در حالی که رادارهای پادرادارگریز کم کم وارد عرصه عملیات های نظامی می شوند، باید دانست که نسل رادارگریزها به پایان راه خود نرسیده است و همچنان در معادلات بین المللیِ قدرت، نقشی تعیین کننده دارد.
در این مقاله، ابتدا به معرفی نسل های اول تا ۴.۵ جنگنده ها پرداخته می شود و پس از بررسی طرح های موجود در نسل پنجم، سرنوشت این نسل با توجه به فناوری های نوظهور مورد توجه قرار می گیرد.
** نسل اول جنگنده ها نخستین جنگنده هایی را که با کمک فناوری موتور جت ساخته شد در اصطلاح، جنگنده های نسل اول می نامیم. ساخت جنگنده های نسل اول از اواخر جنگ جهانی دوم آغاز شد و تا اوایل دهه ۵۰ خورشیدی ادامه یافت. نمونه های آغازین از این هواپیماها حتی رادار هم نداشت. اما نمونه های پیشرفته تر، مجهز به یک رادار بسیار ابتدایی، مسلسل خودکار، راکت ها و بمب های معمولی بود.
ˈسرعتˈ، مزیت بزرگ نسل اول جنگنده های جت نسبت به جنگنده های ملخ دار بود. در حالی که بیشینه سرعت جنگنده های ملخ دار در جنگ جهانی دوم به ۵۰۰ یا ۶۰۰ کیلومتر در ساعت می رسید، بیشینه سرعت نسل اول جنگنده های جت چیزی بین ۸۵۰ تا ۱.۰۰۰ کیلومتر بود.
ME-۲۶۲، He-۱۶۲ ساخت آلمان نازی و ˈگلاستر میتیورˈ ساخت بریتانیا، تنها جنگنده های جت نسل اول بودند که در واپسین سال های جنگ دوم جهانی وارد خدمت شدند. پس از پایان جنگ، انگلیس، آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی چندین نمونه و فرانسه یک نمونه از این جنگنده ها را تولید کرد.
از این نسل، بمب افکن های F-۸۴ در سال ۱۹۵۷ و جنگنده های ۶F-۸ در سال ۱۹۶۰ وارد خدمت در نیروی هوایی ایران شد؛ هر دوی این جنگنده ها به نیروی هوایی آمریکا در جنگ کره (۵۳ - ۱۹۵۰) کمک فراوان کرده بودند. بنابراین، چنانکه در بخش بعد خواهیم دید، در واقع، ایران جنگنده های نسل اول را زمانی خرید که وارد عصر جنگنده های نسل دوم شده بودیم. همچنین ایران در سال ۱۹۵۶ تعدادی T-۳۳ از آمریکا خریده بود، اما تی-۳۳ یک هواپیمای جت آموزشی بود که به بحث ما مربوط نمی شود.
** نسل دوم جنگنده ها پیشرفت چشمگیر فناوری، مهمترین شاخص جنگنده های نسل دوم بود که از اواسط دهه ۵۰ تا اوایل دهه ۶۰ بر آسمان ها حکم راند. با اختراع آلیاژهای آلومینیومی جدید، امکان طراحی بهتر بال و بدنه از نظر هوانوردی فراهم شد که این عامل، به هواپیماها قدرت مانور فراوان داد. توان موتورهای جت افزایش یافت و استفاده از نیروی ˈپس سوزˈ (تخلیه بنزین در دریچه موتور جت برای شتابگیری) امکان دستیابی به سرعت های فراصوت را برای جنگنده های نسل دوم به وجود آورد.
پیشرفت موتور جت در کنار طراحی های بدنه، این امکان را به آمریکا، شوروی، فرانسه، انگلیس و کانادا داد تا جنگنده هایی با سرعت بالای ۲.۰۰۰ کیلومتر در ساعت بسازند.
در این نسل، جنگنده ها به رادارهایی مجهز شدند که تشخیص دشمن از فاصله ای دورتر از دیدِ انسان را امکان پذیر می کرد. همچنین موشک های هدایت پذیرِ هوا به هوا، کم کم به یکی از سلاح های استاندارد جنگنده ها تبدیل شد. افزون بر این، بمب هایی که با پرتوی فروسرخ یا ابزارهای دیگر هدایت می شدند، جای بمب های گرانشیِ نسل اول را که با نیروی گرانشِ زمین به هدف می خوردند ، گرفت.
آمریکا، شوروی، انگلیس و فرانسه بیشترین گونه های این نسل را ساختند؛ هر چند هندوستان، سوئد، ایتالیا و رژیم صهیونیستی هم هرکدام یک جنگنده نسل دو طراحی کردند.
جنگنده های F-۱۰۰ تا F-۱۰۶، میراژ ۳، میگ ۱۹ و میگ ۲۱، سوخوی ۹ و سوخوی ۱۱، و... از جنگنده های معروف نسل دوم هستند.
** نسل سوم جنگنده ها
نسل سوم جنگنده ها از اواسط دهه ۶۰ تا اواسط دهه ۷۰ تولید می شد. اگر نسل دوم را حاصلِ پیشرفت مکانیکی هواپیماها بدانیم، باید نسل سوم را پیامدِ پیشرفت در فناوری های الکترونیکی قلمداد کنیم. نخستین سامانه های الکترونیک هوابرد ویژه آفندهای زمینی از جمله ˈسامانه اجتناب از ارتفاعاتˈ که امکان پرواز خودکار جنگنده در ارتفاع پایین را فراهم می کند، در نسل سوم به کار گرفته شد. موشک های هوا به زمین مجهز به سامانه های الکترواوپتیکال و بمب های لیزری (بمب هایی که با پرتوی لیزر هدایت می شوند) نیز برای نخستین بار در این نسل از جنگنده ها استفاده شد. دیگر سامانه های الکترونیکی، نظیر پدافند الکترونیکی (ECM) نیز در همین دوره به بخشی از استاندارد جنگنده ها تبدیل شد.
نبرد سرعت نیز همچنان ادامه یافت و ساخت SR-۷۱ در آمریکا با بیشینه سرعت ۳.۷۱۰ کیلومتر در ساعت، اوج این نبرد بود. البته نباید فراموش کرد که چنین سرعت هایی به بهای حذف بسیاری از قابلیت های جنگی هواپیما به دست می آمد؛ بعلاوه، رسیدن به بیشینه سرعت با نیروی پس سوز و هدر دادن سوختِ فراوان ممکن می شد.
جنگنده فانتوم (F-۴) احتمالا توانمندترین و یکی از محبوب ترین جنگنده های نسل سوم است. F-۵، Mig-۲۱، ۳Mig-۲، Mig-۲۵ و میراژ اف – ۱ از دیگر جنگنده های معروف این نسل به شمار می روند. در همین دوران، رژیم صهیونیستی جنگنده کفیر را تولید کرد و ژاپن و چین و سوئد هم جنگنده هایی ساختند که به نسل سوم تعلق دارد.
تفاوت عمده فانتوم (F-۴) و F-۵ در این است که اولی هواپیمایی سنگین و با توان حمل سلاح های فراوان است و از آن به عنوان بمب افکن استفاده می شود؛ در حالیکه F-۵ هواپیمایی سبک و چالاک است که البته توانایی حمل سلاح های محدودتری دارد. یک نمونه از فانتوم ها هم مجهز به ابزارهای پیشرفته تصویربرداری است و در عملیات های شناسایی به کار گرفته می شود.
همزمان با ظهور نسل سوم جنگنده ها که مصادف با خروج ارتش بریتانیا از خلیج فارس بود، سیاست تقویت نیروهای مسلح در دستور کار ایران قرار گرفت. ایران از سال ۱۹۶۸ تا اواسط دهه ۷۰، بیش از ۲۰۰ فروند از انواع فانتوم را از آمریکا خرید. عملیات های آفندیِ بزرگِ نیروی هوایی در دوران دفاع مقدس، از جمله عملیات حمله به اچ – ۳، مبتنی بر کارکرد فانتوم ها بود. نیروی هوایی آمریکا نیز در جنگ اول خلیج فارس (۱۹۹۱) از این جنگنده علیه عراق استفاده کرد. F-۴ها در سال ۱۹۹۶ از نیروی هوایی ایالات متحده بازنشسته شدند.
همچنین ایران به عنوان نخستین مشتری خارجی F-۵ از سال ۱۹۶۵ تا یک دهه بعد، بیش از ۳۰۰ فروند از مدل های مختلف این جنگنده را همراه با لوازم یدکی فراوان خریداری کرد. از لوازم یدکی F-۵ بعدها در ساخت جنگنده های ایرانی استفاده شد.
** نسل چهارم جنگنده ها (اواسط دهه ۷۰ تا ۲۰۰۵)
نسل چهارم جنگنده ها با این اندیشه پا به عرصه وجود گذاشت که ˈمانورپذیریˈ و ˈتجهیزات الکترونیکیˈ در نبرد هوایی مهمتر از ˈسرعتˈ است. سامانه های موسوم به ˈهدایت پرواز برقیˈ (fly-by-wire) که شامل کنترل پرواز با کمک رایانه های پیشرفته است، شاخص عمده این نسل از جنگنده ها به شمار می رود.
جنگنده رهگیر F-۱۴ را باید پیشرفته ترین جنگنده نسل چهارم دانست. این جنگنده را نیروی دریایی آمریکا برای جایگزینی فانتوم روی عرشه ناوهای هواپیمابرش سفارش داد. مزیت های اف-۱۴ به اف-۴، از جمله در طراحی آیرودینامیک تر، داشتن دو سکان عمودی در انتهای هواپیما (به جای یک سکان) و امکان حرکت بالها به عقب بود که هر سه، به مانورپذیری بیشتر اف – ۱۴ کمک می کرد. افزون بر اینها، سیستم های رایانه ای، راداری و الکترونیکی F-۱۴، جهش چشمگیری نسبت به F-۴ دارد.
F-۱۴ها افزون بر موشک های کوتاه برد AIM ۹ Sidewinder و موشک های میانبرد AIM ۷ Sparrow، مجهز به موشک های پیشرفته فینیکس هستند. فینیکس ها پس از شلیک، هدف را با سرعت ۵ ماخ تحت هر شرایطی تا زمان اصابت تعقیب می کنند. این موشک ها رکورد تعقیب تا حدود ۲۰۰ کیلومتر را هم دارند و به همین جهت، خلبانان لقب ˈfire- and-forgetˈ (شلیک کن و فراموشش کن) به آن داده اند.
ارزش فینیکس ها به ویژه در این بود که خلبان در رزم هوایی می توانست پیش از آنکه در بُردِ موشک های هواپیمای دشمن قرار گیرد، به سوی دشمن شلیک کند.
قابلیت های F-۱۴ به اندازه ای بود که آمریکا فروش آن به کشورهای خارجی (به استثنای ایران) را ممنوع کرد. ایران در سال ۱۹۷۵ بیش از ۷۰ فروند از این هواپیماها را خرید.
بخش عمده ای از بار پدافند هوایی ایران در جنگ تحمیلی بر دوش F-۱۴ها بود. البته به دلیل تحریم، گران بودن و محدودیت تعداد موشک های فینیکس، خلبانان ایرانی در شلیک این موشک ها ملاحظات فراوانی داشتند.
F-۱۶ نمونه ای دیگر از جنگنده های پیشرفته نسل چهارم است. این جنگنده اگرچه توان پدافندی F-۱۴ را ندارد، اما از این مزیت برخوردار است که می تواند مانند F-۴ (اما پیشرفته تر) به صورت بمب افکن چند منظوره عمل کند و در نبردهای آفندی هم مشارکت داشته باشد. ایران در نیمه دوم دهه هفتاد، ۱۶۰ فروند F-۱۶ سفارش داد و در اکتبر ۱۹۷۶، شمار سفارش خود را به ۳۰۰ فروند رساند تا بتواند این جنگنده ها را به تدریج جایگزین فانتوم ها کند. البته دولت موقت مهندس بازرگان این قرارداد را لغو کرد و قطعات یدکی هواپیما نیز پس داده شد.
ایران پس از جنگ تحمیلی، تعدادی هواپیمای رهگیر Mig-۲۹ از روسیه خرید که در رده جنگنده های نسل چهارم قرار می گیرد.
سوخوی ۲۷ (شوروی)، میگ – ۳۱ (شوروی)، میراژ – ۲۰۰۰ (فرانسه)، و... از دیگر جنگنده های معروف نسل چهارم هستند.
** نسل ۴.۵ !
پیشرفت سخت افزاری رایانه ها در دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی به پیشرفت نسل چهارم جنگنده ها کمک بسزایی کرد. افزودن سامانه پویش الکترونیکی کنشگر یا کنش پذیر (AESA / PESA)، دیجیتالی شدن سامانه های آنالوگ هوابرد در کابین خلبان و افزودن سامانه جستجو و ردگیری فروسرخ (IRST) از جمله تحولاتی است که در ساخت جنگنده های نسل چهارم در دهه ۹۰ میلادی رخ داد.
برخی این نوآوری ها را زیرِ عنوانِ نسل ۴.۵ (چهار و نیم) معرفی کرده اند. جنگنده های مدرن F-۱۸ و نیز جنگنده به روزشده F-۱۴D در این دسته می گنجند. جنگنده های Eurofighter Typhoon (ساخت انگلیس، آلمان، ایتالیا و اسپانیا)، داسو رافال (ساخت فرانسه)، Mig-۳۵ (روسیه)، SU-۳۵ (روسیه)، میتسوبیشی اف – ۲ (ژاپن) و... نیز با این حساب، از نسل ۴.۵ هستند.
در این سالها همچنان F-۱۴ پیشرفته ترین جنگنده پدافندی - رهگیریِ آمریکا است. این کشور در سال ۱۹۸۷، جنگنده F-۱۴ را با موتورهای تقویت شده و زیر عنوان F-۱۴B معرفی کرد و در سال ۱۹۹۱ نیز مدل F-۱۴D را با سامانه IRST، سامانه پدافندی اختلال امواج، سامانه توزیع اطلاعات تاکتیکی و چند به روزرسانی در سامانه های راداری و موشکی به نیروی هوایی خود تحویل داد.
اما این جنگنده برتر آمریکا، با همه توانمندی هایش دیگر به روزرسانی نشد و در سال ۲۰۰۶ میلادی بازنشسته شد. برخی هزینه های نگهداری اف – ۱۴ را به عنوان یکی از عوامل بازنشستگی آن عنوان می کنند. اما احتمالا دلیل اصلی کنار گذاشتن F-۱۴، چیزی نبود جز ظهور نسل تازه ای از جنگنده ها: نسل پنجم.
** نسل پنجم جنگنده ها (۲۰۰۵ تا کنون)
افزایش سرعت و دقت موشک ها و پیشرفت سامانه های پدافندی در دهه های ۷۰ و ۸۰ میلادی، بدین معنا بود که کشورهای صاحب فناوری، می توانستند هر نوع جنگنده ای را در آسمانِ خود پس از شناسایی، با فشردن یک دکمه منهدم کنند. بنابراین ارتش ها به فکر ساخت جنگنده هایی افتادند که بتوانند از دید رادارهای دشمن بگریزند.
جنگنده ای را نسل پنجم می نامیم که ضمن داشتنِ همه ویژگی های نسل ۴.۵، قابلیت رادارگریزی هم داشته باشد. نسل پنجم جنگنده ها با پرواز عملیاتی F-۲۲ در سال ۲۰۰۵ پا به عرصه وجود گذاشت.
برای آشنایی با فناوریِ رادارگریزی، ابتدا باید بدانیم که رادارها چگونه کار می کنند. رادارها امواج رادیویی با بسامد بسیار زیاد را به آسمان می فرستند. اگر امواج در مسیر حرکت خود به بدنه هواپیما برخورد کنند، بسرعت به دستگار رادار بازتابیده می شوند و دستگاه می تواند وجود هواپیما و فاصله اش از ایستگاه را تشخیص دهد.
برای رادارگریز شدنِ هواپیما، طراحان از دو فناوری همزمان استفاده می کنند. نخست آنکه بدنه هواپیما را سراسر با زاویه های تیز و بدون منحنی می سازند تا وقتی دستگاهِ رادار امواج را به صورت متمایل به آسمان می تاباند، موج رادیویی در برخورد با هواپیما بازتابیده نشود و پراکند گردد.
فناوری دوم که گاه به عنوان مکمل طراحی هواپیما به کار می رود، استفاده از بدنه یا رنگ ویژه برای جذب امواج رادیویی است.
این نکته نیز شایان توجه است که ساخت هواپیمای ۱۰۰% رادارگریز با فناوری کنونی تقریبا ناممکن است؛ یعنی نمی توان مطمئن بود که یک هواپیمای رادارگریز هرگز و در هیچ شرایطی روز زمین دیده نمی شود، بلکه می توان امیدوار بود که موشک های رادارپایه (SARH) سردرگم شوند و نتوانند این جنگنده ها را ردگیری کنند.
البته فناوری رادارگریزی، فکری نبود که در سال ۲۰۰۵ به وجود آید. جنگنده F-۱۱۷ در سال ۱۹۸۱ نمونه ای پیشرفته از یک هواپیمای رادارگریز را به نمایش گذاشت. اما چون در آن زمان رایانه های شبیه ساز برای طراحی مانند امروز وجود نداشت، ظاهر هواپیما به گونه ای شد که از چابکی آن بشدت می کاست. همچنین F-۱۱۷ اصلا قابلیت های نبرد هوایی نداشت؛ بنابراین یا می بایست تنها در عملیات های عکاسی و شناسایی شرکت کند و یا اگر قرار بود برای عملیات بمباران به جایی اعزام شود، می بایست یک یا چند جنگنده رهگیر هم همراهش اعزام می شد تا در صورت شناسایی، از این غولِ بی دفاع پشتیبانی کنند!
در زیر، فهرست جنگنده های نسل پنجم که تولیدشده اند یا مراحل ساخت را سپری می کنند، آورده شده است:
۱ – جنگنده F-۲۲ (آمریکا - ۲۰۰۵)
تنها جنگنده نسل پنجم که در مرحله عملیاتی است. این جنگنده در سال ۲۰۰۵ وارد خدمت در نیروی هوایی آمریکا شد. گرانترین جنگنده جهان (هر فروند ۴۱۲ میلیون دلار) است و فروش آن به کشورهای دیگر ممنوع است.
۲ – جنگنده F-۳۵ (آمریکا – بزودی)
جنگنده ای که ساخت آن سالهاست به پایان رسیده و مراحل پرواز آزمایشی را سپری می کند. این هواپیما مدل ارزانتر و قابل فروش اف – ۲۲ است. انگلیس، هلند، نروژ، ایتالیا، ترکیه، رژیم صهیونیستی، کانادا، ژاپن، کره جنوبی و استرالیا پیشاپیش از تصمیم خود برای خرید این هواپیما خبر داده اند.
۳ – جنگنده سوخوی T-۵۰ (روسیه – ۲۰۱۷)
نخستین پرواز آزمایشی اش را در سال ۲۰۱۰ انجام داد و در واقع، پاسخ مسکو به جنگنده F-۲۲ است.
۴ – چجونگ J-۲۰ (چین – ۲۰۱۸)
نخستین پرواز آزمایشی اش را در سال ۲۰۱۱ انجام داد و پکن امیدوار است نمونه نهایی این جنگنده را تا سال ۲۰۱۸ یا ۲۰۱۹ وارد خدمت ارتش کند.
۵ – میتسوبیشی ATD-X (ژاپن – ۲۰۲۰)
پس از ساخت F-۲۲ ژاپن نخستین کشوری بود که تقاضای خرید این هواپیما را به شرکت لاکهید مارتین داد. اما کنگره آمریکا با تصویب قانونی فروش این جنگنده به کشورهای خارجی را ممنوع کرد تا از دستیابی کشورهای دیگر به فناوری های به کار رفته در آن جلوگیری کند. پس از آن بود که توکیو جنگنده نسل پنجم خود را طراحی کرد. این جنگنده کاملا ژاپنی است و حتی موتور آن هم ساخت کشور ژاپن است.
ساخت نخستین نمونه از میتسوبیشی ATD-X ملقب به ˈشین شینˈ در سال ۲۰۱۴ به پایان رسید و توکیو امیدوار است این جنگنده را تا سال ۲۰۲۰ عملیاتی کند. برخی معتقدند این جنگنده در نهایت با نام میتسوبیشی F-۳ عملیاتی خواهد شد.
۶ – جنگنده KAI-KF-X (کره جنوبی – ۲۰۲۰)
جنگنده ای است که سئول امیدوار است بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ عملیاتی کند. کره در ساخت این جنگنده از موتورهای ˈجنرال الکتریکˈ یا ˈپرات اند ویتنیˈ ساخت آمریکا استفاده خواهد کرد. کره ای ها همچنین از کمک شرکت های لاکهید و بویینگ (آمریکا)، شرکت ساب (سوئد)، صنایع هوافضای ترکیه و صنایع هوافضای اندونزی بهره مند خواهند شد.
۷ – جنگنده Sukhoi HAL FGFA (هندوستان – ۲۰۲۲)
نمونه هندیِ سوخوی T-۵۰ خواهد بود و شرکت روسی سوخوی در ساخت آن با هند همکاری خواهد کرد. نخستین نمونه از این جنگنده ساخته شده و دهلی امیدوار است آن را تا سال ۲۰۲۲ عملیاتی کند.
۸ – جنگنده TAI TFX (ترکیه – ۲۰۲۳)
ترکیه در ساخت این جنگنده از فناوری شرکت SAAB (سوئد) بهره مند خواهد شد. آنکارا همچنین برای موتور هواپیما با سه شرکت جنرال الکتریک (آمریکا)، پرات اند ویتنی (آمریکا) و رولز رویس (انگلیس) مکاتبه کرده است.
۹ – جنگنده HAL AMCA (هندوستان – ۲۰۲۵)
این جنگنده برخلاف FGFA، نمونه ای بومی و ساخت هند خواهد بود.
** پایان نسل پنجم؟
چینی ها از سال ها پیش، انواعی از رادارها را برای شناسایی جنگنده های رادارگریز طراحی کرده اند. در رادارهای «پادرادارگریز» شما باید بتوانید امواجی با طول موج بلند را به فاصله های دور بفرستید و بسرعت دریافت کنید. این دقیقا برعکس کارکرد رادارهای متعارف است که از امواجی با طول موج بسیار کوتاه استفاده می کنند.
سامانه YLC-۲۰ یکی از رادارهای چینی است که مدلی از آن، تا اندازه ای قابلیت پادرادارگریزی دارد یا دستکم پکن اینطور ادعا می کند. سال گذشته نیز چینی ها از رادار DWL۰۰۲ پرده برداری کردند. این رادارِ زمینی، از قابلیت های بیشتری برخوردار است و برد آن دستکم به ۴۰۰ کیلومتر می رسد. هر دو رادار یادشده، از فناوری پویش کنش پذیر (منفعل، passive) استفاده می کنند که در آن، منبع ارسال امواج از بخش دریافت و شناساییِ امواج جدا است.
کشورهای غربی از فناوری پویش کنشگر (فعال، active) استفاده می کنند که در آن، منبع ارسال و دریافت بازتاب امواج، یکی است. آمریکا و متحدانش معتقدند فناوری پویش کنشگر از پویش کنش پذیر دقیق تر عمل می کند. بنابراین، غرب در مورد موثر بودن رادارهای پادرادارگریز چینی، ابراز تردید کرده است.
اما روز جمعه این هفته، مجله معتبر ˈپاپیولار ساینسˈ با انتشار اطلاعاتی تازه درباره جدیدترین پهپاد چینی، شگفتی ساز شد. ظاهرا این پهپاد غول پیکر که ˈعقاب آسمانیˈ نام دارد، به ۷ رادار مجهز است که رادار آسمان نمای JY-۲۶ یکی از آنهاست.
JY-۲۶ از فناوری پویش الکترونیکی کنشگر (AESA) استفاده می کند و با ارسال امواجی با طول موج بلند، به ویژه برای تشخیص هواپیماهای رادارگریز دشمن به کار می رود. بنابراین، به نظر می رسد چینی ها اکنون به فناوری پادرادارگریز کنشگر (فعال) نیز دست یافته باشند.
اکنون پرسش اساسی این است که با توجه به دستیابی چین و طبعا شماری دیگر از کشورهای جهان به فناوری هایی که شناسایی و رهگیری جنگنده های رادارگریز را ممکن می کند، آیا عمر نسل پنجم جنگنده حتی پیش از تکامل به پایان نرسیده است؟
واقعیت این است که اگر عمر جنگنده های نسل پنجم به پایان رسیده بود، روسیه، ژاپن، هند، کره جنوبی و بسیاری دیگر از کشورهای قدرتمند، از جمله ایران، میلیاردها دلار برای طراحی و توسعه رادارگریزهای بومی خرج نمی کردند.
امروز فناوری های پادرادارگریز، ابزاری برای بازدارندگی در دست کشورهای صاحب صنعت است؛ بدین معنی که مثلا پکن با در دست داشتن سامانه های DWL۰۰۲ یا JY-۲۶، آمریکا را برحذر می دارد که برای ورود به حریم چین، زیاد روی اف-۲۲ ها یا اف – ۳۵ هایش حساب نکند. اما نه چین و نه هیچ کشور دیگری، فناوری های پادرادارگریزی خود را به کشورهای جهان نمی فروشند. بنابراین، جنگنده های رادارگریز نسل پنجم، همچنان ابزار قدرت در رویارویی با کشورهایی خواهند بود که صاحب صنعت و فناوری پیشرفته نیستند.
انگلیسیها اصرار دارند تجهیزاتی را بدون نظارت بازرسان جمهوری اسلامی ایران وارد سفارتشان در تهران کنند، اصرار بر مخفیکاری روباه با توجه به سبقه تاریخی منفی آنها باعث گمانهزنیهایی در رسانهها و کارشناسان مختلف، درباره این عمل انگلیسیها شده است.
گروه سیاسی مشرق - موضوع بازگشایی سفارت انگلیس در تهران از جمله مواردی است که با کش و قوسها فراوانی روبرو بوده است . پس از بسته شدن سفارت این کشور طی وقایعی که در آذر سال 1390 اتفاق افتاد، مساله بازگشایی سفارت این کشور مراحل مختلفی را طی کرده است.ط
پس از اینکه جک استراو در صدر هیئتی به ایران سفر کرد، موضوع بازگشایی سفارت انگلیس در تهران قوت گرفت. دیدار رئیس جمهور کشورمان و نخست وزیر انگلیس که پس از سالها در این سطح انجام میشد، ناظران سیاسی را بیشتر به بهبود روابط دو کشور امیدوار کرد اما پس از آنکه دیوید کامرون سخنان تندی را علیه کشورمان در صحن سازمان ملل ابراز داشت، موضوع بازگشایی سفارت کشورش در تهران بازهم به محاق رفت. با وجود اتخاذ سیاست تنش زدایی توسط وزارت خارجه کشورمان هنوز هم روابط دیپلماتیک میان ایران و انگلیس در نازلترین سطح قرار دارد.
اما بنابر آنچه طرفین بیان داشته اند، مشکل فنی قفل دیگری به سفارتخانه این کشور قبل از بازگشایی زده است که مدتی است ادامه دارد. در همین رابطه فلیپ هاموند، وزیرخارجه این کشور در اوایل آذرماه سالجاری مدعی شد که تلاشها برای بازگشایی سفارت این کشور در تهران به دلیل موافقت نکردن دولت ایران با ورود تجهیزات رایانهای مورد نیاز سفارت، با مانع روبهرو شده است. اما امساله دیگری در میان است و تجهیزاتی که انگلیسیها مصر هستند به سفارت خود وارد کنند در دو کانتیر قرار دارد که آنان اجازه بازرسی را به ایران برای ورود این محموله به سفارت خانه شان نمیدهند.
بنابر گزارش فایننشال تایمز مقامات انگلیس گفتهاند درخواست ایران برای بازرسی محموله های حامل لوازم مورد نیاز برای تجهیز مجدد سفارت انگلیس در تهران، قابل قبول نیست، چون این کانتینرها حامل تجهیزات ارتباطی بسیار حساس هستند که برای حفظ امنیت این سفارتخانه ضرورت دارند.
پاسخ ایران در این زمینه نیز تاکنون مشخص بوده است. در این رابطه عباسعلی منصوری رئیس گروه دوستی پارلمانی ایران و انگلیس گفته است: «انتقال تجهیزات مربوط به سفارتها باید بر اساس کنوانسیون وین باشد و کشورها نمیتوانند هرگونه وسیله و دستگاهی را به کشور دیگری وارد کنند و قطعاً انگلستان برای ایران هیچ تفاوتی با دیگر کشورها ندارد.»
موضوع قابل توجه در این زمینه مطالبه غیر قانونی انگلیس برای نوسازی تجهیزات سفارت این کشور است. گرچه هر سفارتخانهای می تواند به حد مطلوب اطلاعاتی از اوضاع سیاسی، اقتصادی و ... کشورهای میزبان خود کسب و به کشور خود ارسال کند اما انگلیسیها به بهانه از بین رفتن تجهیزات گذشته خود سعی دارند سیستم مخابراتی و ارتباطی در سفارت خود بنا کنند که خارج از عرف دیپلماتیک و تجهیزات معمول در هر کشوری است.
این درحالی است که سفارت انگلیس در زمان فتنه 88 از هر وسیله ممکن برای یاری دهی فتنه گران استفاده کرد و بعضا بسیاری از اخبار دروغی که توسط رسانههای بیگانه از جمله بی بی سی فارسی در این دوران از اوضاع ایران منتشر شد توسط عناصر سفارت این کشور و تجهیزاتی که آنان در اختیار فتنه گران قرار دادند از جمله موبایلهایی که خارج از سیستم مخابرات کشورمان فعال بودند، مخابره می شد.
بازگشایی سفارت انگلیس و بر قراری روابط در عمل موضوع منفی نیست اما مسئولان سفارت انگلیس مطرح کرده اند که با بازگشایی این سفارت امور کنسولی که وظیفه هر سفارتخانه ای است از جمله صدور ویزا و ... در این سفارتخانه انجام نخواهد شد و این مساله، این سئوال را بوجود می آورد که پس با سطح نازل روابط اقتصادی و سیاسی این سفارتخانه به چه منظور بازگشایی می شود. مشکل نیز از جایی اب می خورد که انگلیسی هایی که بی اعتمادی به آنان در میان ایرانیان ضرب المثل شده و بی اعتمادی در مورد به طور عمیقی در لایه های مختلف اجتماعی و سیاسی کشور رسوخ یافته است، سعی دارند تجهیزات خود را بدون نظارت ایران وارد سفارت کنند.
در این باره کارشناس فنی جاسوسی در مصاحبه ای با مشرق نیز نگرانی مقامات جمهوری اسلامی ایران در زمینه احتمال جاسوسی انگلیس با وارد کردن تجهیزات جدید دور از چشم مقامات ایرانی را معقول و مشروع قلمداد کرده است. دانکن کمپل در این باره گفته است: «نگرانی اصلی تهران این است که نکند این تجهیزات، تجهیزات جاسوسی باشند. چراکه سفارتهای انگلیس هم مثل سفارتخانههای آمریکا، استرالیا، فرانسه، آلمان و حتی چین مجهز به تجهیزات جاسوسی هستند و از این تجهیزات برای شنود مکالمات تلفنهمراه و ارتباط بین نهادهای دولتی کشورهای مختلف استفاده میکنند.»
«السیب» مرکز جاسوسی خاورمیانهای انگلیس
تاکید انگلیسی ها برای وارد کردن تجهیزات نو بدون نظارت ایران در سفارت این کشور درحالی است که این کشور در زمینه جاسوسی با سازمان سیا برنامه های مشترکی را به اجرا گذاشته است و شریک جاسوسی آمریکا در خاورمیانه محسوب می شود. از سوی دگیر افشارگری های ادوارد اسنودن در مورد پایگاه های جاسوسی انگلیس در خاورمیانه بویژه در روستای السیب عمان و همچنین استفاده از کابل های اینترنتی دریایی در خلیج فارس به این فرضیه دامن می زند که تجهیزات جدیدی که انگلیسی ها می خواهند دور از چشم بازرسان کشورمان وارد سفارت کنند به این مساله مربوط می باشد.
در همین رابطه اطلاعات فوق محرمانه ای از برنامه عملیاتی مخفیانه انگلیس، از جمله شنود کابل های زیر دریایی در خاورمیانه که تا کنون مخفی مانده بودند، افشا گردیده است. این در حالیست که فشار دولت بریتانیا باعث شده بود برخی از سازمان های رسانه ای، از انتشار اسناد محرمانه جلوگیری کنند اما با این حال چنین خبری در تیتر بسیاری از خبرگزاری ها قرار گرفته که تاکیدی بر جاسوسی بریتانیا در خاورمیانه بخصوص کشورهای حوزه خلیج فارس است. این پایگاه های جاسوسی، بخشی از برنامه های مخفی دولت بریتانیا موسوم به " Circuit" است که در شهر السیب در سواحل شمال عمان واقع شده اند و در آن کابل های زیردریایی مختلفی از طریق تنگه هرمز به خلیج فارس عبور می کنند. شهر السیب مقر اصلی سازمان جاسوسی GCHQ در عمان است که عملیات پایگاه های جاسوسی خود را با اسامی " Timpani"، " Guitar" و " Clarinet" رمز نموده است. Timpani ظاهرا نظارت بر ارتباطات عراق را بر عهده دارد، Clarinet نظارت بر ارتباطات یمن، و Guitar هنوز فاش نشده است که مربوط به جاسوسی از کدام کشور می باشد.
تمپورا پروژه عظیم جاسوسی تحت نظر انگلیس
همه این موارد اما تحت نظر یک پروژه جاسوسی عظیم تحت عنوان « تمپورا» توسط سازمان سیا و سازمان جاسوسی انگلیس طراحی شده است. تمپورا بیش از یکسال است که کلید خورده و در این جهت بسیاری از مکالمات تلفنی و همچنین محتوای ایمیل های افراد مختلف در جای جای دنیا رصد و در اختیار این دو سازمان جاسوسی قرار می گیرد. این طرح به بهانه جلوگیری از حمله غافلگیرانه تروریستی و خنثی کردن این موارد کلید زده شد اما در عمل سعی دارد منافع کشورهای غربی را تامین کند و موارد امنیتی پوششی برای جاسوسی است.
تمپورا به طور بالقوه بسیار خطرناک است. کافیست تصور کنیم که یک دولت انحصار طلب و توتالیتر، فعالیتهای مکالمهای و اینترنتی تکتک شهروندان را به صورت ۲۴ ساعته ثبت و ضبط کرده و زیر نظر دارد. دولتهای آمریکا و انگلیس به راحتی میتوانند طی زد و بندهای سیاسی، اطلاعات جمعآوری شده خود را به بهای پیروی از سیاستهای لندن و واشنگتن به دولتهای ضد مردمی کشورهای دیگر بفروشند یا میتوانند با استفاده از این اطلاعات، گروههای تروریستی مورد حمایت خود در کشورهای دیگر را از نظر اطلاعاتی در سطح برتری قرارد دهند. شراکت سیا و GCHQ در این پروژه جاسوسی سبب شده است تا در جایی که امکان حضور امریکا وجود ندارد، انگلیسی ها بتوانند کمبود آنان را برطرف سازند. جالب اینجاست که اطلاعات جاسوسی با درجه ارتباط بالایی میان طرفین رد و بدل می شود و جاسوسان انگلیسی می توانند به راحتی به اطلاعات طبقه بندی شده سازمان سیا دست بیابند. با این وجود پتانسیل بالای انگلیسی ها برای جاسوسی و ارتباط و همپیمانی جاسوسی با امریکا سبب می شود که جمهوری اسلامی ایران با هوشیاری بیشتری نسبت به بازگشایی سفارت این کشور اقدام کند.
چه اینکه این کشور سعی دارد برخی از تجهیزات را به طور مخفی و دور از بازرسان کشورمان وارد سفارت خود کند که این موضوع نیز به هر حال زمینه سوء ظن و بدگمانی را ایجاد می کند. با توجه به سوابق این کشور در تحرکات ساختار شکنانه در فتنه سال 88 نیز این گمانه زنی ها بیش از پیش تقویت می شود و این موضوع که بایستی با دقت نظر بیشتری در مورد بازگشایی سفارت انگلیس ونوسازی تجهیزات این سفارت اقدام شود، به عنوان یک مطالبه دیپلماتیک بیشتر اهمیت می یابد
منم کـوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابِـل، شاه سومر و اَکَد، شاه چهار گوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ … نوه کورش، شاه بزرگ … نبیره چیشپیش، شاه بزرگ …
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابِـل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دلهای پاک مردم بابـل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تکان داد … من برای صلح کوشیدم.
من بردهداری را برانداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند.
مَـردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانیاش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …
من همه شهرهایی را که ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی که بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم.
همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاههای خود برگرداندم و خانههای ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیکره خدایان سومر و اَکَـد را که نَـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مَردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم. بشود که دلها شاد گردد.
بشود، خدایانی که آنان را به جایگاههای مقدس نخستینشان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیکخواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: ‘‘ به کورش شاه، پادشاهی که ترا گرامی میدارد و پسرش کمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.’’
من برای همه مردم جامعهای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.
شرکت سهامی خاص ماتسودا (به ژاپنی: マツダ株式会社 ماتسودا کابوشیکی کایشا) که با نام تجاری مزدا شناخته میشود یک شرکت خودروسازی است که دفتر مرکزی آن در شهر هیرو
شیما در کشور ژاپن قرار دارد. این شرکت در سال ۲۰۰۶ حدود یک میلیون و دویست و پنجاه هزار خودرو تولید نمودهاست که در کشورهای مختلف جهان به فروش رسیدهاند. ریشه نام تجاری مزدا: جوجیرو ماتسودا بنیانگذار شرکت خودروسازی مزد ا که علاقه ویژهای به آئین زرتشت داشتهاست با الهام از اهورا مزدا و با توجه به تشابه اسمی نام خانودگی اش با کلمه مزدا، این نام را بر محصولات خود گذاشتهاست. این شرکت در داخل ژاپن به نام ماتسودا شناخته میشود و بیشتر ژاپنیها از جنبه دیگر نام مزدا بی اطلاعند.بر پایه اظهار نظر سایت مزدا دلیل نام گذاری این شرکت این طور بیان شدهاست:نام شرکت مزدا برگرفته از نام اهورا مزدا خدای اولین تمدنهای غرب آسیا است.ما اهورا مزدا را به خدای خرد، اندیشه و هماهنگی تفسیر کردیم.به عنوان منشاه هر دو تمدن شرقی و غربی و همینطور به عنوان نمادی از فرهنگ خودرو.این آمیختگی از تمایل به دستیابی به صلح جهانی و توسعه صنعت خودرو انجام شد واژه شناسی اهورا مزدا (برگرفته از ویکی پدیا): اهورامزدا واژهای ترکیبی است و از اهورا و مزدا تشکیل شدهاست. در گاتاها گاهی اهورامزدا جدا از هم بکار رفته است. مزدا در بعضی بندهای گاتاها به معنی حافظه و به حافظه سپردن و به یاد داشتن است. این واژه در سانسکریت مَذِس، به معنی دانش و هوش میباشد. بنابراین وقتی که مزدا برای خدا به کار برده شدهاست از آن معنی هوشیار و آگاه و دانا برداشت کردهاند. اهورا نیز از ریشه /ah/ به چم هستی و بودن سرچشمه گرفته است و اهورا بدین ترتیب به چم هستی بخش است پس اهورامزدا در مجموع به معنیِ هستی بخشِ دانا است. توضیحات خود کمپانی مزدا درباره نامگذاری مزدا در سایت رسمی مزدا (گوشه ی سمت راست پایین): The company's name, "Mazda," derives from Ahura Mazda, a god of the earliest civilizations in West Asia. We have interpreted Ahura Mazda, the god of wisdom, intelligence and harmony, as the symbol of the origin of both Eastern and Western civilizations, and also as a symbol of automobile culture. It incorporates a desire to achieve world peace and the development of the automobile manufacturing industry. It also derives from the name of our founder, Jujiro Matsuda. منابع : توضیحات سایت رسمی مزدا : http://www.mazda.com/profile/vision/
اگر میخواهی بر ایرانیان حکومت کنی، کشتن بزرگان آنها فایده ندارد چون ایرانیان باز جمع میشوند و تو را سرنگون میکنند، میان ایرانیان تفرقه بیفکن و در هر استان طایفه ای را فرمانروا کن تا دائم با هم در جدال باشند و تو آسوده بر آنان حکومت کنی. اسکندر چنین کرد و ملوک الطوایفی پدید آمد و فرهنگ و تمدن ایرانیان آشفته شد و هر گوشه به جدال با گوشه دیگر برخاست تا پس از 450 سال که اردشیر بابکان، ملوک الطوایفی را برانداخت و با اتحاد استانها، ایران و ایرانیان را باز زنده کرد
تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن ۱۸ روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران باستان است.
در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند
، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند.
در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود . چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند ، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند. و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد . اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست..
کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت:
«سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود ، خود را کشت. هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد. از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است. کاش از این داستان های غنی و اصیل ایرانی فیلم هایی ساخته میشد تا فرزندان کوروش منش و خوی اصیل ایرانی را بیاموزند.
"شیرین” ملقب "ام رستم” دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی(۳۸۷ق. ـ ۳۶۶ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید او اولین پادشاه زن ایرانی پس از ورود اسلام بود. او بر
مازندران و گیلان ، ری ، همدان و اصفهان حکم می راند .
به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است.
سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود :
باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی .
ام رستم ، به پیک محمود گفت : اگر خواست سرور شما را نپذیرم چه خواهد شد ؟
پیک گفت آنوقت محمود غزنوی سرزمین شما را براستی از آن خود خواهد کرد .
ام رستم به پیک گفت : که پاسخ مرا همین گونه که می گویم به سرورتان بگویید :
در عهد شوهرم همیشه می ترسیدم که محمود با سپاهش بیاید و کشور ما را نابود کند ولی امروز ترسم فرو ریخته است برای اینکه می بینم شخصی مانند محمود غزنوی که می گویند یک سلطانی باهوش و جوانمرد است برروی زنی شمشیر می کشد به سرورتان بگوییداگر میهنم مورد یورش قرار گیرد با شمشیر از او پذیرایی خواهم نمود اگر محمود را شکست دهم تاریخ خواهد نوشت که محمود غزنوی را زن جنگاور کشت و اگر کشته شوم باز تاریخ یک سخن خواهد گفت محمود غزنوی زنی را کشت .
پاسخ هوشمندانه بانو ام رستم ، سبب شد که محمود تا پایان زندگی خویش از لشکرکشی به ری خودداری کند .
ام رستم پادشاه زن ایرانی هشتاد سال زندگی کرد و همواره مردمدار و نیکخو بود.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید