دلیل این مساله ذکر نشده است و اشاره به عسل تنها به سرطان ارتباط ندارد و  عسل واکسن قدرتمندی در برابر بیماری ها از جمله سرطان است،ولی در بعضی از بیماران نه کلیت آنها ممکن است پاسخ های متفاوتی بروز دهد به همین دلیل اگر دچار بیماری هستید در این زمینه با پزشک خود مشورت کنید.

-------------

[۱]Honey: A Powerful Anti-Cancer Agent 

[۲]The Latest Weapon in the War on Cancer: Honey Bees 

[3]http://www.naturalnews.com/047693_lung_cancer_honey_herbal_medicine.html

[4]Honey is Anti-Cancer!


ارتباط بین استرس و چشم ها از دیدگاه قرآن

نشریه نیویورک تایمز نوشته است:

 

تشنج و استرس حل نشده باعث بی خوابی می شود،که ماتع از خواب مردم یا بیدار شدن انها در طول نیم شب یا صبح زود می شود.به نظر می رسد که استرس باعث برانگیختگی فیزیولوژیک می شود که باعث حرت غیر سریع خواب رفتن(بسته شدن چشم)می شود.[*]

افزایش ناگهانی استرس باعث تنگ تر شدن شریان می شود و جریان خون محدودی به قلب می رسد،استرس باعث مبتلا شدن به بیماری های قبلی می شود و کاهش آن خطر ابتلای فرد به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.[*]به این معنی که بین استرس و بیماری های قلبی ارتباط مستقیم وجود دارد.

 

حال به سوره احزاب مراجعه می کنیم:

إِذْ جَاءُوکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَمِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَإِذْ زَاغَتِ الْأَبْصَارُ وَبَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَنَاجِرَ وَتَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا ﴿۱۰﴾هُنَالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا ﴿۱۱﴾

هنگامى که از بالاى شما و از زیر  شما آمدند و آنگاه که چشمها خیره شد و جانها به گلوگاهها رسید و به خدا گمانهایى مى ‏بردید(۱۰)نجا بود که مؤمنان مورد آزمایش قرار گرفتند و به تزلزل و اضطرابی سخت دچار شدند.(۱۱)

نکته اول  این ست که واژه قلوب در متن عربی به صورت ضرب المثل وار به فارسی برگردانده شده است،ولی معنی و مفهوم خودش را نیز می دهد.

نکته دوم خیره شدن شامل حرکت کند چشم است که در نوشته نیویورک تایمز نیز به آن اشاره شده است.در آیه دهم به خیره شدن که حرکت کند چشمهاست اشاره شده در ایه یازدم نیز از اضطراب و استرس نام برده شده است که ارتباط آنها را با م اثبات می کند. 

--------------------

 


تجزیه و تحلیل اطلاعات بینایی در مغز

تصویر  نحوه کارکرد یک چشم را نشان می دهد،همانطور که می دانید در سطح چشمان ما سلول های مخروطی در ناحیه قرینه دارد که نور را دریافت می کنند،سپس نور را به سیگنال های الکتریکی تبدیل می کنند و  با عصب بینایی به طرف مغز ارسل می کنند.مغز این سیگنال های الکتریکی را تجزیه و تحلیل می کند و سپس با تجزیه و تحلیل داده ها موفق به دیدن اجسام می شود،یعنی سیگنال های الکتریکی را به تصویر تبدیل می کند.[*]

 

در سوره العنام نوشته شده است:

لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ﴿۱۰۳﴾

چشمها او را درک نمی‏کند ولی او همه چشمها را درک می‏کند و او بخشنده (انواع نعمتها و با خبر از ریزهکاریها) و آگاه (از همه چیز) است.

همانطور که دیدید،بدون توجه به مفهوم دقیق تر آینه،خداوند از واژه درک برای چشمان استفاده کرده است،مشخص است که چیزی که تنها می بیند نمی تواند کارساز باشد و باید این اطلاعات بینایی را در مغز آنالیز و یا تعبیری که قرآن برای آن بکار برده درک کند.به کار بردن واژه درک در این ایه بی دلیل نیست،زیرا در حال عامی و ساده مخصوصا در عرب ۱۴۰۰ سال قبل اطلاعاتی از اینکه مغز داده های بینایی را آنالیز می کند نبود.و اگر قرآن اثر یک فرد ساده بود نوشته شده بود"می بیند"در این آیه به یکی از نکات دقیق در باره عملکرد چشم اشاره شده شده است.

-----------

[*]How the Human Eye Works


اشاره قرآن به حرکت لایه های زمین پس از به وجود آمدن کوهها

وَإِلَى الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ ﴿۱۹﴾وَإِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ ﴿۲۰﴾ و به کوه ‏ها که چگونه برپا داشته شده﴿۱۹﴾و به زمین نظر نمی‌کنند که چگونه گسترده‌اند؟ ﴿الغاشیه۲۰﴾

 

در آیه از واژه "نصب" یا "برپا"استفاده اشده است،هیچ کوهی در طول مرور زمان به وسیله باد یا خود به خودی به وجود نیامده است همه کوهها در اثر حرکت لایه های زمین و برخورد آنها با هم به یک باره از دل زمین بلند یا به تعبیر قرآن برپا شده اند.حال به ادامه آیات نیز توجه می کنیم که در ادامه آیات نیز به حرکت لایه های زمین اشاره شده است:

واژه گسترانده شده از دیدگاه علمی دقیقا به مفهوم حرکت لایه های زمین اشاره دارد که در کنار بر پا شدن کوهها آمده است،و این دو موضوع علمی اصلا به همدیگر بی ربط نیستند،در صورتی که قرآن خالی از مفاهیم علمی بود مثلا نوشته می شد که پدید آمده یا به وجود آمده ولی از واژه های بسیار دقیق علمی همانند نصب شده یا برپا شده استفاده شده است!

تصویر زیر نحوه ساخته شدن یک کوه را نشان می دهد،همانطور که می بینید،بر طبق آیه بعد از برخورد دو لایه زمین با هم کوها از دل زمین بر افراشته می شود،سپس بر طبق آیه بعدی پس از به وجود آمدن کوه زمین گسترانده می شود به این مفهوم که دو لایه در جهت مخالف هم حرکت می کنند،که این مساله که یک اعجاز علمی قوی برای قرآن محسوب می شود.


اشاره قرآن به وجود دو معده در زنبور عسل

زنبور عسل دارای دو معده(شکم) اولی برای غذا و آب و  بعدی برای ذخیره سازی شهد و عسل هستند که تحت عنوان honey stomcach معروف است،یکی از معده های جاندار برای هضم شهد گل ها و مواد غذایی بکار می رود،و یک معده خاص جاندار برای ذخیره سازی شهد تا کندو بکار می رود.[۱][۲]

 

در سوره نحل آیه ۶۹ نوشته شده است:

ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۶۹﴾

سپس از همه میوه‏ها بخور و راه پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى،  از شکمهاى آنها شهدى رنگارنگ مى‏تراود که در آن شفاى مردمان است، در این براى اندیشه‏وران مایه عبرتى است

ایده این مطلب توسط کاربر خدایم اینجاست از خوانندگان تارنما داده شده است با تشکر و با آرزوی موفقیت برای این شخص از درگاه الهی اگر ایده ی جدیدی در باره آیات قرآن دارید آن را با ما در میان بگذارید تا بصورت مطلب در بیاوریم. 

----

۱ -Neat Facts About Bees 

۲-Honey Bee Facts that You Probably Never Knew


برچسب‌ها: زنبور عسلزنبورزیست شناسی در قرآنجانور شناسی در قرآنمعده زنبور عسل در قرآن
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم شهریور ۱۳۹۵ساعت 12:53  توسط رامین  |  آرشیو نظرات

زنبور عسل دو شکم دارد

زنبور های عسل دارای دو معده یا شکم یکی برای غذا و آب و دیگری برای ذخیره سازی شهد و عسل هستند که تحت عنوان honey stomcach معروف است،یکی از معده های جاندار برای هضم شهد گل ها و مواد غذایی بکار می رود،و یک معده خاص جاندار برای ذخیره سازی شهد تا کندو بکار می رود.[۱][۲]

 

در سوره نحل آیه ۶۹ نوشته شده است:

ثُمَّ کُلِی مِنْ کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلًا یَخْرُجُ مِنْ بُطُونِهَا شَرَابٌ مُخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَةً لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ ﴿۶۹﴾

سپس از همه میوه‏ها بخور و راه پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى،  از شکمهاى آنها شهدى رنگارنگ مى‏تراود که در آن شفاى مردمان است، در این براى اندیشه‏وران مایه عبرتى است

ایده این مطلب توسط کاربر خدایم اینجاست از خوانندگان تارنما داده شده است با تشکر و با آرزوی موفقیت برای این شخص از درگاه الهی اگر ایده ی جدیدی در باره آیات قرآن دارید آن را با ما در میان بگذارید تا بصورت مطلب در بیاوریم. 

----

۱ -Neat Facts About Bees 

۲-Honey Bee Facts that You Probably Never Knew


هشدار قرآن در باره نظریه بیگانگان باستانی

در قرن جدید با گسترش علم،نظریاتی از سوی عده ای از باستان شناسان همانند اریک فون دانکین نقل شد که انسان های باستانی با فضانوردانی از سیارات دیگر دیدار داشته اند،که به خود این مبحث نیز در وبلاگ خدا و علم پرداخته ایم که مساله سفرهای فضایی کمی دور از ذهن است،اما خود اریک فون دانکین نیز پا را کمی فراتر گذاشت و ادعا کرد که بیگانگان باستانی در فرآیند آفرینش انسان دخالت داشته اند که اسامی برخی از کتابهای ویز عبارت است از"طلای خدایان،ارابه خدایان،ترفند خدایان،اثر انگشت خدایان،خدایان آن سوی فضا و ..."که صرفا از کلمه خدایان استفاده کرده است نه فضانوردان یا بیگانگان.

 

پس از دانکین شیاد دیگری بنام سچجین زکریا نیز مستقیم در کتابهای خود از روی جعل لوحه های سومری ها این ادعا را مطرح کرد که بیگانگانی از سیاره نیبرو،برای استخراج طلا برای جو سیاره خود!(حال طلا در جوی می ماند یا خیر جای بحث داد)به زمین آمده اند و میمون ها را به انسان جهش داده اند و پس از اینکه کارشان تمام شده از زمین رفته اند.

فرقه ی شیطانی بنام رائیلیسم نیز در ۱۹۷۰ تشکیل شده است،که کار آنها پرستش موجودات فضایی است،نکته جالب این است که سچجین نیز یهودی بوده،و اندیشه های رائیلیسم و سچجین ریشه در کابالا دارد.

با به بن بست خوردن و ایجاد برخی از ابهامات در نظریه تکامل عده ای از دانشمندان برای فرار از دست خدا نیز به این عقاید پناه بده اند که موجودات فضایی انسان ها را پدید آورده اند.این مدل از اتئیسم در قرن جدید رایج شده است،و در زمان قدیم برخی از اقوام در آسمان ها ستاره پرستی می کرده اند،ولی قرآن کریم در ۱۴۰۰ سال قبل در این باره هشدار داده است:

اگر در آسمان و زمین خدایانی جز الله بود فاسد می‏شدند (و نظام جهان برهم می‏خورد) منزه است خداوند پروردگار عرش از توصیفی که آنها می‏کنند. (النبیا۲۲)

و به جاى خدا چیزهایى را مى ‏پرستند که در آسمانها و زمین به هیچ وجه اختیار روزى آنان را ندارند و [به کارى] توانایى ندارند (النبیا۷۳)
نکته آیات که این مساله کلی است و به موجودات فضایی هم اشاره دارد این است که در آیه از ستاره پرستی و ماه پرستی نام برده نشده است و به خدایان و چیزها اشاره شده است،که اثبات می کند تنها بخاطر موضوع ستاره پرستی در جهان باستان این آیات نازل نشده است.
در پیکره سنگی موجوداتی که سچجین و اریک فون دانکین ادعا کرده اند که توسط سومریان باستان دیده شده اند،در نماد فروهر هم یکی از آنها نقش بسته است"فرشته"هستند،نه موجود فضایی،هیچ سفینه ای در تصاویر سومریان باستان دیده نمی شود.
یک نکته بسیار جالب هم که خود آیه اشاره کرده است این است بر فرض خدایان دیگری در فضا هم وجود داشتند،چرا دست به نابودی ما که توسط یک خدای دیگر آفریده شده ایم نزدند؟
سوال آخر هم از هواداران این نظریه های منسوخ است است،بر فرض محال موجودات فضایی DNA میمون را دستکاری کرده اند،ما به وجود آمده ایم،خود موجودات فضایی خود چگونه به وجود آمده اند و اصلا جهان به این بزرگی و سیارات و ... را این خدایان مورد ادعا چگونه پدید آورده اند؟



اشاره قرآن به حرکت لایه های زمین پس از به وجود آمدن کوهها

در یکی از آیات قرآن کریم خداوند بندگانش را به تدبیر در باره کوهها فرا می خواند:

 

 و به کوه ‏ها که چگونه برپا داشته شده

سوالاتی که آتیست ها باید در باره این تدبیر جواب دهد این است که اصلا فرض جهان به این بزرگی که زمین حتی اندازه دانه شنی در برابر آن نیست به کنار،آیا کوههای به این بزرگی که در زمین وجود دارند،می توانند حاصل چندین فرمول و قوانین فیزیکی روی کاغذ باشند،و متریال و ماده اولیه برای ساخت این همه کوه از کجا آمده است؟آیا اگر جهان حاصل یک تصادف و بر اساس ادعای آتئیست ها قوانین فیزیک بود نباید بسیار کوچکتر از این بود و کوههای به این بزرگی هم در آن وجود نداشتند؟عظمت کوهها و بزرگی جهان نشان به خودی خود اثبات کننده وجود آفریدگار است،اگر جهان حاصل یک تصادف بود نمی توانست به این بزرگی باشد و عناصر بر هم انباشته بزرگی از ماده مانند کوهها را داشته باشد،دقیقا همانند یک کارخانه هرچه کوچکتر باشد دارای یک مدریت ضعیف تر است ولی هرچه توسعه یافته تر و بزرگ تر باشد نشان می دهند که مدیر قوی تری پشت مجموعه است.

بدون تردید نمی توان به یک کارخانه بزرگتر و توسعه یافته تر این برچسب را زد که دارای مدیر نیست و تنها قوانین کاری کارگرها باعث شده است که به این بزرگی و توسعه یافتگی بشود،آن وقت آیا می توان به جهان به این بزرگی با کوههای به این بزرگی برچسب تصادفی بودن زد؟!

حال اشاره ای نیز به مفهوم علمی آیه می کنیم:

در آیه از واژه "نصب" یا "برپا"استفاده اشده است،هیچ کوهی در طول مرور زمان به وسیله باد یا خود به خودی به وجود نیامده است همه کوهها در اثر حرکت لایه های زمین و برخورد آنها با هم به یک باره از دل زمین بلند یا به تعبیر قرآن برپا شده اند.حال به ادامه آیات نیز توجه می کنیم که در ادامه آیات نیز به حرکت لایه های زمین اشاره شده است:

وَإِلَى الْجِبَالِ کَیْفَ نُصِبَتْ ﴿۱۹﴾وَإِلَى الْأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ ﴿۲۰﴾ و به کوه ‏ها که چگونه برپا داشته شده﴿۱۹﴾و به زمین نظر نمی‌کنند که چگونه گسترده‌اند؟ ﴿الغاشیه۲۰﴾

واژه گسترانده شده از دیدگاه علمی دقیقا به مفهوم حرکت لایه های زمین اشاره دارد که در کنار بر پا شدن کوهها آمده است،و این دو موضوع علمی اصلا به همدیگر بی ربط نیستند،در صورتی که قرآن خالی از مفاهیم علمی بود مثلا نوشته می شد که پدید آمده یا به وجود آمده ولی از واژه های بسیار دقیق علمی همانند نصب شده یا برپا شده استفاده شده است!

تصویر زیر نحوه ساخته شدن یک کوه را نشان می دهد،همانطور که می بینید،بر طبق آیه بعد از برخورد دو لایه زمین با هم کوها از دل زمین بر افراشته می شود،سپس بر طبق آیه بعدی پس از به وجود آمدن کوه زمین گسترانده می شود به این مفهوم که دو لایه در جهت مخالف هم حرکت می کنند،که این مساله که یک اعجاز علمی قوی برای قرآن محسوب می شود

 

از دیدگاه علمی طیف گسترده ای از حیوانات از جمله مارها و خزندگان و مارمولک ها در هنگام خطر تظاهر به مردن میکنند،این رفتار در کوسه ها نیز دیده شده است که در هنگام خطر خود را به مردن می زنند.در نوعی عنکبوت جنس ماده برای جلوگیری از جفت گیری خود را به مردن می زند.

 

علاوه بر این عامل استتار نیز در جاندارن وجود دارد که درهنگام احساس خطر خود را به شکل آن محیط در می آورند.

مطالعات گسترده بروی پستاندارن و میمون ها نشان میدهد که پستانداران از عامل فریب بطور گسترده برای جفت گیری یافتن غذا و فرار از خطرات استفاده میکنند.ماهی ها در دریا نیز خود را به رنک مرجان ها می کنند.

تصویر زیر متعلق به نوعی قورباغه است که خود را به رنگ محیط کرده است.

سنجاب ها غذای خود را از هم نوعان خود مخفی میکنند،و شامپانزه ها برای فریب دادن همدیگر از پیش برنامه ریزی میکنند.در زبان اشاره گوریل نیز بعضی کارها را بعنوان کار بد به کودکش می گوید که خودش واقعا آن را انجام داده استدر یک گوریل که بنام کوکو گروریل نام گرفت و توانست 1000 واژه را با کمک مربی خود فراگیرد مشاهده شد که این جاندار زمانی که کسی در آنجا نبود قسمتی از قفس را پاره کرد و بعدا با اشاره کار خود را به گردن به یک بچه گربه انداخت[1]

در یک داستان شیرین ایرانی نیز طوطی که خود را به مردن زده بود توانست از قفس بگریزد.

حال به قرآن کریم باز میگردیم؛

در آیه ۲۷ سوره نمل بعد از اینکه هدهد ماجرای بالقیس را برای حضرت سلیمان(ع) تعریف میکند حضرت سلیمان به وی میگوید:

گفت‏ خواهیم دید آیا راست گفته‏ اى یا از دروغگویان بوده‏ اى (۲۷)

نکته جالب این است که این آیات زمانی نازل شده است که علم زیست شناسی بصورت امروز نبود و تنها ملاک حیوانات شکار و استفاده از گوشت آنها بود.

با تشکر ویژه از دوست و یار همیشگی تارنما آقای محمد حقیقت دوست بخاطر ارسال ایده این مطلب شما هم اگر مطلب یا ایده ای دارید آن را برای ما ارسال کنید تا منتشر شود.

شهادت جمعی از برادران افغان در حادثه تروریستی بمب گذاری مسجدی در افغانستان و زائران کربلای حسینی از جمله هموطنان عزیزمان و برادران افغان و عراق توسط آدم خواران داعش و همچنین حادثه برخورد دو قطار در دامغان که منجر به کشته شدن جمعی از هموطنان شد بر عموم ملت بزرگ ایران و افغانستان و مخصوصا خانواده های داغ دیدگان تسلیت و تهنیت باد.به امید خشک شدن ریشه بنیادگرایی و دین بدون تعقل و تفکر و اسلام منهی علی(ع) که داعش آن را نمایندگی میکند.

--------------

 [1]Never-trust monkey Researcher reveal lying-evolved animals


هشدار قرآن در باره ریشکن کردن بشریت بدست شیطان

در داستان حضرت آدم و حوا و ابلیس پس از اینکه ابلیس بر آدم و حوا سجده نکرد سوگند خورد که آدمها را گمراه کند،اما ابلیس به جز این یک سوگند دیگر نیز خورد و آن سوگند در آیه ۶۲ سوره اسرا آمده است:

 

(سپس) گفت این کسی را که بر من ترجیح داده‏ ای اگر تا روز قیامت مرا زنده بگذاری همه فرزندانش را جز عده کمی گمراه و ریشه کن خواهم ساخت!! (۶۲)
 و آن سوگند ریشه کن کردن نسل بشریت است،از دیرباز فاتحین به وسیله شمشیر جنگ های مختلفی را انجام می دادند،و گاها در هنگام پیروزی هزاران نفر را به فرمان شیطان میکشتند،مثلا مغول ها در ناحیه مشهد امروزی و بخارا و بلخ صدها هزار انسان را کشتند،اما در یک قرن گذشته این بحث و خصوصا این آیه بسیار بالا گرفته است،بشریت به سلاح هایی تحت عنوان سلاح های کشتار جمعی دست یافته است که انواع مختلفی از جمله بیولوژیک و اتمی و ... دارد،بدیهی است همه این سلاح ها هم نمی تواند تنها حاصل پیشرفت علم باشد،و نیروهای اهریمنی در دستیابی پیروانشان به این سلاح ها به آنها یاری رسانده اند.
بمب های اتمی و هیدروژنی که بشریت به آن دست یافته هم اکنون هزاران بار قوی تر از نسخه اولیه آن است که در هیروشیما بر سر مردم بیگناه خراب شد،در حالی که همه می دانستند ژاپن شکست خورده است و تسلیم را پذیرفته است.
علاوه بر این نوعی برنامه کشتار پنهان بیولوژیک و سبک زندگی غلط و جایگزینی همبرگر و سوسیس و نوشابه و ... بجای گوشت طبیعی و دوغ و ... برای کشتار و نسل کشی بشریت به وسیله پیروان این شیاطین در کار است،در دوران های قدیم افراد عمرهای طولانی داشته اند هم اکنون جوانان 20-30 ساله با سرطان جان خود را از دست می دهند،بدون تردید علاوه بر سبک زندگی نادرست عوامل انسانی نیز در این مساله دخیل است،در حالی که بشریت تازه می فهمد که این شیاطین و دشمنان بشریت با بیولوژیک تروریسم دارند عمر بشریت و نسل آن را می کاهند قرآن کریم هزار و چهارصد سال قبل زمانی که با شمشیر نمیشد نسل بشریت را ریشکن کرد در این باره هشدار داده است،حال بشریت دو راه پیش رو دارد،یا باید از حیله ها و دامهای شیاطین و پیروان آنها به خداپناه بیاورد،خداوند خودش راه را به وقت مقتضی نشان خواهد داد و یا نابودی را بپذیرد که البته افرادی که به خدا پناه آورده باشند نجات خواهند یافت.
حال انسان ها به خاطر رقابت های سیاسی و قدرت گرفتن،دارند سلاح هایی را تولید میکنند که در صورت از کنترل خارج شدن می تواند هزاران بار حیات را بروی زمین از بین ببرد یعنی قدم گذاشتن در مسیری که شیطان می خواهد،ایالات متحده 8000 بمب اتمی دارد،روزی که این بمب ها قرار باشد بروی شهر های اروپایی یا آسیایی خراب شود،یا در آمریکا از کنترل خارج شود روی زمین تنها سوسک ها زنده می مانند.همین ایالات متحده به واسطه قدرت گرفتن جنگ بیولوژیک تروریسم را نیز علیه خاورمیانه و شاید چین به راه انداخته است.در حالی که ایران که این هم برچسب از سوی حامیان شیطان میخورد به دنبال موشک نقطه زن است که غیرنظامی ها آسیب نبینند.



دلیل هشدار قرن کریم و ائمه اطهار(ع)در باره گناهان چشم چیست؟

در جدید ترین تحقیق علمی دانشمندان کشف کرده اند که حضور یک غریبه زیبا باعث افزایش استرس می شود،دانشمندان در ده مورد مطالعه در مردان دیده اند که این استرس در مردان به سلامتی آنها آسیب وارد میکند.این مطالعه میگوید حضور 5 دقیقه مردان با یک غریب زیبا بسیار استرس زا و برای فلب مضر است.و به میزان قابل توجهی کورتیزول آنها و در نتیجه احتمال حمله قلبی و مغزی را بالا می برد.[1]

 

و اگر این مقدار زمان طولانی تر شود بطور مزمنی میزان کورتیزول را بالا می برد که کورتیزول منجر به دیابت بزرگسالان فشار خون و ضعف جنسی می شود.و نتیجه کلی تحقیق کرد که ارتباط اجتماعی بیش از 5 دقیقه با جنس مخالف میزان کورتزول را به میزان قابل توجهی بالا می برد.[1]

 

حال یک مقایسه تطبیقی نوشته بالا با آیات قرآن و روایات خالی از لطف نیست؛

 به مؤ منان بگو چشمهای خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و فروج خود را حفظ کنند، این برای آنها پاکیزه تر است، خداوند از آنچه انجام می‏دهید آگاه است.(سوره نور آیه ۳۰)
 و به زنان مؤمن [هم‏] بگو دیدگانشان را فروگذارند و ناموسشان را محفوظ بدارند و زینتشان را جز آنچه از آن آشکار است، آشکار نکنند، روسریهایشان را بر گریبانهایشان بیندازند، و زینتشان را آشکار نکنند مگر بر شوهرشان یا پدرشان، یا پدران شوهرشان یا پسرانشان، یا پسران شوهرشان، یا برادرشان یا پسران برادرشان، یا پسران خواهرشان یا زنان [همکیش‏]شان، یا ملک یمینهایشان، یا غلامانى که نیازمند [به زن‏] نیستند، یا کودکانى که بر نهانیهاى زنان آگاه نیستند، و بگو که چنان پاى نکوبند تا زینتى که پنهان داشته‏اند، معلوم شود، و اى مؤمنان همگى به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار شوید(سوره نور آیه ۳۱)

امام صادق (ع) فرمودند:

نظر و نگاه یکی از تیرهای زهر آگین شیطان است، و چه بسا یک نگاه سبب حسرت و ندامت طولانی بشود.-  عقاب الاعمال ، ص 604 .

امام علی(ع) فرمودند:

من اطلق طرفه کثر اسفه؛ هر کس چشم خویش را آزاد گذارد، همیشه اعصابش ناراحت بوده(و به آه و حسرت دایمی گرفتار می شود غررالحکم، ج 2، ح 304.

سخن نهایی

برادر و خواهرم همانطور که در آیات و روایت اشاره شد مخصوصا حدیث امام جعفرصادق(ع) نگاه کردن به غریبه ها آثار خوبی را در پی ندارد،و در حدیث امام صادق به تیر زهراگین اشاره شد که بدون تردید به هرمونی که در بالا به ترشح شدن آن اشاره شده است بدون ارتباط نیست.

جنبه علمی حدیث حضرت علی نیز به استرس و نارحتی که از ترشح کورتیزول ایجاد می شود نیز اشاره دارد و علاوه بر آن یک جنبه اجتماعی نیز دارد و آن این است که نگاه بیش از حد در فرد ایجاد نیاز میکند و چشم فرد بطور الکی ایراداتی از همسر خود می بیند که شاید وارد هم نباشد و نوعی ایجاد نیاز کاذب می شود در نتیجه علاوه بر مورد علمی مورد اجتماعی نیز بنیان های خانواده را تخریب می کند.

در آیات قرآن نیز علاوه بر چشم به فرج اشاره شده است،دلیل این تعدا قتل های ناموسی و یا بیماری های مختلف جنسی از جمله ایدز که گریبان گیر جامعه شده است نیز بازگشت نکردن و عمل نکردن به آیات قرآن است.

بخش اصلی و قسمت علمی این نوشته توسط دوست عزیز و همراه همیشگی آقای محمد حقیقت دوست ارائه شده است که از درگاه خداوند متعال برای ایشان آرزوی توفیق روز افسون و موفقیت های فراوان را داریم،اگر شما هم ایده ای دارید که می تواند ما را در گسترش این مطالب یاری کند ما را از آن آگاه کنید.

-------------------

[1]How a beautiful stranger will send a man’s stress hormones soaring...especially if he’s not in the same league Read more:




حقوق حیوانات در اسلام

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

هر ساله در روز عید قربان تبلیغات گسترده ای علیه پیرامون قربانی کردن گوسفندان در این روز صورت می گیرد،و جرایان های اتئیستی تنها در این روز از سال به یاد حقوق حیوانات و درختکاری بجای کشتار حیوانات می افتند،حال باید سوال کرد آیا این حقوق را برای میلیون ها قطعه حیوانی که روزانه در گاوداری ها و مرغداری های سراسر جهان کشتار می شوند،قائل هستند یا خیر؟حال در این مطلب قصد داریم که برسی کنیم که آیا حقوق حیوانات در اسلام محترم شمرده شده است یا نقض می شود؟

بخشی از احادیث را پیرامون حقوق حیوانات در اسلام مرور میکنیم:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله ـ وقتى ماده شترى را دید که زانویش بسته شده و بارش همچنان بر پشت اوست ـ فرمود : صاحب او کجاست ؟ به او بگویید خودش را براى شکایت [این شتر در قیامت ]آماده کند .بحار الأنوار: 7/276/50.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : خداوند ملایمت و مدارا کردن را دوست دارد و بر انجام آن کمک مى کند . پس ، هرگاه چارپایان لاغر را سوار شدید ، آنها را در منزلهایشان فرود آورید . اگر زمین خشک و بى گیاه بود با شتاب از آن بگذرید و اگر سرسبز و پر علف بود، آنها را در آن جا استراحت دهید .الکافی : 2/120/12 .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : چارپایان سالم را سوار شوید و آنها را سالم نگه دارید و آنها را کرسى خطابه و صحبتهاى خود در کوچه ها و بازارها نکنید؛ زیرا بسا مرکوبى که از سوارش بهتر و بیشتر از او به یاد خداوند تبارک و تعالى باشد.کنز العمّال : 24957 .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : به صورت حیوانات نزنید؛ زیرا آنها حمد و تسبیح خدا مى گویند.الکافی : 6/538/4 ، الخصال : 618/10 .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : حیوان شش حقّ به گردن صاحب خود دارد : هر گاه از آن پیاده شد علفش دهد ، هرگاه از آبى گذشت آبش دهد ، به ناحقّ آن را نزند ، بیشتر از قدرتش آن را بار نکند ، بیشتر از توانش آن را راه نبرد و مدت زیادى روى آن درنگ نکند .فی المصدر : «یطیق»، والتصویب من مستدرک الوسائل .الجعفریّات : 85 ، مستدرک الوسائل : 8/258/9393 .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر حیوانى ـ پرنده یا جز آن ـ که به ناحقّ کشته شود در روز قیامت از قاتل خود شکایت خواهد کرد .کنز العمّال : 39968

پیامبراعظم (صلى الله علیه وآله)، دوست نداشت که حتى گوش و دُمِ یک حیوان را ببرند یا آن را اخته کنند، چه رسد به کشتن حیوان! طبق حدیثى، رسول رحمت فرمود: لعنت خدا بر کسى که حیوان ها را مُثله نماید

 قال (صلى الله علیه وآله): «لعن اللهُ مَن مثّل بالحیوان» (متقى هندى، همان، ج 9، ص 66، حدیث 24971 به نقل از: محمد محمدى رى شهرى، همان، ج 3، ص 1344، ح 4522) و نیز «قال (صلى الله علیه وآله): لعن اللهُ مَن یُمَثِّلُ بالْبَهائم» (متقى هندى، همان، ج 9، ص 67، حدیث 24985)

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هرکس گنجشکى را بى سبب بکُشد، آن گنجشک در روز قیامت از او به درگاه خدا بنالد و بگوید : پروردگار من ! فلانى مرا نه براى استفاده که بى سبب کشت .کنز العمّال : 39971

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : زنى بدکاره سگى را دید که بر سر چاهى له له مى زند و کم مانده است از تشنگى بمیرد . او کفش خود را در آورد و آن را به روسرى خود بست و به وسیله آن از چاه آب کشید [و به آن حیوان داد] ؛ و به سبب این کار آمرزیده شد.کنز العمّال : 43116

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : لعنت خدا بر کسى که حیوانى را مُثْله کند .کنز العمّال : 24971

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : آیا درباره این بى زبانى که خداوند در اختیار تو گذاشته است، از خدا نمى ترسى؟! او از درد و رنجى که به وى مى رسانى نزد من شکایت کرد .کنز العمّال : 24982

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : اگر ستمى که به حیوانات مى کنید بر شما بخشیده شود، بسیارى از گناهان شما بخشوده شده است .کنز العمّال : 24973

روایت دیگرى نیز حاکى است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از اذیت (کشتن) حیوان ها نهى فرمود، مگر آن که (حیوان حلال گوشت و) براى خوردن باشد. «نهى (صلى الله علیه وآله) عن تعذیب الحیوان الاّ لمأکله» (کمال الدین دُمِیْرِىْ، همان، ج 2، ص 363).

امام صادق علیه السلام : زنى به سبب آن که گربه اى را بسته بود تا از تشنگى مرد ، به عذاب گرفتار آمد .مکارم الأخلاق : 1/280/864 .

.أنس بن مالک (خادم آن جناب) مى گوید: رسول خدا (صلى الله علیه وآله) فرمودند: «مورچه را نکشید»!حرانى، ابى محمد حسن، تحف العقول عن آل الرسول، ترجمه محمد باقر کمره اى، تصحیح على اکبر غفارى، چاپ هفتم: تهران، انتشارات کتابچى، 1379.هم چنین در روایت معتبرى نقل شده است که: پیامبراعظم، نهى فرمود از این که آن چه را مورچه با دست و دهان حمل مى کند، بخورند

قال(صلى الله علیه وآله): « لا تقتلوا النمل»! در روایت دیگرى فرمود: «لا تقتلوا النملة!» (کمال الدین دُمِیْرِىْ، همان، ج 2، ص 369، 372، 347 و 397 و نیز ر.ک: مجلسى، همان، ج 64، ص 244 و 291).

کنز العمال : [رسول اللّه صلى الله علیه و آله ] از کشتن هر جاندارى نهى فرمود، مگر آن که آزار و آسیب برساند .کنز العمّال : 39981 .

در دوزخ، زنى را دیدم که گربه اش از هر طرف او را گاز مى گیرد، علتش این بود که آن زن در دنیا این حیوان را بسته بود، بدون آن که غذایى به او بدهد یا آزادش نماید تا خودش حیوانى را شکار کند.جوزیه، شمس الدین محمد، الطبّ النبوىّ، بیروت، دارالوفاق، [بى تا]

 قال رسول الله (صلى الله علیه وآله)«...و رأیت فى النار صاحبة الهرّة تنهشها مقبلةً و مدبرةً، کانت أوثقها لم تکن تطعمها و لم ترسلها تأکل من حشاش الارض» (راوندى، نوادر، ص 28 به نقل از: علامه مجلسى، همان، ج 64، ص 268، ذیل ح 30 و ج 65، ص 65، ح 24 و محمد محمدى رى شهرى، همان، ج 3، ص 1346، ح 4533. و نیز ر. ک: کمال الدین دُمِیْرِىْ، همان، ج 2، ص 251)

.. دُمِیْرِىْ، شیخ کمال الدین، حیاة الحیوان الکبرى، لبنان بیروت، انتشارات دارالفکر، [بى تا]. طبق نوشته نسائى و احمد، یک نفر پزشک در محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از قورباغه و استفاده دارویى از آن سخن به میان آورد. آن حضرت (صلى الله علیه وآله) بى درنگ، آن پزشک را از کشتن قورباغه نهى فرمود. علامه مجلسى، همان، ج 65، ص 281، ح 29

 هم چنین آن جناب، شکار کردن را دوست نداشت و مى فرمود: هر کسى به دنبال شکار رود از امور اخروى، غافل مى گردد. طبق روایت دیگرى، آن رسول مهربان (صلى الله علیه وآله) هرگز صید نکرد و به این کار نیز امر نفرمود

شعرانى، منح المنة فى التلبس بالسنة، ص 33 به نقل از: سید محمد عبدالحى کتانى، نظام الحکومة النبویة (المسمى التراتیب الأداریة)، تحقیق عبدالله خالدى، ج 2، ص 66

فردى مى خواست که حیوانش را بگیرد؛ چون حیوان با نشان دادن یک کاسه یا دامن صاحبش براى خوردن جو یا نمک، شرطى شده بود، صاحب حیوان با دست خالى و بدون جو یا نمک، چنان کرد و مچِ حیوان را گرفت. حضرت پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله)که این صحنه را تماشا مى کرد، ناراحت شد و فرمود: «چرا به این حیوان دروغ گفتى؟! نباید او را فریب مى دادى!»

«ان الله کتب علیکم الاحسان فى کل شىء؛ فاذا قتلتم، فأحسنوا القتلة؛ و اذا ذبحتم، فأحسنوا الذبحة ولیحدّ أحدکم شفرته و لیرح ذبیحته(علامه مجلسى، همان، ج 65، ص 315. «و فى روایة اخرى نهى النبى صلى الله علیه و آله عن ذبح الحیوان الا لأکله» (همان، ج 64، ص 8).

موسى بن جعفر به نقل از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) مى فرماید که رسول خدا(صلى الله علیه وآله)از کنار گروهى عبور کرد. آن گروه، مرغ زنده اى را در یک جاى بلندى بسته بودند و با تیر و کمانْ به آن تیر اندازى مى کردند! آن رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) تا این صحنه را مشاهده کرد، فرمود: اینان، کیانند؟! خدا لعنتشان کند

 «موسى بن جعفرعن آبائه(علیهم السلام) قال: مرّ رسول الله(صلى الله علیه وآله) على قوم نصبوا دجاجةً حیةً و هم یرمونها بالنبل؛ فقال: من هؤلاء (؟!) لعنهم الله!» (نوادر راوندى، ص 43 به نقل از: علامه مجلسى، همان، ج 64، ص 268، ح 30)

رسول خدا(ص): یوان ها را زیاد ندوشند و براى بچه هاى آن ها چیزى باقى بگذارند، پالان را در جاى خود قرار دهند، دهنه تیز به دهان حیوان نزنند، زیاد آن ها را بار نکنند و جاى مرکب و زیر پاى حیوان ها تر نباشد

. سید محمد عبدالحى کتانى، نظام الحکومة النبویة، ج 2، ص 155 به نقل از: خاتم النبیین، ص 483.

کى از یاران پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله) مى گوید: یک شتر شیر ده را به رسول خدا هدیه کردند. ایشان، مرا امر فرمود تا آن را بدوشم. من نیز آن را دوشیدم؛ البته براى دوشیدن آن، بسیار تلاش کردم و سخت آن را دوشیدم، به گونه اى که وقتى آن جناب زیاده روى مرا در دوشیدن دید، فرمود: این گونه ندوش! براى بچه او نیز سهمى بگذار

 «أهدیت الى النبى(صلى الله علیه وآله) لقحة فأمرنى أن أحلبها فحلبتها فجهدت حلبها؛ فقال(صلى الله علیه وآله): « لا تفعل! دع داعى اللبن» (کمال الدین دُمِیْرِى، همان، ج 2، ص 318). «أن رجلا حلب عند النبى(صلى الله علیه وآله) ناقةً، فقال النبىُّ صلى الله علیه و آله ـ: دع داعى اللبن» (معانى الاخبار، ص 284 به نقل از: علامه مجلسى، همان، ج 64، ص 149، ح 1و ابن اثیر، اسدالغابه، ج 3، ص 39)

. رسول خدا (صلى الله علیه وآله) از جایى مى گذشت، شترى را دید که بر در منزل، دستش بسته شده است، بدون آن که آب و علفى، جلو آن گذاشته باشند! آن پیغمبر رحمت فرمود:
أینَ صاحِبُ هذِهِ الراحِلَة؟ ألا تَتَّقِى اللهَ فِیها؟؛ صاحب این حیوان کجاست؟ آیااز عذاب الهى نمى ترسى به خاطر این رفتارى که با این حیوان کرده اى؟! یا آب و علف او را تدارک ببین و برایش مهیا کن، و یا آن را آزاد گردان تا خودش چیزى براى خوردنش بیابد

قال (صلى الله علیه وآله): أین صاحب هذه الراحلة؟ ألا تتقى اللهَ فیها؟ اما أن تعلِفَها و اما أن ترسلَها؛ حتى تبتغى لنفسها» (متقى هندى، همان، ج 9، ص 67، حدیث 24983)

ابن عباس مى گوید: رسول رحمت (صلى الله علیه وآله) از به جنگ انداختن حیوان ها و پرندگان نهى فرمود، همان طور که رسم مردم است که قوچ و خروس و غیره را به جان هم مى اندازند

نهى رسول الله(صلى الله علیه وآله) عن تحریش البهائم الا الکلاب؛ اى الکلب على الصید» (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 5 به نقل از: علامه مجلسى، همان، ج 64، ص 227، ح 17؛ محمد محمدى رى شهرى، همان، ج 3، ص 1348، ح 4540 و متقى هندى، همان، ج 9، ص 66، حدیث 24974).

خداى تعالى لعن نموده کسى را که حیوان ها را به جان هم مى اندازد تا باهم بـجنگند

قال (صلى الله علیه وآله): «ان الله تعالى لعن من یحرش بین البهائم» (کمال الدین دُمِیْرِى، همان، ج 2، ص 371).

در فقه اسلام،ادرار کردن در لانه حیوانات و آب راکد و جاری مکروه دانسته شده،زیرا مایه آزار بعضی موجودات است.در روایت ه از بول در لانه حیوانات نهی شده است.پیامبر ادرار کردن در آب جاری را جز هنگام ضرورت نهی کرد و فرمود در آب آب زیانی هستند و نیز آ حضرت از ادرار در آب راکد نهی کرد.
جواهر الکلام جلد 2 ص 67 و 68
رسول خدا مردی را دید که پایش را روی سینه گوسفندی گذاشت و مشغول تیز کردن کادر خود است گوسفند به او خیره شده است،فرمود نمی تواستی قبلا کاردت را تیز کنی می خواستی جان حیوان را دوبار بستانی؟
(میزان الحکمه ج3 ص 985)
امیر مومنان می فرمایند پیامبر وضو می گرفت و گربه ای نزد او آمد پیامبر دانست که آن حیوان تشنه است،پیابر ضرف آب را به سوی حیوان برد و آن حیوان آب نوشید و سپس وضو گرفت.(بخارالنوار ج 16 ص 293)
امام صادق فرمود هرچیزی حرمتی دارد حرمت چهارپایان در صورت آنهاست.امام صادق فرمود صاحیب حیوان باید برای نشانه گذاری بر چهره حیوان داغ نهد ولی نشانگذاری بر چهره آنها راست
(الکافی ج 6 ص و 538 539)

نگهداری گوسفند در خانه، هفتاد در بینوایی را می بندد. می فرمود: «آب بینی گوسفندان را از صورت شان پاک کنید. آغل آن ها را پاکیزه نمایید.»

اغل و یا طویله حیوان باید آنقدر تمیز باشد که بتوان در آن نماز خواند!
 

 

 

سخنی با خوانندگان تارنما:

جای سگ هاسکی در مناطق سرد زمین است،جای سگ هاسکی در تهران با ۳۰ درجه دمای معمول نیست،یکی از دوستان تصاویری از یک سگ هاسکی در صفحه اش گذاشته بود که سگ بی نوا چنان به یک تکه یخ تکیه داده بود که آذم ناراحت می شد،با خرید این سگ افراد طمعکار را وادا نکنید که این حیوان را از زیستگاه واقعی اش به یک جهنم که در آن زجر می کشد تبعید کنند،در باره صدها نوع جاندار دیگر نیز این مساله صدق می کند و منجر می شود افراد طمعکار این حیوانات را از زیستگاه اصلی شان به درون خانه های شما که برای حیوان حکم زندان را دارد تبعید کنند.

----

پی نوشت:

بخش اعظمی از احادیث این مطلب از این مطلب پربار سایت وزین راسخون برداشت شده است که از زحمات این سایت در عرصه فرهنگی و مذهبی نهایت تشکر را داریم.

بخش دیگری از این احادیث از طرف آقای علی جعفری ارسال شده است که از ایشان نیز نهایت تشکر را داریم.

 

نکات علمی به کار رفته در دعای شریف عرفه

 دعای عرفه از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد:

 

عنوان دعایی است منسوب به حسین بن علی، پیشوای شیعیان، با حجمی حدود ۳۲۰۰ کلمه که با اختلافاتی جزئی در کتب مختلف نقل شده، و مضمونش اعتراف به جایگاه خدا و اقرار به جایگاه انسان در هستی، و نیز حمد و سپاس برای نعمتهای فراوان خداوند بر انسان، یادآوری مشکلات و تب و تابهایی که شخص در عمر خویش از بدو آفرینش تا کنون پشت سر نهاده، و کوشش برای جلب رحمت الاهی، و طلب آرامش و عافیت از وی، همچون مهم‌ترین خواستهٔ انسان است. این دعا حاوی اصلی ذکر شده در همهٔ تحریرها، و ذیلی مذکور در برخی تحریرهای دعا در حدود ۸۰۰ کلمه است. گفته شده است که حسین بن علی این دعا را در روز عرفه و در صحرای عرفات و در کنار همراهانش در بیرون خیمه‌ها خوانده است:

۱-فَلَمْ اَزَلْ ظاعِناً مِنْ صُلْبٍ اِلى رَحِمٍ فى تَقادُمٍ ایمنى بخشیدى همواره کوچ کننده بودم از صلبى به رحمى

نکته علمی:اسپرم ها دارای حالت قلیای هستند،اگر دارای حالت قلیایی نبودند بلافاصله پس از وورود به رحم به دلیل خاصیت اسیدی رحم از بین می رفتند،اگر هم حالت قلیایی و اسیدی نبود اسپرم ها توسط باکتری ها از بین می رفتند،نکته دوم اسپرم یک عامل خارجی محسوب می شود و باید سیستم ایمنی بدن مرد و زن به آنها همانند باکتری ها در حالت عادی حمله کند ولی سلول های بدن آنها را می شناسند به آنها یورش نمی برند.

۲-وَعَقْدِ عَزَماتِ یَقینى وَخالِصِ صَریحِ تَوْحیدى وَباطِنِ مَکْنُونِ ضَمیرى وَعَلائِقِ مَجارى نُورِ بَصَرى وَاَساریرِ صَفْحَةِ جَبینى وَخُرْقِ مَسارِبِ نَفْسى وَخَذاریفِ مارِنِ عِرْنینى وَمَسارِبِ سِماخِ سَمْعى وَما ضُمَّتْ وَاَطْبَقَتْ عَلَیْهِ شَفَتاىَ وَحَرَکاتِ لَفْظِ لِسانى وَمَغْرَزِ حَنَکِ فَمى وَفَکّى،

و باور تصمیمات یقینم، و یکتاپرستى بى شائبه صریحم و درون پوشیده نهادم، و آویزه هاى راه هاى نور چششم، و چین هاى صفحه پیشانى ام، و روزنه هاى راه هاى نفسم، و پرّه هاى نرمه تیغه بینى ام، و حفره هاى پرده شنوایى ام، و آنچه که ضمیمه شده و بر ان بر هم نهاده دو لبم، و حرکتهاى سخن زبانم، و جاى فرو رفتگى سقف دهان و آرواره ام، و محل روییدن دندانهایم،

نکته علمی:گیرنده های مخروطی چشم پس از دریافت نور آنها را از مسیرهایی به مغز انتقال می دهند تا در مغز تجزیه و تحلیل بشوند،همچنین پرده گوش دارای دو حفره است که در متن یز اشاره شده است،علاوه بر این بینی هر فردی دارای پرزهایی کوچک میکروسکوپی است که در تصویه هوا کمک می کنند،در آن دوران هیچ یک از این موارد پزشکی کشف نشده بود.

۳-وَمَنابِتِ اَضْراسى وَمَساغِ مَطْعَمى وَمَشْرَبى وَحِمالَةِ اُمِّ رَاءْسى وَبُلُوعِ فارِغِ حَباَّئِلِ عُنُقى وَمَا اشْتَمَلَ عَلیْهِ تامُورُ صَدْرى وَحمائِلِ حَبْلِ وَتینى وَنِیاطِ حِجابِ قَلْبى وَاءَفْلاذِ حَواشى کَبِدى وَما حَوَتْهُ شَراسیفُ اَضْلاعى وَحِقاقُ مَفاصِلى وَقَبضُ عَوامِلى وَاَطرافُِ اَنامِلى وَلَحْمى وَدَمى وَشَعْرى وَبَشَرى وَعَصَبى وَقَصَبى وَعِظامى وَمُخّى وَعُرُوقى وَجَمیعُِ جَوارِحى وَمَا انْتَسَجَ عَلى ذلِکَ اَیّامَ رِضاعى وَما اَقلَّتِ الاَْرْضُ مِنّى وَنَوْمى وَیَقَظَتى وَسُکُونى وَحَرَکاتِ رُکُوعى وَسُجُودى ،

و جاى گوارایى خوراک و آشامیدنى ام، و بار بر مغز سرم و رسایى رگهایى طولانى گردنم، و آنچه را قفسه سینه ام در برگرفته، و بندهای پى شاهرگم، و آویخته هاى پرده دلم، و قطعات کناره هاى کبدم، و آنچه را در برگرفته غضروف های دنده هایم، و جایگاه هاى مفاصلم، و پیوستگى پاهایم، و اطراف انگشتانم، و گوشتم، و خونم، و مویم، و پوستم، و عصبم، و نایم، و استخوانم، و مغزم، و رگهایمو تمام اعضایم، و آنچه در ایام شیرخوارگى بر آنها بافته شد، و آنچه زمین از سنگینى من برداشته، و خوابم و بیدارى ام و سکونم، و حرکات رکوع و سجودم،

نکته علمی:قلب انسان دارای پرده بیرونی و درونی است و التهاب پرده بیرونی نیز بیماری پریکاردت نامیده می شود،نکته جالب این است که در متن دعا پیش از پرده های قلب به رگ و قفسه سیته اشاره شده است،قفسه سینه از دیدگاه علمی به پریکاردیت پیوسته است.


ماگما و مواد ذاب زمین از دیدگاه قرآن

همانطور که می دانید در فضا هر جسمی که دارای جرم باشد دارای گرانش است،اما دانشندان یکی دیگر از دلایل وجود گرانش را در زمین پگماتیت های آهن مذاب می دانند که باعث پیدایش جاذبه در زمین می شود.حال نکته جالبتر این است که زیر زمین بعد از لایه ای تماما ماده مذاب است،و اگر این ماده مذاب نبود زمین تو خالی می شد،در نتیجه گرانش به شکل امروزی وجود نداشت و اجسام سبک تر بودند و شاید در نتیجه آن حیات به شکل کنونی بروی زمین وجود نداشت.

 

خداوند متعال در سوره الزلزال فرموده است:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا ﴿۱﴾ وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا ﴿۲﴾

به نام خداوند رحمتگر مهربان

هنگامی که زمین شدیدا به لرزه در آید﴿۱﴾و زمین بارهای سنگینش را خارج سازد! ﴿۲﴾

نکته بسیار جالب درباره این آیات این است که خداوند متعال به زیبایی از واژه ها در این آیات استفاده کرده است مثلا واژه عربی أَثْقَالَهَا که معادل فارسی آن بار است دقیقا به مواد مذاب زمین که وزن قابل توجهی از آن را تشکیل می دهند و یکی از دلایل گرانش زمین هستند اشاره دارد.

نکته جالتر دیگر این است که مواد مذاب و اقیانوسی از ماگما به جز آهن از سایر عناصر سنگین که در ستارگان نیز وجود دارند تشکیل شده است،که در آیه به واژه سنگین اشاره شده است.تنها جرم هسته زمین که اطراف آن را ماگما پر گرده است سی درصد جرم زمین است و تراکم ماده فشاری معادل میلیون ها برابر آنچه بالای زمین است در آنجا وجود دارد.[*]در نتیجه اگر به قول قرآن این بارهای زمین وجود نداشتند زمین بسیار سبک تر بود و از مسیر خود خارج می شد و به خورشید می چسبید و شاید از آن دورتر می شد و در نتیجه سرما مانند مریخ حیاتی وجود نداشت.

اما مهم ترین قسمت ماجرا:

پگماتیت های آهن مذاب در حالت عادی دارای بار  Fe+ هستند،اما زمانی که به تعبیر آیه این بارها از زمین خارج می شود با اکسیژن هوا ترکیب می شود و F +2 را که هیدرو اکسید آهن است تشکیل می دهد.در آیه دوم که شماره اش 2 است خداوند به خارج شدن بارها از زمین که با خروج آنها آهن دارای بار 2 می شود اشاره کرده است.این ارقام تصادفی نیستند.خود واژه "أَثْقَالَهَا"نیز در عربی به معنی بار است! 

----

[1]why does the Earth have a liquid core?


پیش بینی قرآن در باره ذرات شتاب دهنده

در سال ۱۹۵۴ دانشمندان ۲۰ کشور جهان اقدام به تاسیس یک مرکز ذرات شتابدهنده در در بخش شمال شرقی سوییس و در مجاورت مرز فرانسه بنام سرن کردند.

 

این مرکز تبدیل به بزرگترین مرکز هسته ای جهان شده است و صدها دانشمند و فیزیکدان از کشورهای مختلف جهان در آن مشغول فعالیت هستند. و آزمایش های مهم ذرات شتابدهنده در آن به وسیله برخورد دهنده هاردرونی در چند کیلومتری زیر زمین انجام می دهد و در سال ۲۰۱۲ موفق به کشف و اثبات هیگز یا ذره خدا شد که قبلا وجود آن توسط پیتر هیگز پیش بینی شده بود.

در سوره العنام آیه ۵۸ و ۵۹ نوشته شده است:

 بگو اگر آنچه با شتاب از من مى‏خواهید، در اختیار من بود، بین من و شما کار یکسره مى‏شد و خداوند به ستمکاران آگاه‏تر است‏(۵۸) و کلیدهاى غیب تنها نزد اوست جز او  آن را نمى‏داند و آنچه در خشکى و دریاست مى‏داند و هیچ برگى فرو نمى‏افتد مگر آن را مى‏داند و هیچ ذره ای (دانه ای)در تاریکیهاى زمین و هیچ تر و خشکى نیست مگر اینکه در کتابى روشن است(۵۹)

 

در آیه ۵۸ از واژه شتاب استفاده شده است که در سرن آزمایش ذرات شتابندهنده انجام شه است در آیه ۵۹ نیز به دانه یا ذره ای در تاریکی های زمین اشاره شده است که می تواند به آزمایش ذرات شتابدهنده در زیر زمین اشاره داشته باشد.

مفهوم و معنی کلی آیه در صورتی که استنباط نویسنده درست باشد این است که ای انسان چه در زمان گذشته و چه آینده حتی اگر زیر زمین هم دست به هر کاری بزنی خدا قادر و آگاه به این کار است.اعداد به کار رفته در لوگوی سرن هم قابل توجه است.




دانه گیاهان در قرآن

 دانه گیاهان برای رشد کردن و به وجود آمدن یک گیاه باید به داخل خاک بیفتد و یا گرده افشانی بشود،تا گیاه بتواند از داخل خاک سر به بیرون آورد و رشد کند در نتیجه جانداران بتوانند از آن بخورند،که این مساله نیز خود دارای یک بحث خداشناسی بسیار عجیب و غریب است که در وبگاه خدا و علم به آن پرداخته ایم.

 

و اوست کسى که از آسمان آبى فرود آورد پس به وسیله آن از هر گونه گیاه برآوردیم و از آن [گیاه] جوانه سبزى خارج ساختیم که از آن دانه‏هاى متراکمى برمى‏آوریم و از شکوفه رخت‏خرما خوشه‏هایى است نزدیک به هم و [نیز] باغهایى از انگور و زیتون و انار همانند و غیر همانند خارج نمودیم به میوه آن چون ثمر دهد و به [طرز] رسیدنش بنگرید قطعا در اینها براى مردمى که ایمان مى‏آورند نشانه ‏هاست ( النعام ۹۹)

این آیه از لحاظ محتوی بسیار قوی است،در واژه از کلمه "دانه متراکم"استفاده شده است،این اشاره اشاره بسیار جالب و زیبایی است،زیرا اکثر حجم دانه را غذایی که خداوند در داخل دانه قرار داده است تا جنین از آن تغذیه کند است و رویان و یا جنین دانه درصد کمی را از دانه تشکیل می دهد و بیشتر حجم دانه غذایی است که برای رویان است،در عرب ۱۴۰۰ سال قبل علم گیاه شناسی و جنین شناسی وجود نداشت که بدانند دانه شامل کدام قسمت ها می شود و کدام قسمت آن جنین است.و بر طبق تعبیر دقیق قرآن کریم دانه واقعا یک جسم متراکم است که از غذای متراکم و فرشده شده ساخته شده است.

در آیه ۹۵ از همین سوره نیز اشاره شده است که‌:

خدا شکافنده دانه و هسته است زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى‏آورد چنین ست‏خداى شما پس چگونه [از حق] منحرف مى‏شوید (الأنعام۹۵)
این نکته نیز از لحاظ علمی بسیار جالب است که زمانی که دانه در زیر خاک است ابتدا ترک یا شکاف می خورد و سپس گیاه از آن خارج می شود و رشد می کند،اگر دانه شکافته نشود و یا این قابلیت از ابتدا در درون دانه قرار داده نشده بود که پوست آن شکاف بخورد و گیاه به سمت بالای خاک رشد کند هم اکنون هیچ گیاهی به وجود نیامده بود و بقیه جانداران نیز از گرسنگی می میردند.به مطلب وبلاگ خدا و علم  در این زمینه مراجعه کنید.

نحوه بلعیده شدن ستارگان توسط سیاهچاله ها

نظر این مطلب توسط یکی از هموطنان محترم ارائه شده است،با تشکر و آرزوی موفقیت برای ایشان،از بقیه خوانندگان وبلاگ نیز تقاضا می شود اگر چنان که ایده ای دارید یا مطلبی از رموز قرآن را کشف کردید آن را با نام خودتان منعکس کنید تا با نام خودتان منتشر شود.

 

همانطور که میدانید و قبلا به آن پرداخته ایم یکی از سناریو های روز قیامت و نابودی زمین و منظومه شمسی سیاهچاله شدن خورشید و یا ورود یک سیاهچاله به داخل منظومه شمسی است،که البته دانشمندان سناریو اول را به دلیل وزن متوسط خورشید رد کرده اند،ولی در باره سناریو دوم فعلا زمین در جای منحصر به فردی قرار دارد ولی اگر قرار باشد که نابود بشود،ورود یک سیاهچاله به درون منظومه شمسی توسط آفریدگار جهان کار مشکل و دشواری نخواهد بود.

زمانی که یک سیاهچاله بخواهد ستاره ای را ببلعد و ستاره وارد افق رویداد سیاهچاله بشود سیاهچاله به یک باره آن را نمی بلعد بلکه بلعیدن ستاره بصورتی خطی خواهد بود،نتیجه این خواهد شد که در طی یک فرآیند ستاره و سیاهچاله با سرعت بسیار بالا به دور هم خواهند چرخید و سیاهچاله مواد ستاره را به طرف خود خواهد کشید،ولی از آنجایی که سیاهچاله نمی تواند تمامی مواد ستاره را را یک جا ببلعد در ناحیه مرکزی سیاهچاله مواد بصورت یک دیسک و حلقه در می آیند تا به تدریج داخل سیاهچاله بشوند و شکل آن بصورت زیر است.

در سوره التکوریر نوشته شده است:

إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ ﴿۱﴾ وَإِذَا النُّجُومُ انکَدَرَتْ ﴿۲﴾ در آن هنگام که خورشید درهم پیچیده شود. در آن هنگام که ستارگان بیفروغ شوند.

نکته جالبی که این هموطن گرامی اشاره کرد این بود که معنی واژه "کُوِّرَتْ"علاوه بر در هم پیچیده شدن به معنی پیچیده شدن عمامه[*] نیز هست،حال اگر به شکل بالا نگاه کنید اطراف سیاهچاله حالت و شکلی دقیقا مانند پیچیده شدن عمامه را نیز دارد.در ادامه نیز در آیه دوم بر طبق اشاره قرآن هر ستاره یا چیزی که به داخل سیاهچاله بیفتند و داخل آن کشیده شود مثل آن تاریک و سیاه می شود.در پایان نیز باید گفت خورشید نوعی می تواند همه ستارگان را در تمثیل قرآن که به درون سیاهچاله می افتند رهبری کند،ولی در آینده شاید میلیون ها و میلیاردها سال بعد این سناریو برای نابودی خورشید و زمین نیز دور از ذهن نیست زیرا هیچ یک از سخنان قرآن اشتباه نیست و همه سخنان قرآن دقیق و سنجیده است.




تفاوت طول موج امواج صوتی و نوری از دیدگاه قرآن

در جهان هستی دو نوع موج عمده وجود درند که انسان با آنها سر کار درد،یکی امواج نور هستند که منجر به بینایی هستند و دومی امواج صوتی هستند که منجر به ایجاد شنوایی می شوند،نکته جالب در باره این دو نوع موج این است که هر دو ثابت نیستند و دارای افت و خیز هستند،در نتیجه این افت و خیز در طول موج است که منجر به پیدا شدن رنگ ها و یا امواج فرابنفش و فروسرخ و مادون قرمز می شود،در حالت موج صوتی نیز به این صورت است که افت و خیز در طول موج میزان صوت را تعین می کند که بعضی از صداها برای گوش بشری قابل شنیدن نیستند.

 

خداوند در آیه ۲۲ سوره روم به یک نکته عجیب اشاره کرده است:

یکی از آیات (قدرت) او خلقت آسمانها و زمین است و یکی دیگر اختلاف زبانها و رنگهای شما آدمیان، که در این امور نیز ادله‌ای (از صنع و حکمت حق) برای دانشمندان عالم آشکار است.

شاید در یک نگاه اولیه معنی آیه بسیار ساده به نظر بیایید ولی همانطور که مشاهده می کنید خداوند هم رنگ و هم واژه زبان که صدا را رهبری می کند را در کنار هم آورده است.که هر دوی اینها همانطور که در بالا اشاره شد دارای طول موج هستند که افت و خیز و یا به تعبیر قرآن اختلاف آنها منجر به دیده شدن یا شنیده شدن می شود.در ادامه نیز به دانشمندان اشاره شده است که علمی بودن این آیه را بیشتر تایید می کند.

نکته جالب دیگر در مورد آیه این است که به آسمان ها اشاره شده است.امواجی که در آسمان پراکنده هستند،نیز دارای طول موج هستند که برای ما قاب مشاهده نیستند،و با تلسکوپ های نوری ظاهر سازی می شوند و این امواج در آسمان به یک صورت و در زمین به یک صورت دیگر هستند.

 

 

اعجاز علمی قرآن کریم در سوره عنکبوت

در سوره عنکبوت آیه ۴۱ آمده است:

 

مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ ﴿۴۱﴾
داستان کسانى که غیر از خدا دوستانى اختیار کرده‏ اند همچون عنکبوت است که خانه‏ اى براى خویش ساخته و در حقیقت اگر مى‏ دانستند سست‏ ترین خانه ‏ها همان خانه عنکبوت است (۴۱)
این آیه دارای دو نکته بسیار ظریف است که با مراجعه به متن فارسی مشخص نمیشود اما زمانی که به متن اصلی مراجعه کنیم آشکار میشود.
 
واژه عنکبوت به صورت مفرد سوم شخص مونث به کار برده شده است.
۱-عنکبوت ها بعد از جفت گیری بصورت انفرادی زندگی می کنند که فعل آیه برای زندگی نیز مفرد است،حتی در بسیاری از عنکبوت ها مثل بیوه سیاه جفت بعد از تولید مثل توسط جنس ماده خورده میشود و در تعدادی از عنکبوت ها اندازه جنس نر بسیار کوچکتر از جنس ماده است.همانطور که در تصویر اشاره شده است برای مورچه و زنبور این افعال بصورت جمع بکار برده شده است افعال مفرد برای زنبور و مورچه در عربی به صورت نحلة و نمله است ولی چون این جانداران زندگی اجتماعی دارند در قرآن از آنها در افعال جمعی نام برده شده است.
۲-فرآیند بافت تور در عنکبوت مطابق فعلی که در آیه بکار برده شده است در همه عنکبوت ها توسط جنس ماده انجام می گیرد تنها در نوعی از عنکبوت بنام Nephila pilipes مردها نقشی در تحریک جنس ماده در توربافی دارند.
ایده و تصاویر مربوط به این مطلب از صفحه بسیار وزین معجزات علمی قرآن در اینستاگرام گرفته شده است شما را به دنبال کردن این صفحه دعوت می نماییم..
----

اشاره قرآن کریم به محل تشکیل مروارید و سخره های مرجانی

همانطور که می دانید صدف ها جزو نرمتنان و موجودات دریایی هستند،زمانی که یک شی خارجی مانند یک سنگ ریزه یا یک دانه شن وارد صدف میشود صدف تحریک میشود و برای دفع آن ماده ای از جنس پوسته اش در اطراف شی ترشح میکند که بعد از مدتی شی تبدیل به مروارید میشود که بسیار ارزشمند میشود.

 

اما در آیه ۲۲سوره الرحمن که در این سوره به جدایی دریاها و جاهایی که جریان های آب با هم مختلط میشوند و قبلا به آن پرداخته ایم کرده است

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ ﴿۱۹﴾بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَا یَبْغِیَانِ ﴿۲۰﴾فَبِأَیِّ آلَاءِ رَبِّکُمَا تُکَذِّبَانِ ﴿۲۱﴾یَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ ﴿۲۲﴾دو دریای مختلف را در کنار هم قرار داد، در حالی که با هم تماس ‍ دارند. ﴿۱۹﴾ میان آن دو حد فاصلى است که به هم تجاوز نمى کنند﴿۲۰﴾پس کدامیک از نعمت های پروردگارتان را انکار می کنید؟﴿۲۱﴾: از آن دو لؤ لؤ و مرجان خارج می‏شود.﴿۲۲﴾

اما یک اتفاق بسیار جالب در جایی که دو جریان آب با هم مختلط میشوند می افتد،با یک نگاه به نقشه گوگل ارث مشاهده میکنید که بیشتر مروارید ها در جاهایی تشکیل شده است که جریان دو آب با هم مختلط میشود و یک دست نیست،در نقشه جریان های آب به اشکال مختلف مشخص شده است.

تصویر با تفکیک پذیری بالا به جریان های دریایی نگاه کنید

مشاهده میکنید که اکثر صدف ها در مناطق ساحلی که جریان آبی از خشکی به طرف ساحل میرود یا در نقاطی که آب یک دست نیست تشکیل شده است و در اقیانوس ها و در اطراف قاره آفریقا که آب یکدست میباشد شانس تشکیل مروارید کمتر است.

همچنین تصویر سوم پراکندگی جریان های دریایی را نشان میدهد همانطور که می بینید جریان های دریایی زیادی در اطراف قاره استرالیا وجود دارند که منجر میشوند آبهای این نواحی یکدست نباشند و در برخی از نواحی دو جریان آب با هم برخورد کنند.برای مشاهده دقیق تر جریان های دریایی می توانید بروی این پیوند کلیک کنید

از لحاظ علمی نیز دلیل این مساله بسیار واضح است زیرا در جاهایی که رود از خشکی به آب می آید یا دو جریان آب با هم برخورد می کنند ذرات معلقی که بتوانند وارد صدف بشوند و تبدیل به مروارید بشوند بیشتر هستند.

نکته جالب آیه این است که در آیه به مرجان نیز اشاره شده است بیشتر سواحل مرجانی جهان نیز متعلق به اطراف قاره استرالیا و آسیایی شرقی هستند.تصویر زیر پراکندگی سواحل مرجانی جهانرا نشان می دهد.

یعنی قرآن کریم در ۱۴۰۰سال قبل بطور دقیق از محلی که بیشترین سواحل مرجانی و جریان های دریایی و مرواورید ها در آن قرار دارند پرده برداشته است.


حدیث رسول اکرم (ص) در باره ارتباط اعضای بدن با همدیگر

همانطور که میدانید همه اعضای بدن انسان از سلول های کوچک گرفته تا قطعات بزرگتر که شامل رگ ها قلب و کلیه و کبد و مغز و ... است با همدیگر در ارتباط هستند،و عملکرد یکی بر دیگری و بر همه بدن تاثیر دارد.مثلا زمانی که قسمت جلوی مغز آسیب می بیند اندام های حرکتی نمی توانند درست کار بکنند،یا زمانی که کلیه آسیب می بیند اندام های دفع ادرار نمی توانند به درستی کار بکنند،یا زمانی که خون عفونت میکند این عفونت را به بقیه بافت ها انتقال میدهد.یا زمانی که ریه ها دچار آسیب میشود به دلیل عدم اکسیژن رسانی به سایر بافت ها عملکرد سایر بافت ها هم دچار اختلال میشود و می تواند هزاران مثال از اختلالات مختلف در بدن آورد که این اختلال می تواند بقیه بافت های بدن را تحت تاثیر قرار بدهد.

 

در حدیثی از رسول اکرم(ص) آمده است که:

(( مَثَلُ المؤمنین فی تَوَادِّهم وتراحُمهم وتعاطُفهم: مثلُ الجسد، إِذا اشتکى منه عضو: تَدَاعَى له سائرُ الجسد بالسَّهَرِ والحُمِّى ))

[أخرجه البخاری ومسلم عن النعمان بن بشیر]

مثل مومنین که در مهربانی اعضای یک پیکر هستند زمانی که یک عضو شکایت بکند بقیه بدن تب می کند(ترجمه ناقض)

نکته جالب این است که این سخنان در یونان باستان یا ایران باستان گفته نمیشود در زمان و مکانی که گفته میشود که اعراب جاهلی تقریبا هیچ اطلاعی از پیوستگی و ارتباط اعضای بدن با همدیگر و ارتباط سیستم عصبی همه بدن با همدیگر نداشتند اما امروزه علم ثابت کرده است که زمانی که در یک گوشه از بدن دردی میگیرد این درد توسط سیستم عصبی به همه نقاط بدن منعکس میشود.مثلا زمانی که شما دندان درد میگیرید در برخی دیگر از نقاط بدن نیز احساس درد میکنید.

مواردی که در زیر نوشته شده است بخشی از علوم پزشکی اعراب جاهلیت است با خواندن آنها می توانید متوجه شوید که گفتن سخنانی در باره ارتباط اعضای بدن با همدیگر و به نوعی انعکاس درد توسط سیستم عصبی شبیه یک معجزه است:

هنگامی که آثار جنون در یکی از آنها ظاهر می شد، برای طرد ارواح شریر به استخوان های اموات و پارچه های آلوده به کثافت و ناپاکی پناه می بردند و آنها را بر گردن می آویختند و برای دفع جنون از جنین و اطفال، دندان گربه یا روباه را به نخی می آویختند و آن را بر گردن آنها می انداختند. و هنگامی که مادری در دهان یا لب های فرزندنش دُمَل و زخم هایی را می دید، طبقی را بر سرش می‏نهاد و در میان تمام قبیله به جمع آوری نان و خرما می پرداخت و آنگاه آنها را به سگ ها می‏خورانید تا فرزندانش بهبودی یابند! زنان دیگر مواظب بودند که مبادا فرزندانشان از آن نان و خرما چیزی بخورند که به آن بیماری مبتلا شوند. اگر بیماری یکی از آنها استمرار می یافت می گفتند که مار یا جنی را کشته است و برای عذرخواهی از جنّ، شتری را از گل می ساختند و مقداری خرما و گندم و جو بر آن می نهادند و آن در در میان دره ها رها می کردند. پس اگر می دیدند که چیزی از خوراکی‏ها مورد استفاده قرار گرفته است، پیش خود می گفتند که هدیه پذیرفته شده و بیمار به زودی خوب خواهد شد و الّا می گفتند: آنها هدیه را قابل ندانسته و آن را قبول نکرده اند!

اعراب جاهلی به هنگامی که وارد روستایی می شدند و از اجنّه و طاعون می ترسیدند، ده مرتبه در بیرون روستا صدای الاغ در می آوردند و تکه ای از استخوان یا دندان روباه را به گردن می آویختند! آنها هنگامی که در صحرا گم می شدند، لباس هایشان را در می آوردند و آن را وارونه می پوشیدند تا به خانواده شان بازگردانده شوند! و عجیب این که به هنگام مسافرت نخی را به شاخه درختی گره می‏زدند و هنگام مراجعت، اگر آن را به همان شکل اولیه می دیدند، خوشحال می شدند و به وفا و عدم خیانت همسرانشان مطمئن می شدند و اما اگر آن را نمی یافتند یا گره اش را باز شده می دیدند، زنانشان را به خیانت  در غیاب خویش متهم می کردند! آنها به هنگامی که دندانی از دندانهای اطفالشان می افتاد، آن را به سوی خورشید پرتاب می کردند و می گفتند: ای خورشید، دندانی بهتر از این را به ما عنایت کن! و اگر زنی، فرزندانش پس از تولد می مردند، فرد کشته شده ای را هفت مرتبه در بغل می گرفت و عقیده داشتند که این کار برای زنده ماندن فرزندانش مفید است!

باز به گمان اعراب جاهلی علاوه بر بت های مختلف که در سرنوشت آنها دخالت تام داشتند، اجرام فلکی نیز در حیات و مرگ و رویداد های زندگی نقش تعیین کننده ای ایفا می کردند. به نظر آنها اکثر وادی ها محل زندگی غول ها بود. این موجودات در این وادی ها به عیش و نوش مشغول بودند. مسعودی شواهدی را از باور ساکنان این منطقه درباره غول بیان می کند. باورهای خرافی اعراب چنان ریشه دار بود که ظهور اسلام و آموزشهای اسلامی نیز نتوانست یکسره آنها را محو کند.جاحظ ذیل عنوان صفت غول و شیطان، پس از آنکه می نویسد: عامه مردم تصور می کنند که غول چهره بسیار زیبایی دارد جز آنکه پایش همانند پای برخی حیوانات و سم دارد تصریح می کند که مردم این باورها را از اعراب گرفته اند.[منبع]


چرا در قرآن کریم بروی خاصیت شفا بخشی عسل تاکید شده است؟

اکنون دانشمندان می دانند که عسل بعنوان یک درمانگر شیرین است،اما افراد کمی از خواص ضد سرطان عسل آگاه هستند،عسل یک غذای شفا بخش عالی است که تاکنون بیش از ۶۹ خواص درمانی آن تایید شده است.ترکیبات اسید فنلی و فلاونوپیدهای عسکل بعنوان ترکیبات ضد سرطان شناخته شده اند.مطالعات متعدد اثر ضد تکثیری و سرطانی عسل در تومر سرطان پستان را در جوندگان تایید کرده است.[۱]
از موم عسل به عنوان یک درمان طبیعی برای گلو درد و سوختگی و آلرژی استفاده می شده است.موم دارای تعداد زیادی خواص درمانی شناخته شده است و از جمله اینکه آنتی اکسیدان قوی و ضد میکروب قوی و شفا بخش ضد درد و بیهوشی و خواص ضد التهابی است.محققان دانشگاهشیکاوگو مطالعاتی را انجام داده اند و از تاثیر موم بر سرطان پروستات وکوچک شدن تومور خبر دادند.[۲]
همچنین نشان با مطالعاتی در سال ۲۰۰۹ نشان داده شده است که موم رشد تومور-نوروفیبروماتوز که به بافت عصبی مرتبط است را بطور باقوه با مسدود کردن مسیر سیگنال آن PAK1 آن مسدود می کند و هفتاد درصد سرطان ها به PAK1 مرتبط هستند.[۲]همچنین مردی در کرواسی که مبتلا به سرطان ریه بود توانست با عسل بر سرطان خود پیروز شود[3]

 

علاوه بر این اثبات شده است که ترکبیات فلاون موجود در عسل باعث آزاد شدن رادیکال های آزاد و افزایش سطح ایمنی بدن در برابر بیماری ها می شوند.[4]

در سوره نحل آیات ۶۸ و ۶۹ نوشته شده:

پروردگار تو به زنبور عسل وحی (الهام غریزی) فرستاد که از کوهها و درختان و داربستهائی که مردم می‏سازند خانه‏هائی برگزین! (۶۸)سپس از تمام ثمرات تناول کن، و راههائی را که پروردگارت برای تو تعیین کرده به راحتی بپیما، از درون شکم آنها نوشیدنی خاصی خارج می‏شود، به رنگهای مختلف، که در آن شفای مردم است در این امر نشانه روشنی است برای جمعیتی که اهل فکرند! (۶۹)

یک توضیح ما در اینجا یک مطلب کلی را آوردیم و برای بیماران سرطانی کشور دارو تجویز نمی کنیم.ولی بدون ترید شفا دهنده اصلی خداست و بی دلیل این مساله ذکر نشده است و اشاره به عسل تنها به سرطان ارتباط ندارد و  عسل واکسن قدرتمندی در برابر بیماری ها از جمله سرطان است،ولی در بعضی از بیماران نه کلیت آنها ممکن است پاسخ های متفاوتی بروز دهد به همین دلیل اگر دچار بیماری هستید در این زمینه با پزشک خود مشورت کنید.

-------------

[۱]Honey: A Powerful Anti-Cancer Agent 

[۲]The Latest Weapon in the War on Cancer: Honey Bees 

[3]http://www.naturalnews.com/047693_lung_cancer_honey_herbal_medicine.html

[4]Honey is Anti-Cancer!


نقش صاعقه باد و یون ها در تشکیل باران

در هر ثانیه دهها صاعقه به زمین برخورد می کند دانشمندان معتقد هستند که وجود رعد و برق برای تشکیل باران ضرورت دارد و عملا بدون وجود رعد و برق بارانی وجود نداشت،زیرا رعد و برق باعث نوعی فرآیند انتقال یونی بارهای ابرها می شود که پس از آن باران تشکیل می شود.یعنی یکی از پیش زمینه های بارش باران ایجاد رعد و برق است که ابتدا باید تبادل یونی صورت بگیرد و سپس باران آغاز به باریدن نماید.

 

در ابرهای باران زا که قسمت بالایی آن دارای بار مثبت است و قست پایین دارای بار منفی است،قبل از بارش یک پیوند بین بارهای مثبت و منفی ایجاد می شود و در نتیجه تعامل آنها با یون های مثبت زمین تخلیه الکتریکی صورت می گیرد و بعد از این تخلیه یونی ابر توانایی بارش را پیدا می کند.[2]

در سوره نور آیه 43  نوشته شده است که :

آیا ندانسته‏اى که خداابر را به آرامى مى‏راند سپس میان [اجزاء] آن پیوند مى‏دهد آنگاه آن را متراکم مى‏سازد پس دانه‏هاى باران را مى‏بینى که از خلال آن بیرون مى‏آید و [خداست که] از آسمان از کوههایى [از ابر یخ‏زده] که در آنجاست تگرگى فرو مى‏ریزد و هر که را بخواهد بدان گزند مى‏رساند و آن را از هر که بخواهد باز مى‏دارد نزدیک است روشنى برقش چشمها را ببرد (۴۳)

در آیه نوشته شده است که میان اجزا آن پیوند می دهد که به پیوند یونی بارهای مثبت و منفی اشاره می کند،در ادامه به واژه متراکم اشاره شده است که به معنی انبوه شدن و روی هم انباشته شدن است،که به پیوند میان بارهای مثبت و منفی اشاره دارد.

حال به سوره نمل آیه ۶۳ مراجعه می کنیم:

یا آن کس که شما را در تاریکیهاى خشکى و دریا راه مى‏نماید و آن کس که بادها[ى باران زا] را پیشاپیش رحمتش بشارتگر مى‏فرستد آیا معبودى با خداست‏خدا برتر [و بزرگتر] است از آنچه [با او] شریک مى‏گردانند(۶۳)

در این آیه نیز به نقش باد اشاره شده است،زیرا باد نیز ها نیز در باردار شدن ابرها و تبادل یونی و ایجاد صاعقه بین آنها نقش دارند.و در آیه اشاره شده است که باد پیش از رحمت یعنی باران فرستاده می شود زیرا باعش به هم مالیده شدن ابرها و تبادل یونی منجر به باران می شود.

قرآن کریم در 1400 سال قبل که هیچ اطلاعی از علم زمین شناسی و یون ها وجود نداشت از این مساله سخن رانده است. 


بیگ کرانج(مه رمب-انقباض بزرگ)در قرآن کریم

بعد از بیگ بنگ یا انفجار بزرگ،جهان هستی از یک نقطه آغاز به گسترش کرد و با سرعت بسیاری سیارات و کهکشان ها از هم فاصله گرفتند،و این مساله نیز هم اکنون هم ادامه دارد،که این مساله علمی که به گسترش کائنات معروف است توسط ادوین هابل آمریکایی کشف شد.[که در قرآن نیز به این مساله اشاره شده است]

 

دانشمندان معتقد هستند،که جهان تا اندازه ای گسترش خواهد یافت ولی زمانی این روند گسترش سیر معکوس به خود خواهد گرفت،و دوباره فاصله کهکشان ها و اجسام فضایی کمتر و کمتر خواهد شد و به هم نزدیک تر و نزدیک تر خواهند شد،تا اینکه کل اجسام فضای به قدری فشرده بشوند تا تبدیل به سیاهچاله بشوند،و یا تبدیل به یک اتم بنیادین که بعضی از دانشمندان معتقد هستند که همه فضا درا نفجار بزرگ از دل آن بیرون زده است مبدل بشوند.و بعد از این اتفاق یک انفجار بزرگ دیگر رخ خواهد داد و یک جهان جدید از دل جهان مرده ما زاده خواهد شد.

در آیات مختلفی از قرآن به این مساله اشاره شده است که قبلا به آنها پرداخته ایم،اما در این پست به آیه ۲۹ سوره الشوری بپردازیم:

و از نشانه‏ هاى اوست آفرینش آسمانها و زمین و آنچه از جنبنده در میان آن دو پراکنده است و او هرگاه بخواهد بر گردآوردن آنان تواناست

در آیه به پراکنده شده آسمانها و زمین و جنبنده ها اشاره شده است،که این جبنده به جز جانداران به هر جسم در حال حرکتی از جمله احسامی که در فضا پراکنده شده اند و در حال حرکت هستند می تواند صدق داشته باشد،در ادامه به پراکنده شدن اشاره شده است که به گسترش جهان نیز می تواند اشاره داشته باشد و در پایان نیز به گرد آوردن وجمع شده آنها اشاره شده است که به مساله بیگ کرانچ اشاره دارد. 

 میلاد با سعاد رسول اکرم(ص) و حضرت امام جعفر صادق(ع) بر جهانیان مبارک باد.

 




چرا قرآن کتاب وحی شده از سوی شیاطین یا اجنه یا آدم فضایی ها نیست؟

عده ای در پاسخ به مساله معجزات قرآن کریم زمانی که در برابر این مساله عاجز می مانند،اظهار میکنند که قرآن توسط اجنه یا موجودات فضایی به پیامبر داده شده است،و علومی که در آن آمده است نیز به این دلیل صحیح است،یکی از افرادی که این اندیشه را گسترش داد فردی بنام سلمان رشدی بود.

 

حال قصد داریم به برسی این ادعا بپردازیم:

الف-موجود فضایی؛بدون تردید در جاهای دیگری از جهان ما موجودات هوشمند و غیر هوشمند دیگری هستند،اما این ادعا زمانی قابل اثبات هست که تنها یک موجود فضایی را بروی زمین خودمان دیده باشید،چگونه ممکن است موجودی که تنها یک نمونه آن در عصر حاضر دیده نشده است و در محدوده ما وجود خارجی ندارد وحی کند؟

ب-اجنه و شیاطین

اگر این کتاب توسط اجنه و شیاطین نازل شده بود هیچ هشداری نسبت به اجنه و شیاطین داده نمیشد،در حالی که هم در قرآن هم در آموزه های اسلامی حتی نسبت به نزدیک شدن به جن و این مساله که شیطان میخواهد نسل آدمی را تباه کند هشدار داده شده است،و مهمتر از همه قرآن کریم در آیاتی به نقطه ضعف هایی از اجنه اشاره کرده است،که در صورتی که این کتاب از سوی اجنه یا شیطان وحی میشد به این نقطه ضعف ها هیچ اشاره ای نمیشد،این مساله نیز برای محک زدن شیاطن از بندگان مخلص خدا بسیار کاربردی است.

۱-داستان حضرت سلیمان نبی(ع):وی دامادی بنام آصف بن برخیا داشته است که از اولیا بوده است و میگویند یکی از ۷۲ حرف در نزد وی است،در داستان ملکه صبا زمانی که سلیمان نبی (ع) میخواهد که تخت ملکه صبا را بیاورند یکی از جنیان به وی میگوید که تا پایان این جلسه تخت را میاورم ولی آصف میگوید به چشم به هم زدنی،و حضرت سلیمان به وی اشاره میکند،و آصف تخت را ظاهر میکند،در نتیجه می توان نتیجه گرفت شیاطین یا جنیان برای انجام بعضی از کارها به زمان کوتاهی نیاز دارند و نمی توانند در چشم به هم زدنی همه کارهای سخت را انجام دهند.

عفریتی از جن گفت: من آنرا نزد تو می‏آورم پیش از آنکه از مجلست برخیزی و من نسبت به آن توانا و امینم! (۳۹)
 

کسی که نزد او دانشی از کتاب [الهی] بود گفت من آن را پیش از آنکه چشم خود را بر هم زنی برایت می‌آورم پس چون [سلیمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر دید گفت این از فضل پروردگار من است تا مرا بیازماید که آیا سپاسگزارم یا ناسپاسی می‌کنم و هر کس سپاس گزارد تنها به سود خویش سپاس می‌گزارد و هر کس ناسپاسی کند بی‌گمان پروردگارم بی‌نیاز و کریم است(سوره نمل آیه ۴۰)

۲-اشاره به شهاب سنگ در آیه ای از قرآن اشاره شده است که شهاب سنگ ها را شلیکی برای شیاطین(بخشی از اجنه)قرار دادیم،در نتیجه اجنه قدرت نزدیک شدن به شهاب سنگ را ندارند.

وَلَقَدْ زَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَجَعَلْنَاهَا رُجُومًا لِّلشَّیَاطِینِ وَأَعْتَدْنَا لَهُمْ عَذَابَ السَّعِیرِ 

و همانا نزدیک ترین آسمان را با چراغ هایی (ستارگانی) زینت کرده ایم و آنها را وسیله راندن شیاطین (از استراق سمع) قرار داده ایم، و برای آنها عذاب آتشِ برافروخته آماده ساخته ایم.(ملک ۵)

۳-جنس و ماهیت جن همه میدانیم که اگر این کتاب از سوی اجنه و شیاطین ارسال شده بود ادعای امثال سلمان رشدی صحت داشت،اجنه و شیاطین به ماهیت خود اشاره ای نمیکردند،که بعدا انسان هایی از روی آن ماهیت سلاح هایی بر علیه خود آنها بسازند ولی قرآن کریم کدی در باره ماهیت اجنه و شیاطین داده است:

و جن را از شعله‏ های مختلط و متحرک آتش! ( سوره الرحمن۱۵)
آیا با توجه به اینکه رنگ جن عموما آبی است می تواند از جنس آتش باشد؟
بعلی ستاره هایی که جوان هستند و تازه شکل گرفتند و ماده بیشتری دارند و شدید تر می سوزند به رنگ آبی دیده میشوند،و نه تنها نقض آیه است صحت ادعای قرآن را به اثبات میرساند.
این کدها و کدهایی که در آینده از احادیث درج خواهیم کرد را به یاد داشته باشید،تا در آینده تفکیک پذیری شیاطین اجنه از اولیا الله برایتان راحت باشد،و فریب فرقه های گوناگون و افرادی که به واسطه ارتباط با اجنه کارهای محدودی را میتوانند بکنند،را نخورید.



چرا طلا برای مردان حرام است؟

بعضی از فیزیک دانان متوجه شدند که اتم طلا تمایل بسیاری برای مهاجرت به داخل خون انسان دارد،و این اتم ها بعد از وارد شدن به خون تمایل بسیار زیادی برای واکنش با فلزات درون خون مردان دارند و می توانند منجر به بروز آلزامیر بشوند،این مساله در باره بدن زنان هنوز اثبات نشده است.و این به این دلیل است که زنان از طریق قاعدگی می توانند این مولکول های مضر را که به بدنشان جذب شده است دفع نمایند،ولی در مردان چنین قابلیتی وجود ندارد.[1]

 

همچنین این مساله از دیدگاه علمی نیز اثبات شده است که طلا بعد از وارد شدن به خون مردان منجر به کم خونی می شود و طلا گولبول های سفید مردان را که سیستم ایمنی آنها را تشکیل میدهند از بین می برد در نتیجه بدن را آسیب پذیر تر میکند.[2]در یک آزمایش در شهرستان بابل از نانو ذرات طلا مشاهده شد در مردانی که از طلا استفاده می کردند در اسپرم آنها نیز مولکول های طلا یافت شده است[3]که بدون تردید می تواند تاثیر منفی بروی تولید مثل داشته باشد.

 پیامبر-صلی الله علیه وسلم- فرموده‌اند: استفاده از طلا بر مردم حرام است. «احل الذهب والحریر لاناث امتی وحرم علی ذکورها»[نسائی] طلا و ابریشم بر زنان امتم حلال شده و آن‌ها بر مردان امتم حرام است.


«پیامبر-صلی الله علیه وسلم- روزی انگشتری طلا در دست مردی دید و آن را بیرون آورد و دور افکند و فرمود: کسی از شما آهنگ آتشی می‌کند و آن را در دستش قرار می‌دهد، بعد از آن که پیامبر-صلی الله علیه وسلم- از نزد آنان رفت، به آن مرد گفته شد: انگشترت را بردار و [آن را بفروش و] از آن بهره ببرد. گفت: نه سوگند به خدا، هرگز آن را که پیامبر خدا-صلی الله علیه وسلم- به دور افکنده برنمی‌گیرم»

---------------

[1]Gold is Not Healthy for Men 

[2]دکتر احسان شریفی ‌پور – جام جم پایگاه خبری تقریب 

[3]Why is Gold Forbidden for Men in Islam? An original study

 

پیش بینی قرآن درباره یکی از مراحل مرگ زمین

همانطور که می داید زمین در یک فاصله مناسب با ستاره خودش یعنی خورشید قرار دارد که به آن اصطلاحا کمربند حیات گفته می شود،به این معنی که فاصله سیاره از ستاره خودش باید به قدری باشد که نه آب سیاره در آن یخ بزند و نه آب در آن به حالت بخار در آید و بجوشد،بلکه در سطح آن جاری باشد تا حیات قابلیت شکل گیری در آن را داشته باشد.

 

مثلا در مریخ که از خورشید دورتر است بیشتر آب آن بصورت منجمد و یخ زده است،در حالت دوم مانند زهره همه آب آن به دلیل نزدیک تر بودن به خورشید و در نتیجه گرم بودن به صورت بخار است،و در سطح آن آب جاری کمتر دیده می شود.و حتی در بعضی از سیاراتی که به ستاره خود بسیار نزدیک هستند فواره های آب جوش در حال بخار نیز در آنها مشاهده می شود.

سوالی که ممکن است پیش بیاید این است که آیا این اتفاق ممکن است برای سیاره زمین رخ بدهد؟ازدیدگاه علمی بعله،کافی است اتفاقی مثلا برخورد جسمی که بتواند زمین را اندکی از مدار خود دور و به خورشید نزدیک شود،و یا در حالت دوم عمر خورشید به اواخر خود نزدیک بشود و از حالت کنونی که کوتوله زرد است ابتدا تبدیل به کوتوله سرخ و سپس کوتوله سفید می شود[1]،در نتیجه قبل از رخ دادن یک انفجار ابرنواختری بزرگ تر و بزرگ تر خواهد شد تا جایی که به میزان زیادی به زمین نزدیک تر خواهد شد،در نتیجه زمین بسیار گرم می شود و در اولین اتفاق همه آبهای زمین و دریاها و اقیانوس ها شروع به جوشیدن خواهد کرد و دمای سیاره تا مقدار زیادی افزایش خواهد یافت.

 

در سوره التکویر آیه ۶ نوشته شده است:

دریاها آنگه که جوشان گردند (۶)

✓ نقطه قابل ذکر درباره این آیه این است که این آیه زمانی نازل شده است که اعراب برای جوشاندن آب زیر آن آتش روشن می کردند اند و به هیچ وجه ممکن نبود در مخیله اعراب این مساله بگنجد که بتوان آتش یا گرمایی فراهم کرد که بتواند همه آبهای زمین را بخار بکند،ولی امروزه می دانیم که این مساله از لحاظ علمی امکان پذیر است و بدون تردید روزی در آینده زمین رخ خواهد داد.

--------

[1]مرگ خورشید چگونه است؟


تاثیر یون ها بر سلامتی از دیدگاه قرآن کریم

قبلا در مطلبی در تارنمای خدا و علم به مساله یونیزاسیون از دیدگاه علمی پرداختیم،در این مطلب نیز قصد داریم که به اشاره ظریف قرآن کریم به یونیزاسیون بپردازیم.

 

یونیزاسیون یا یونیزه شدن زمانی اتفاق می افتد که اتم ها مولکول های خود را از دست می دهند،و یک اتم یک بار منفی خود را از دست می دهد و به بار مثبت تبدیل می شود و اتم دیگری که باری را می گیرد به اتم منفی تبدیل می شود.

تحقیقات علمی نشان داده است که یون مثبتی می تواند آثار منفی مانند افسردگی آسم بی خوابی حمله میگرنی را در پی داشته باشد،ولی یون منفی دقیقا برعکس یون مثبت است و واکنش های شیمیایی در بدن درست می کند که اثرات یون مثبت را خنثی و باعش شادابی و انرژی می شود.[۱]

اما در هنگام صاعقه یک اتفاق بسیار عجیب می افتد،یون های مثبت به بالای ابرها می روند و یون های منفی به قسمت پایینی ابر می روند و به وسیله صاعقه تخلیه می شوند و به یون های مثبت زمین متصل می شوند،نکته جالب این است که صاعقه علاوه بر خطرات و خساراتی که می تواند داشته باشد مقدار زیادی یون منفی تخلیه می کند که برای سلامت انسان ها بسیار مفید هستند.

در سوره روم آیه ۲۴ نوشته شده است:

 و از آیات او این است که برق (و رعد) را به شما نشان می‏دهد که هم مایه ترس است و هم امید  و از آسمان آبی فرو می‏فرستد که زمین را بعد از مردن به وسیله آن زنده می‏کند، در این نشانه‏ هائی است برای جمعیتی که عقل خود را به کار می‏گیرند.

در سوره رعد آیه ۱۲ نوشته شده است:

 اوست کسى که برق را براى بیم و امید به شما مى ‏نمایاند و ابرهاى گرانبار را پدیدار مى ‏کند

-نکته امید در نقطه عکس افسردگی دارد.یون های منفی نیز عکس یون های مثبت فعالیت می کنند.

-نکته دوم یون های منفی ارزان ترین و قوی ترین پاک کننده های طبیعت و هوا هستند و یک صاعقه می تواد نقش مهمی در تصفیه هوای اطراف خود داشته باشد،تحقیقات علمی نیز نشان داده است که افسردگی که در نقطه مقابل امید است در ارتباط مستقیم با آلودگی هوا قرار دارد.

-نقطه سوم،یون منفی که که توسط صاعقه تخلیه می شود تاثیرات بسیار خوبی در طبیعت و زمین های کشاورزی دارد،مناطق خوش آب و هوا مانند آبشارها و بالای کوها و رودها و ... پر از یون های منفی هستند.

امام حسین (ع) در قرآن کریم

در سوره صافات آیه 107 و 108 در باره سکانس آخر داستان حضرت ابراهیم و اسماعیل نوشته شده است :

 

وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ ﴿۱۰۷﴾ وَتَرَکْنَا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ ﴿۱۰۸﴾ و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانیدیم.ودر آیندگان براى او به جاى گذاشتیم.

  •  در این آیه خداوند به قربانی بزرگ و ذبح عظیم اشاره می کنند که بی شک منظور خداوند از ذبح عظیم نمی تواند گوسفندی باشد که بجای حضرت اسماعیل توسط حضرت ابراهیم قربانی شده است.گوسفند که نمی تواند قربانی بزرگ باشد.
  • در آیه 108 به آیندگان ابراهیم و اسماعیل (ع) اشاره شده است که در ازای یک قربانی بزرگ در آیندگان حضرت ابراهیم و اسماعیل باشد.همانطور که می دانید رسول اکرم (ص) و حضرت امام حسین (ع) نیز از آیندگان حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) بوده اند.

خداوند در این آیه اشاره می کند که حضرت اسماعیل را در ازای یک ذبح عظیم در نسل های آینده وی بازرهانیده شد که این قربانی بزرگ حضرت امام حسین (ع) بودند که از فرزندان حضرت اسماعیل بودند.

در سوره الفجر آیات اول و دوم نوشته شده است :

وَالْفَجْرِ ﴿۱﴾وَلَیَالٍ عَشْرٍ ﴿۲﴾سوگند به سپیده دم‏ و سوگند به شبهاى ده‏گانه 

  • در آیه دوم مفهوم شبهای دهگانه مبهم است و اشاره مستقیم نشده است ولی منظور از شبهای دهگانه می تواند به موضوع ده شب عاشورا دلالت داشته باشد در ادامه این سوره نیز خداوند به سرنوشت قوم عاد و ثمود که از خدا سرکشی کرده اند اشاره می نماید. 
  • همچنین در آیات 27 و 28 این سوره نیز نوشته شده است : یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ﴿۲۷﴾ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً ﴿۲۸﴾ اى نفس مطمئنه  خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد که موضوع ارتباط این سوره را با امام حسین (ع) را تقویت می نماید.

حال سوالی که مطرح می شود این است که چرا در قرآن به این موضوع بصورت مبهم اشاره شده است؟پاسخ این است که برای جلوگیری از تحریف و حذف قسمت هایی از قرآن توسط دشمنان اهل بیت و دشمنان اسلام آیات مربوط به امام حسین بصورت مبهم اشاره شده است تا قرآن دستخوش حذف و تحریف نشود.  

 

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ


بحث خداشناسی در باره کره زمین و رفت‏ شب و روز از دیدگاه قرآن کریم

اندازه کره زمین مناسب است و یک لایه نازک از نیتروژن و اکسیژن و گازهایی که تا 50 کیلومتری زمین گسترش یافتند را دارد.اگر زمین کوچکتر بود شبه عطارد می شد و و اگر کمی بزرگتر بود مانند مشتری هیدروزن را بصورت آزاد داشت و نمی توانست حاوی حیات باشد.

 

همچنین زمین دارای یک فاصله مناسب نسبت به خورشید است اگر زمین اندکی به خورشید نزدیک تر بود یخ ها آب می شدند و زمین در اثر حرارت خورشید می سوخت اگر هم دورتر بود دما سردتر می شد در نتیجه زندگی بروی زمین غیر ممکن بود.زمین با سرعت 67000 مایل در ساعت به دور محور خود در حال چرخش است که نتیجه آن پدید آمدن شب و روز است و این چرخش به کره زمین اجازه می دهد تا گرما را به میزان مساوی بین تمام بخش های خود پخش کند و اگر این چرخش نبود یک قسمت از زمین بسیار گرم می شد و قسمت دیگر بسیار سر می شد در نتیجه امکان زندگی بروی زمین وجود نداشت.[1]


به راستى در آمد و رفت‏ شب و روز و آنچه خدا در آسمانها و زمین آفریده براى مردمى که پروا دارند دلایلى [آشکار] است (سوره یونس آیه۶)

و اوست کسى که زمین را گسترانید و در آن کوهها و رودها نهاد و از هر گونه میوه‏اى در آن جفت جفت قرار داد روز را به شب مى‏پوشاند قطعا در این [امور] براى مردمى که تفکر مى‏کنند نشانه‏ هایى وجود دارد (سوره الرعد آیه ۳)

و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در این [امور] براى مردمى که تعقل مى‏کنند نشانه ‏هاست (سوره النحل۱۲)

[1]IS THERE A GOD? Does God exist? Here are six straightforward reasons to believe that God is really there


تأملی درباره محافظت شدن سیاره زمین در برابر اجسام فضایی

-در فضا میلیاردها میلیارد جسم سرگردان از جمله شهاب سنگ و سیارک وجود دارند که در فضا معلق هستند،هر ساله صدها شهاب سنگ از جو زمین رد می شود و بعلت سوختن در جو نمی تواند به ما آسیبی وارد نماید،گفته می شود که یک شهاب سنگ بزرگ در 65 میلیون سال قبل باعث نابودی دایناسورها شد.اما سیارک ها و شهاب سنگ های بزرگتری نیز وجود دارند که در صورتی که در مسیر زمین قرار گیرند و با زمین برخورد کنند حتی میدان مغناطیسی و اتمسفر زمین نیز توانایی مقابله با آنها را نخواهد داشت و برخورد هر شهاب سنگ می تواند انفجاری معادل دهها بمب اتمی را داشته باشد.نکته دیگر این است که اگر اتمسفر زمین نیز وجود نداشت همین صدها شهاب سنگ کوچک نیز سالانه باعث کشته شدن میلیون ها نفر می شدند.

 

در برخی از نقاط فضا نیز کمربندی از شهاب سنگها وجود دارد و در صورتی که زمین در مسیر آنها وجود قرار داشت کل حیات در زمین در نتیجه بمباران و برخورد با این اجسام  از بین می رفت اما کره زمین در یک نقطه منحصر به فرد در فضا قرار دارد و هیچ جسم بزرگی که حیات را روی زمین نابود کند در مسیر زمین قرار نمی گیرد.همچنین اگر یک ستاره یا سیاهچاله دیگر در نتیجه ادغام کهکشان ما با سایر کهکشان ها وارد منظومه شمسی شود کل زمین را نابود خواهد کرد.حال تصور کنید جهان هستی در اثر یک تصادف پدید آمده بود و آفریدگاری نداشت در نتیجه اگر در اثر تصادف زمین در نقطه ای از فضا قرار داشت که در مسیر یک یا دهها جسم فضایی قرار داشت یا این اجسام فضایی به سمت زمین روان می شدند امروز ما وجود نداشتیم! اما ما وجود داریم

آیا نیندیشیده‏اى که خداوند آنچه در زمین است و کشتیها را که در دریا به فرمان او روانند، براى شما رام کرد، و او آسمان را نگاه مى‏دارد که بر زمین نیفتد، مگر به اذن او، بى‏گمان خداوند به مردم رئوف مهربان است‏(سوره الحج آیه ۶۵)

لحظه ای بیاندیشیم!


سیره حضرت امام رضا (ع) در قرآن کریم

قرآن کریم علاوه بر اینکه به مواردی علمی بسیاری اشاره کرده است،عمدتا یک کتاب اجتماعی مشتمل بر قوانین و دستورات الهی در باره اقتصاد و سیاست و جامعه و قوانینی است که به زندگی افراد اشاره می کند.

 

یکی از مواردی که قرآن کریم به آن اشاره کرده است و از مومنان خواسته است به آن بپردازند،هجرت است.هجرت به معانی متعدد و به دلایل متعددی می تواند باشد که به معنی نقل مکان از شهر مبدا(عموما محل تولد)به شهر یا سرزمین مقصد است که دلایل آن می تواند به دلایل علم آموزی کسب در آمد یا زندگی بهتر و کسب قدرت و یا در راه خدا باشد.

یکی از این آیات در باره هجرت در آیه 100 سوره النسا است :

وَمَن یُهَاجِرْ فِی سَبِیلِ اللّهِ یَجِدْ فِی الأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَسَعَةً وَمَن یَخْرُجْ مِن بَیْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلى اللّهِ وَکَانَ اللّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ﴿۱۰۰﴾ 

و هر که در راه خدا هجرت کند در زمین اقامتگاه‏هاى فراوان و گشایشها خواهد یافت و هر کس [به قصد] مهاجرت در راه خدا و پیامبر او از خانه‏اش به درآید سپس مرگش دررسد پاداش او قطعا بر خداست و خدا آمرزنده مهربان است 


این سوره یک سوره مدنی است و در زمان هجرت مسلمانان از مکه به مدینه نازل شده است ولی در آینده نیز دوباره تکرار شد و بطور عمده در مورد دوتن از ائمه اطهار(ع) صدق می کند:

  • حضرت امام حسین (ع) که هجرت خود را از مدینه به قصد کوفه آغاز فرمودند و در این راه جان خود را از دست دادند و به شهادت رسیدند.
  • حضرت امام رضا (ع) که هجرت خود را از مدینه آغاز نمودند،و در طوس یا مشهد کنونی در هجرت به دست مامون عباسی به شهادت رسیدند.ولی با شهادت خود یکی از بزرگترین محل های اجتماع شیعیان را بر ویرانه های پایتخت مامون عباسی بنا نهادند که هنوز بعد از قرن ها پابرجاست و محل اجتماع شیعیان و عاشقان اهل بیت است و حضرت امام رضا نیز در مسیر هجرت باعث هدایت بسیاری از افراد شدند.در این هجرت یک تن از بردران حضرت امام رضا(ع) بنام شاهچراغ و یک تن از خواهران حضرت بنام حضرت معصومه نیز جان خود را هنگام ملحق شدن به حضرت از دست دادند.
  • همچنین در این آیه به گشایش های بسیار اشاره شده است که حضرت امام رضا(ع) باعث گشایش های بسیاری و معجزات فراوان در مسیر از جمله با نماز باران خودشان و سایر معجزات شدند.و خودشان نیز به مقام ولایت عهدی مامون رسیدند ولی بعدها بر طبق آیه بعد از گشایش ها جان خود را نیز در راه خدا از دست دادند.

قرآن کریم در برخی از موارد بصورت رمز آلود و سر بسته به بعضی از افراد اشاره می کند ولی با تطبیق سیره این افراد با قرآن کریم می توان به راحتی مسیر حق و باطل را از هم تفکیک نمود،و به راحتی در یافت که منظور قرآن کریم از این افراد چه کسانی است. 

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا


ستون مهره های گردن در قرآن

در ناحیه گردن هفت مهره بروی هم قرار دارند که این مهره ها یا ستون فقرات وظیفه نگه داشتن سر و حرکت دادن آن را بر عهده دارند و اگر این مهره ها وجود نداشتند سر روی گردن قرار نمی گرفت.در آرتروز که این مفصل ها درد می کند یا آسیب دیده است انسان قادر نیست سر خود را بالا نگه دارد.

 

در سوره یس آیه ۸ نوشته شده است : 

 ما در گردنهای آنها غلهائی قرار دادیم که تا چانه‏ها ادامه دارد، و سرهای آنها را به بالا نگاهداشته است.

نکته علمی این آیه این است که این استخوانها که به غل یا زنجیر تشبیه شده اند دقیقا مانند قطعات زنجیر بطور جداگانه هستند ولی مثل قطعات زنجیر به هم پیوسته شده اند و این هفت استخوان را می توان مانند قطعات بصورت جداگانه در نظر گرفت.و تشبیه قرآن از دیدگاه علمی دقیقا درست است. 




اشاره قرآن به تبدیل نور به اطلاعات بینایی در چشم!

تصویر زیر نحوه کارکردن یک چشم را نشان می دهد،همانطور که می دانید در سطح چشمان ما سلول های مخروطی در ناحیه قرینه دارد که نور را دریافت می کنند،سپس نور را به سیگنال های الکتریکی تبدیل می کنند و  با عصب بینایی به طرف مغز ارسل می کنند.مغز این سیگنال های الکتریکی را تجزیه و تحلیل می کند و سپس با تجزیه و تحلیل داده ها موفق به دیدن اجسام می شود،یعنی سیگنال های الکتریکی را به تصویر تبدیل می کند.[*]

 

در سوره العنام نوشته شده است:

لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یُدْرِکُ الْأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِیفُ الْخَبِیرُ ﴿۱۰۳﴾

چشمها او را درک نمی‏کند ولی او همه چشمها را درک می‏کند و او بخشنده (انواع نعمتها و با خبر از ریزهکاریها) و آگاه (از همه چیز) است.

همانطور که دیدید،بدون توجه به مفهوم دقیق تر آینه،خداوند از واژه درک برای چشمان استفاده کرده است،مشخص است که چیزی که تنها می بیند نمی تواند کارساز باشد و باید این اطلاعات بینایی را در مغز آنالیز و یا تعبیری که قرآن برای آن بکار برده درک کند.به کار بردن واژه درک در این ایه بی دلیل نیست،زیرا در حال عامی و ساده مخصوصا در عرب ۱۴۰۰ سال قبل اطلاعاتی از اینکه مغز داده های بینایی را آنالیز می کند نبود.و اگر قرآن اثر یک فرد ساده بود نوشته شده بود"می بیند"در این آیه به یکی از نکات دقیق در باره عملکرد چشم اشاره شده شده است.

-----------

[*]How the Human Eye Works


خلاصه مبحث قرآن و فیزیک

در این نوشته قصد داریم به برسی چندین آیه درباره ارتباط قران وفیزیک را بیان کنیم،در ابتدا به خود ایه اشاراتی خواهیم داشت سپس مفهوم علمی آن را برسی خواهیم نمود.برای مشاهده نوشته کامل بروی تیتر آن کلیک کنید.

 

۱-زوجیت اشیا

همانطور که می دانید همه مولکول های اشیا دارای دو قطب منفی و مثبت هستند،مثلا اتم ها دارای پروتون و نترون و الکترون هستند که هر کدام بار مثبت و منفی خود را دارند.

وَالَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کُلَّهَا وَجَعَلَ لَکُم مِّنَ الْفُلْکِ وَالْأَنْعَامِ مَا تَرْکَبُونَ ﴿ الذاریات۱۲﴾ و همان کسى کهجفتها را یکسره آفرید و براى شما از کشتیها و دامها [وسیله‏اى که] سوار شوید قرار داد.

۲-قانون ترمودینامیک

بر اساس قوانین ترمودینامیک جهان و اشیا با افزایش آنتروپی رو به  سوی نابودی و اذمحلال هستند.

 و با خدا معبودى دیگر مخوان خدایى جز او نیست جز ذات او همه چیز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانیده مى‏شوید(القصص ۸۸)

۳-نظریه ریسمان و تنیدگی کوانتمی

بر اساس نظریه ریسمان ها جهان ما از یازده بعد تشکیل شده که ما در بعد ۴هستیم.و هفت بعد دیگر نیز وجود دارد که ما هنوز به آنها دسترسی نداریم.این ابعاد بصورت تارهایی در هم تنیده هستند و مرتعش می شوند.

وَالسَّمَاء ذَاتِ الْحُبُکِ ﴿الذاریات۷﴾إِنَّکُمْ لَفِی قَوْلٍ مُّخْتَلِفٍ ﴿۸﴾سوگند به آسمان مشبک ﴿۷﴾ که شما در گفتاری مختلف و گوناگون هستید.

و بر فراز شما هفت [آسمان] استوار بنا کردیم (النبا۱۲)

لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللَّهُ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ﴿۱۵﴾مگر ملاحظه نکرده‏اید که چگونه خدا هفت آسمان را توبرتو آفریده است (نوح۱۵)

نکته دیگر این است که بر اساس همین نظریه لغزش یک ذره بر محیط اطراف و بر کل جهان هستی تاثیر گذار است.

یَوْمَ تَرْجُفُ الرَّاجِفَةُ ﴿۶﴾تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ﴿۷﴾ آن روز که لرزنده بلرزد﴿۶﴾و از پى آن لرزه‏اى [دگر] افتد﴿النازعات۷﴾

۴-شکاف در فضا و سیاهچاله ها

همانطور که می دانید بعدمکان بصورت پاچه ای است که ستاره ها و سیارات و ... روی آن قرار دارند،ولی در مکان هایی مانند سیاهچاله ها این بعد دچار پارگی و شکاف می شود،و در آن مکان ها بعد مکان وجود ندارد.

 آنگاه که آسمان زهم بشکافد(در بعضی از ترجمه ها گسسته شود)﴿۱﴾و آنگاه که اختران پراکنده شوند ﴿الإنفطار ۲﴾

در باره سقوط ستاره ها به سیاهچاله ها نیز این گونه آمده است:

فَإِذَا النُّجُومُ طُمِسَتْ ﴿۸﴾وَإِذَا السَّمَاء فُرِجَتْ﴿۹﴾پس وقتى که ستارگان محو شوند﴿۸﴾ و آنگاه که آسمان بشکافد(المرسلات۹﴾ 

وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ﴿ نجم۱﴾سوگند به اختر [= قرآن] چون فرود مى‏آید

۵-نسبیت زمان
این نظریه می گوید که با افزایش سرعت زمان سریع تر سپری خواهد شد،این نظریه توسط آلبرت انشیتن در 1907 ارائه شد.

تَعْرُجُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَةٍ ﴿معارج/4﴾"فرشتگان و ارواح در یک روز به او (مذکر) صعود کردند که این معادل پنجاه هزار سال برای انسان است"!

۶-جهان های موازی
این نظریه توسط بسیاری از فیزیک دانان مورد اقبال قرار گرفته است و بر اساس آن تعداد زیادی جهان در موازات جهان ما قرار دارند.

"سپاس مخصوص خدایى است که آفریننده آسمان‏ها و زمین و قرار دهنده (خالق) نور و ظلمت است".( النعام آیه اول) 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿۱﴾ لْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿۲﴾  به نام خداوند رحمتگر مهربانستایش خدایى را که پروردگار جهانیان است.

۷-گسترش تاریکی
با فاصله گرفتن کهکشان ها از هم و همچنین با بدست آمدن شواهدی از بلعیدهشدن جهان توسط انرژی تاریک جهان ما رو به تاریکی خواهد رفت.

بگو پناه مى‏برم به پروردگار سپیده دم از شر آنچه آفریده  و از شر تاریکى چون فراگیرد(سوره فلق آیات اول تا سوم)

۸-کوازار ها و اختروش ها یا مگنتار ها

طیف خاصی از ستارگان هستند که به دلیل انرژی بالا بطور متناوب روشن و خاموش می شوند و امواج گرانشی از خودصادر می کنند که به تپ اختر نیز معروفند.

یَوْمَ تَمُورُ السَّمَاء مَوْرًا ﴿۹﴾ روزى که آسمان سخت در تب و تاب افتد (الطور۹)

وَالسَّمَاء وَالطَّارِقِ ﴿۱﴾وَمَا أَدْرَاکَ مَا الطَّارِقُ ﴿۲﴾النَّجْمُ الثَّاقِبُ ﴿۳﴾

سوگند به آسمان و کوبنده شب. ﴿۱﴾ تو نمی‏دانی کوبنده شب چیست؟! ﴿۲﴾همان ستاره درخشان و شکافنده تاریکیها.(سوره طارق ۳)

۹-گسترش جهان

ادیون هابل ستاره شناس آمریکایی در ۱۹۲۹ با تلسکوپ خود مشاهده کرد که ستارگان و کهکشان ها با سرعت قابل ملاحظه ای در حال دور شدن از هم هستند،او نتیجه گرفت در این صورت اگر در زمان به عقب باز گردیم فاصله آنها از هم کمتر می شود تا در زمان بیگ بنگ همه جهان در یک نقطه جمع می شود،بعدها با پیدا شدن امواج گرانشی نظریه هابل اثبات شد.

و ما آسمان را با قدرت خود بر افراشتیم و آن را همچنان گسترش می دهیم.(الذاریات ۴۷)

پاسخ به شبهه آیه هفتم سوره طارق

شبهه ای که در فضای مجازی در باره آیه هفتم سوره طارق مطرح شده است،که بنا به ادعای مطر شده در این آیه نوشته شده است که محل تولید مایه منی در قفسه سینه است،در این مطلب علاوه بر اینکه قصد داریم به این ادعای دروغ پاسخ بدهیم،قصد داریم به اعجاز علمی مطرح شده در این آیه بپردازیم.

 

در این شبهه به یکی از ترجمه های ناقص قرآن مراجعه شده است که اینگونه ترجمه شده است؛

متاسفانه در تمامی ترجمه های فارسی یک اشتباه صورت گرفته است واژه وَالتَّرَائِبِ به معنی سینه نیز هست ولی با یک چک ساده در ترنسلیت یا سایر دیکشنری ها می توانید متوجه شوید که واژه التَّرَائِبِ به معنی Ribs یا به فارسی دنده ها نیز است،حال به آناتومی بدن یک بانوی باردار نگاهی می کنیم همانطور که مشاهده می کنید دنده ها تا پشت رحم نیز امتداد یافته اند

اما این شبه یک پاسخ دیگر نیز دارد و آن این است که دو واژه صلب و ترائب در کنار هم به دو قسمت دیگر بدن نیز اشاره دارد و آن کیسه های ساخت منی است که با یک سرچ ساده در تصویر یاب پیران آناتومی دستگاه تولید مثل تصویر زیر نیز بدست می آید.

 

برسی مغلطه اسلام و شمشیر

یکی از انتقاداتی که اسلام ستیزان به اسلام می میکنند این است که چرا اسلام با شمشیر گسترش یافته است و چرا پیامبر اسلام با دشمنان خود میجنگید و ...در این مطلب قصد داریم چندین پاسخ منطقی به این شبهه بدهیم که البته برسی تاریخ مسیحیت و سریال مردان آنجلس که در این روزها از تلوزیون پخش میشود خالی از لطف نیست.

 

همانطور که در سریال مردان آنجلس دیدید بدترین برخوردها توسط رومی ها با مسیحیان صورت می گرفت؛

ادوارد گیبون در کتاب انحطاط و سقوط امپراطوری روم نوشته است:

مسیحیان همه به سبب رجحان داد عقیده خود به دین ملی شخصا جرمی مرتکب شده بودند و این جرم بواسطه کثرت عدد مجرمن و اتحاد ایشان با هم بدرجات بدر  سختر کشته بود.

در دوران نرون پایتخت روم به آتش کشیده شد و نرون این مساله را که میگویند خودش نیز در این کار دست داشته است بهانه ای برای کشتار مسیحیان قرار داد،ادوارد گیبون در   کتابش نوشه است:

مسیحیان در عذاب و شکنجه جا می سپردند و عذاب ایشان به شرنگ تحقیر و توهین تلخ تر می گردید.بعضی ها را با میخ بر صلیب می کشیدند و بعضی ها را در پوست حیوانات درنده می دوختند و پیش سگان خشمگین رها میکردند و گروهی را آغشته به مواد سوختنی بمنزله مشعل به کار میبردند تا شبان ظلمانی را از شعله آنها منور کنند.این منظره تاثر انگیز در باغهای نرون مشاهده میشد و توام با مسابقات اسب دوانی و مشرف به حضور شخص امپراطور بود.[1]

به همین ترتیب اذیبت و آزار مسیحیان در دوره های متعددی از تاریخ روم تا زمان گرایش روم به مسیحیت رواج داشته است مثلا در دوران مارکوس اورلیوس مسیحیان به جرم ارتداد در شرایط سخت زندان ها جان می باختند.

در طول تاریخ روم بطور پی در پی از حیوانات وحشی برای کشتار مسیحیان استفاده میشد[2]و مسیحیان را در برابر حیوانات وحشی گرسنه و شیر ها می انداختند و رومی ها نظاره گر خورده شدن مسیحی بیگناه بدست شیر می شدند و از دیدن این مناظر لذت می بردند.علاوه بر این همانطور که در سریال مردان آنجلس نشان داده می شود مسیحیان را به صلیب می کشیدند.در اعتقادات رومی ها نیز این بود که هر وقت خشکسالی می شد مسیحی را جلوی شیر می افکندند تا خشکسالی رفع شود.علاوه بر اینها خود یهودیان که نیز دین تازه را بدعت می دانستند در قتل عام مسیحیان و لو دادن آنها به رومی ها می کوشیدند.

در ایران باستان:

در سال 341 میلادی شاپور دوم ساسانی دستور قتل عام تمامی مسیحیان فارس را صادر کرد1150 تن از مسیحیان کشته شدند.[3]

حال با توجه به تجربه و حوادث تلخ دین قبلی به مکه و مدینه ۱۴۰۰ سال قبل بازمیگردیم؛

اعراب که بدیهی است هزاران بار از رومی ها در آن دوران از دیدگاه تمدن عقب تر بوده اند،و خوی جنگاوری و کشتار بیشتری را داشته اند،از قبل از دوران تولد پیامبر قبایل یهودی از نقاط مختلف جهان به گرم ترین و بی آب و علف ترین نقطه زمین آمده اند تا بر اساس پیشگویی های قبلی جلوی تولد پیامبر و یا گسترش دین جدید را بگیرند،در سالهای ابتدایی که پیامبر نیز به شیوه حضرت عیسی دعوت را آغاز نمود اما کفار به شیوه رومی ها دست به کشتار و اذیت مسلمانان زدند و در اولین نمونه بانویی بنام سمیه مادر عمارو  یاسر پدرش را در زیر شکنجه کشتند،و چیزی نمانده بود که با اتحاد نامقدس یهودیان و بت پرستان اسلام و مسلمانان در نطفه خفه شوند،چه انتظار دیگری از پیامبر اسلام و مسلمان می رفت؟آیا باید اجازه می داد که در شریطی که می توانست بدتر از شرایط روم برای مسیحیان باشد خودش و همکیشانش در همانجا یا در طی قرون متمادی قتل عام و کشتار شوند؟که هم اکنون همین منتقدین بگویند که یاران پیامبر اسلام را کشتار میکردند و پیامبر و مسلمانان از هراسشان دست به شمشیر نبردند؟

فجایعی ای که در بالا اشاره شد در روم متمدن رخ داد وضعیت و شرایط عربستان با روم اصلا قابل قیاس نیست،بدون تردید حتی با وجود محدودیت هایی که در آن دوران برای حضرت عیسی که سلام و درود خداوند بر ایشان باد و هوادارانشان می توانستند با زبانی بدون زبان شمشیر دینشان را به پیش ببرند ولی در صورتی که مسلمانان از ابتدا  دست به شمشیر نمی بردند هزاران برابر این فجایع می توانست بر سر مسلمانان بیاید.

در ایران باستان؛بدیهی است که در حمله اعراب از سوی برخی از سربازان عرب بی عدالتی هایی صورت گرفت،ولی در صورتی که اعراب حمله نمیکردند و دین جدید می خواست به صورت مسیحیت در روم به داخل ایران نفوذ کند در طی قرون متمادی چندین برابر مقدار کشته شده در جنگ های ایران و اعراب ایرانی های تازه مسلمان به دست ساسانیان سلاخی می شدند،البته هدف از این عبارت توجیه حمله اعراب به ایران نیست.

نکته پایانی حتی بر فرض اینکه تمام نوشته های بالا قانع کننده نباشد آمار کل کشته های جنگ ها پیامبر رقمی قریب ۱۰۰۰ نفر از هر دو طرف بود[4]،حال آنکه در تمامی جنگ های آن دوران دهها هزار نفر از طرفین کشته می شدند،تنها در حمله مغول ها به شهر بلخ و بخارا یک میلیون ایرانی بیگناه به دستان مغول ها کشتار شدند،آیا اسلام دین شمشیر است؟

در پایان این نوشته هم یادی از زنده یاد فرج الله سلحشور بنماییم که فیلم های زیبای ایشان در باره اصحاب کهف و یوسف نبی ذهن بسیاری از جوانان را به تاریخ ادیان معطوف نمود.

---------------------

[1]انحطاط و سقوط امپراطوری رم ادارد گیبون ص 352 از جلد اول

[2]داستان آمفی تائتر روم ص 1141-1143

[3]پیتر هدر و جان ماتیوز، پارس در قرن چهارم

[4]لطبقات، ج2، بحارالانوارج20، تاریخ طبری ج3

 

در قرآن کریم اجازه زنا با کنیز داده نشده است!

اخیرا مشاهده شده است که در محیط های مجازی از روی ترجمه فارسی آیه ۳۳ سوره نور شبهه ای را مبنی بر تایید برده داری به اسلام وارد می شود که ترجمه فارسی به صورت زیر است

و کسانى که [وسیله] زناشویى نمى‏ یابند باید عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خویش بى ‏نیاز گرداند و از میان غلامانتان کسانى که در صددند با قرارداد کتبى خود را آزاد کنند اگر در آنان خیرى [و توانایى پرداخت مال] مى‏ یابید قرار بازخرید آنها را بنویسید و از آن مالى که خدا به شما داده است به ایشان بدهید و کنیزان خود را در صورتى که تمایل به پاکدامنى دارند براى اینکه متاع زندگى دنیا را بجویید به زنا وادار مکنید و هر کس آنان را به زور وادار کند در حقیقت ‏خدا پس از اجبار نمودن ایشان آمرزنده مهربان است (۳۳)
  
شبهه ای که وارد میشود نسبت به قسمتی است که قرمز رنگ مشخص شده است و بر اساس این ترجمه در صورتی که کنیز را به زنا مجبور کردید خداوند آمرزنده و مهربان است!
حال به اصل عربی آیه مراجعه میکنیم
وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَالَّذِینَ یَبْتَغُونَ الْکِتَابَ مِمَّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ فَکَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِیهِمْ خَیْرًا وَآتُوهُمْ مِنْ مَالِ اللَّهِ الَّذِی آتَاکُمْ وَلَا تُکْرِهُوا فَتَیَاتِکُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَمَنْ یُکْرِهْهُنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِنْ بَعْدِ إِکْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِیمٌ ﴿۳۳﴾
در متن عربی برای هر دو شخص از قید هن استفاده شده است که در عربی برای سوم شخص جمع مونث سالم بکار می رود و این مفهوم را می رساند که اگر آنها را به زنا مجبور کردید خدا نسبت به آنها مهربان است،نه نسبت به شخصی که این کار را کرده است.یعنی یک کمکاری در ترجمه یا ترجمه ناقص این شبهه را بدون در نظر گرفتن اینکه بخش اول آیه در تضاد با بخش دوم آن است در ذهن مخاطب این شبهه را ایجاد میکند.به همین دلیل است که همیشه تاکید میشود که متن عربی قرآن را به همراه داشته باشید و از متن عربی استفاده کنید.
عاوه بر این شبهات مختلفی از سوی منتقدان مبنی بر تایید برده داری در قرآن و تایید تجاوز در قرآن مطرح شده است،این آیه برعکس شبهه است پاسخی به افرادی است که اظهار می کنند چرا اسلام برده داری را لغو نکرده است و ....،طبعا در هر جنگی عده ای اسیر می شدند،و در جامعه آن روز اعراب برده داری بطور کامل قابل برانداختن نبود،ولی قرآن کریم برای این مساله نیز قانون تعین کرده است که اگر فردی را به کنیزی گرفتید حق آزار جنسی فرد را ندارید.



:: بازدید از این مطلب : 651
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : loverose
ت : جمعه 19 آبان 1396
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران