دوست دارم چون حسین (ع) بی سر بمیرم - شهید سید محمود سادات نیا
مازندران -قائم شهر- کوچکسرا


راه ما راه حسینی است اگر در مسیر شهیدان قدم برداریم . وقتی که کنار این بدن بی سر قرار گرفتم و به حلقوم بریده ی او نظر انداختم و یا آن هنگام که در تشییع جنازه ی او سر ریز شده ی او را داخل یک پلاستیک ، در دست گرفته و به همه نشان میدادم و شعار میدادیم که : این شهید سر ندارد یا حسین ، او مگر مادر ندارد یا حسین . همه ی ذهن من مشغول اون شب و روزهایی بود که با هم در سنگر گذراندیم و یا آن صبح های ماه مبارک رمضان بعد از اقامه ی نماز جماعت و بعد از قرائت زیارت عاشورا زمزمه های عارفانه ی او را می شنیدم و یا در مراسم عزای حسینی در تکیه بالا محله کوچکسرا ، از عمق وجود خود این نوا را سر میداد که : دوست دارم همچو جدّم حسین (ع) بی سر بمیرم . سنگری در فاو - عراق - قتلگاه کربلایی او شد و او را به آرزویش رساند و اینگونه به وصال دوست نائل شد که مشاهده می کنید . آیا شکی باقی می ماند که راه انقلاب ما در تداوم عاشورای حسینی است وقتی این گونه جوانانی را تربیت می کند که سر از پا نشناخته جانبازی می کنند و عشق حسین بن علی (ع) را با تمام وجود معنا می کنند . پس در آن موقع که در محضر شهدایمان بودیم راه حق و سعادت را می پیمودیم نه آن موقع که از آرمان شهدا دور گردیم و به خود بپردازیم . به رنگ و آرمان شهدایمان رو آوریم نه آنکه عکس آنان را در دست گیریم و بر عکس آنان عمل کنیم !