هوش مصنوعی
آموزش تخصصی هوش مصنوعی رایگان
عضو شوید
عضویت سریع
آمار مطالب
آمار کاربران
کاربران آنلاین
آمار بازدید
دور تا دور حوض خانه ی ماپوکه های گلوله گل داده است
پوکه های گلوله را آریپدر از آسمان فرستاده است
عید آن سال ،حوض خانه ی ماگل نداد و گلوله باران شد
پدرم رفت و بعد هشت بهارپوکه های گلوله گلدان شد
پدرم تکه تکه هر چه که داشترفت همراه با عصاهایش
سال پنجاه و هفت چشمانشسال هفتاد و پنج پاهایش
پدرم کنج جانماز خودشبی نیاز از تمام خواهش ها
سندی بود و بایگانی شدکنج بنیاد حفظ ارزش ها
روی این تخت رنگ و رو رفتهپدرم کوه بردباری بود
پدر مرد من به تنهاییادبیات پایداری بود ....
RSS