.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

ای آن که گاه گاه ز من یاد می کنی

 


پیوسته شادی که دلی شاد می کنی


گفتی: “برو!” ولیک نگفتی کجا رود


این مرغ پر شکسته که آزاد می کنی


پنهان مساز راز غم خویش در سکوت


باری، در آن نگاه، چو فریاد می کنی


ای سیل اشک من! ز چه بنیاد می کنی؟


ای درد عشق او! از چه بیداد می کنی؟


نازک تر از خیال منی، ای نگاه! لیک


با سینه کار دشنه ی پولاد می کنی


نقشت ز لوح خاطر سیمین نمی رود


ای آن که گاه گاه ز من یاد می کن




:: بازدید از این مطلب : 580
|
امتیاز مطلب : 2
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1
ن : loverose
ت : چهارشنبه 05 شهریور 1393
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران