.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت
 
 

پاسخ این پرسش را می‏توان در دو بند بررسی کرد:

یکی این که آیا موجوداتی به نام جن و روح وجود دارند یا نه، و دیگر این که دخالت آن‏ها در زندگی انسان‏ها چگونه و به چه میزانی است.

مسأله وجود جن چیزی است که افزون بر تجربه و اعتراف ادیان گوناگون بشری به آن، آیات فراوانی از قرآن کریم آن را اثبات می‏کند.

در قرآن، بیش از 22 مورد از آن یاد شده است. بر حسب آن چه از آیات قرآن کریم استفاده می‏شود، جن موجودی است که به طور طبیعی با دیدگان ما قابل رؤیت نیست؛ امّا همانند انسان‏ها درک و عقل می‏دارد و نیز دارای شهوت و تمایلات نفسانی است.

این موجودات نیز چون آدمیان به گروه خوب و بد، مسلمان و کافر و ستمگر و عادل تقسیم می‏شوند. جن از آتش خلق شده؛ چنان که انسان از خاک آفریده شده است؛ ولی خلقت جن از آتش به این معنا نیست که هم اکنون نیز او خواص آتش را دارد؛ چنان که انسان خواص خاک را ندارد.

در کتاب قاموس قرآن با استناد به آیات قرآن، خواصّی برای جن ذکر شده که به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

 1. جّن و انس، دو موجود ارزشمند هستند و قرآن آن‏ها را ثقلان نامیده است.

 2. جن از آتش (نیرو و حرارات مخصوص) آفریده شده است؛

 3. جن مانند انسان، مکلّف به انجام دادن اعمال است؛

 4. گنهکاران و کافران جن همچون انسان‏ها اهل جهنّم هستند؛

 5. جن‏ها نیز همچون انسان‏ها می‏میرند و از بین می‏روند؛

 6. جن ما را می‏بیند؛ ولی ما او را نمی‏بینیم؛

 7. آن‏ها مانند آدمیان کار می‏کنند و قدرت کار کردن دارند؛

 8. تکثیر جن به وسیله ازدواج صورت می‏گیرد؛

 9. جنّیان به رسول خدا ایمان آوردند؛

 10. آنان همچون ما سخن می‏گویند و یک‏دیگر را به نیکوکاری دعوت می‏کنند؛

 11. در سوره الرّحمن، 31 بار به جن و انس با لفظ «فبای الأ ربکما تکذبان» خطاب شده است;{1}

امّا روح بر دو معنااطلاق می‏شود: یکی روحی که موجودات ذی روح و زنده دارند که انسان یکی از آن‏ها است و آن واقعیّتی قابل درک است؛ چه این که تمام آثار و حرکات جسم به وسیله روح انجام می‏شود و جسم، ابزاری برای روح است، و جسم بدون روح جمادی بیش نیست و نیز از ضروریات ادیان الهی این است که این روح پس از مرگ تا قیام قیامت حالاتی دارد که همه آن‏ها دقیقاً بر ما آشکار نیست.

امّا بعضی روایات و آیات قرآن کریم، برخی از ابعاد آن را بیان کرده است. و برای اطّلاع بیش‏تر می‏توان به کتاب‏های مربوط به معاد و عالم پس از مرگ مراجعه کرد.

 معنای دیگری که کلمه روح در آن به کار رفته، به ویژه در قرآن مجید، ملک و فرشته‏ای الهی است که گاهی با عنوان روح القدس و گاهی روح الامین از آن یاد شده؛ البتّه در برخی آیات قرآن، جدا از فرشتگان و در عرض آن‏ها ذکر شده است به این صورت که در دو مورد، روح پس از ملائک آمده؛ مانند سوره قدر که می‏فرماید: «تنزل الملائکْ و الروح»;{2} در سوره معارج نیز آمده است: «تعرج الملائکه و الروح الیه»;{3}در سوره نبا، بر عکس آن دو آیه، روح را پیش از ملائکه ذکر کرده است: «یوم یقوم الروح و الملائکه صفا»;{4} که شاید از باب ذکر خاص بعد از عام یا ذکر عام بعد از خاص باشد که این گونه بیان به سبب بیان شرافت و عظمت بیش‏تر آن یک مورد است؛ بنابراین، از آیات پیش گفته به دست می‏آید که روح از سایر ملائکه برتر و گرامی‏تر است و شاید روح موجودی غیر از فرشتگان و برتر و گرامی‏تر از آن‏ها باشد. در پاسخ بخش دوم پرسش که جنّ و روح در زندگی انسان‏ها نقش دارند نیز می‏توان گفت: با توجّه به این که شیاطین گونه‏ای از جنّیان هستند، به تصریح آیات قرآن کار شیطان چیزی جز وسوسه قلبی و نیکو نمایاندن بدی‏ها، زشت جلوه دادن خوبی‏ها و ایجاد غفلت در انسان نیست؛ البتّه آنان نمی‏توانند در انسان تأثیر فیزیکی داشته باشند. در سوره ابراهیم، آیه 22، خداوند مناظره شیطان با جهنّمیان را بیان می‏کند که شیطان به آنان می‏گوید: «ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی و لوموا انفسکم...؛ تسلّطی از جانب من بر شما نبود، جز این که شما را دعوت کردم و شما اجابت کردید؛ پس مرا سرزنش نکنید و خود را سرزنش کنید. در سوره نسا، آیه 120 نیز قرآن می‏فرماید: «یعدهم و یمنیهم و ما یعدهم الشیطان الا غرورا؛ به آن‏ها وعده می‏دهد و آن‏ها را به هوس می‏اندازد و شیطان جز برای فریب، وعده‏ای نمی‏دهد». این قبیل آیات در قرآن بسیار است که گاهی وعده فقر و گاهی نسیان (فراموشاندن) به شیطان نسبت می‏دهد و گاهی او را همنشین کسانی معرّفی می‏کند که از یاد خدا روی برتافته‏اند.

 در این آیات مقصود از شیطان جن‏هایی هستند که به خداوند کافر بوده، و دشمن بشرند. آن‏ها انسان‏ها را می‏بینند؛ ولی انسان‏ها آنها را نمی‏بینند. در سوره اعراف آیه 27 نیز قرآن می‏فرماید: «ای فرزندان آدم! شیطان شما را گول نزند؛ آن گونه که پدر شما را از بهشت خارج کرد و پوشش آن‏ها را کند تا زشتی‏هایشان را نشانشان دهد. به درستی که شیطان چنین است. او و گروهش شما را می‏بینند از جایی که شما آن‏ها را نمی‏بینید. ما شیاطین را دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی‏آورند». در سوره کهف نیز پس از آن که به داستان سجده نکردن ابلیساشاره‏ای شده است، می‏فرماید: «او از جن بود؛ پس از امر پروردگارش سرپیچی کرد. آیا او و فرزندانش را به جای من، دوستان خود می‏گیرید، در حالی که او دشمن شما است؟ [او]بد جایگزینی برای ستمگران است»؛ البتّه انسان هر مقدار که بیش‏تر از خدا روی بگرداند، شیطان بر او مسلّطتر می‏شود. در سوره نحل، آیات 98 تا 100 آمده است: «پس آن گاه که قرآن را قرائت کردی، به خداوند از شیطان رانده شده پناه بر؛ زیرا برای او تسلّطی نیست بر کسانی که ایمان آوردند و بر پروردگارشان توکّل کردند. فقط تسلّطش بر کسانی است که او را ولی خود گرفتند و آن‏ها که به خداوند مشرک کند». با توجّه به این آیات و آیات دیگر قرآن، و روایات فراوانی که در این زمینه‏ها آمده است، شیاطین که همان جنّیان کافر و فاسق و دشمن انسان‏ها هستند، فقط از راه وسوسه و نفوذ در دل در کمین نشسته‏اند و ایمان و توکّل به خدا و پناه بردن به او می‏تواند نقشه آن‏ها را نقش بر آب کند؛ ولی جنّیان مؤمن، هیچ گونه آزادی به انسان‏ها نمی‏رسانند؛ البتّه بر حسب آن چه مشهور است، امکان دارد جنّیان در وضع خاصّی برای افراد ویژه‏ای ظاهر شوند و برخی کارها را انجام دهند؛ ولی بیش‏تر قصّه‏هایی که گفته می‏شود، چیزی جز خرافات، افسانه‏ها و تخیّلات نیست بسیاری از افراد ساده درباره تشنّج ها و بیماری‏های مربوط به اعصاب که احیاناً ناشی از کمبود کلسیم و سایر عناصر لازم برای سلامت است، تصوّر می‏کنند که شخص بیمار جن زده شده و به جای معالجه‏های مناسب پزشکی و درمان اعصاب، دنبال افرادی که بسیاری از آن‏ها شیّاد و حقّه‏بازند، می‏روند تا جن را از آنان دور کنند؛ به همین سبب است که این اعتقادات در نقاطی که مردم آن بی‏سوادتر و از فرهنگ دورتر هستند، بیش‏تر رایج است و مردم فهمیده و دانشمندان، کم‏تر اسیر این خرافات می‏شوند. نقش روح در زندگی انسان نیز پر واضح است؛ زیرا هر انسانی به وسیله روح مخصوص به خود زنده است؛ ولی تصرّفات ارواح مرموز و مردگان قبلی در انسان‏های زنده بیش‏تر تخیّلاتی است که درباره به جن وجود دارد. آن چه که گاهی میان مردم به صورت احضار روح مطرح است، حتّی با فرض مشاهده برخی آثار و حرکات، دلیلی بر این که انجام دهنده آن‏ها روح باشد، آن هم روح فلان شخص معیّن وجود ندارد و حداکّثر ثابت می‏شود که عوامل و موجوداتی غیر از آن چه ما با حواسّ پنجگانه خود حس می‏کنیم، وجود دارد که وجود موجودات غیر محسوس از نظر ما قطعی و صد در صد است؛ ولی حضور روح ثابت نمی‏شود؛ بلکه از ادله عقلی و نقلی به دست می‏آید که ارواح مؤمنان و همچنین ارواح کافران پس از مرگ آن چنان رها نیستند که هر شخصی بتواند آن‏ها را احضار کند و به اجبار، آن‏ها را به حرف زدن وادارد. در عین حال، امکان آن را نمی‏توان انکار کرد.

 پاورقی:

 [1].برای اطّلاع بیش‏تر، ر.ک: قاموس قرآن، مادّه جن/

 [2]. قدر، 5/

 [3].معارج،4/

 [4].نبأ،38/




:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2
ن : loverose
ت : جمعه 03 شهریور 1396
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران