.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

تویی که تصور حضورت سینه بی رنگ کاغذم را

 

 

 نقش سرخ عشق می زند



در کویر قلبم از تو برای تو می نویسم



ای کاش در طلوع چشمان تو زندگی می کردم



تا مثل باران هر صبح برایت شعری می سرودم


آن گاه زمان را در گوشه ای جا می گذاشتم و

 

 به شوق تو اشک می شدم



و بر صورت مه آلودت می لغزیدم...




:: بازدید از این مطلب : 563
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : loverose
ت : چهارشنبه 05 شهریور 1393
.
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نویسندگان
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران